خبرنگاری ابتکاری: پیداکردن موضوع

خبرنگاری ابتکاری میتواند با تولید خبرهای روزانه درتضاد قرار گیرد.خبرنگاران بی بی سی در بلفاست بشما نشان میدهد که چگونه میتوان یک موضوع را در جایی که گمان نمیرود پیداکرد.

خبرنگاران اکنون مجبوراند نظربه هرزمان دیگری تولید بیشتری داشته باشند و این فشارکار میتواند شمارا متقاعد کند که بدون تحقیق کافی بکار خود بپردازید.  

دریای اطلاعات درست و نادرست که امروزه ازطریق رسانه های اجتماعی قابل دسترسی میباشد میتواند هرکسی را که در جستجوی حقیقت است درخود غرق کند.

ولی درانجا داستانها و موضوع های زیادی وجود دارد که هم شیوهای جدید وهم شیوهای سنتی میتواند برای کشف آنها بشما کمک کند.

خبرنگاری ابتکاری لزوما به این معنا نیست که ناگهان یک موضوعی جدیدی را مطرح کنید. پیداکردن ناگهانی یک موضوع جدید یا آشکار نمودن اطلاعاتی که از تحقیق درازمدت بدست آمده خوب است، ولی بوجود آوردن یک فکر تازه از طریق ارزیابی داستانهای موجود و پیداکردن یک زاویه تازه درآن به همان اندازه اهمیت دارد.

رسانه های اجتماعی و ابزار اینترنت

اگر جستجوی پیشرفته گوگل، موضوع هشتاگ توییتر یا جامعه فیس بوک، سایتهای رسانه های اجتماعی باشد میتواند درپیداکردن داستانها و موضوع های جدید، مطالعات موارد تازه، تماسها و تصاویر بشما کمک کند. ولی رسانه های اجتماعی و اینترنت چالشهای جدیدی را نیز دربرابر خبرنگاران قرار میدهد. دسترسی به اطلاعات ممکن است آسان باشد ولی باید خودرا مطمین سازید که این اطلاعات واقعی اند و مردمی که آنرا بشما میدهد قابل اعتبار اند. 

پس این ابزارمنبع خوبی برای تقویت و افزایش مهارتهای سنتی خبرنگاری میباشد نه اینکه جاگزین آنها شود. خبرنگاران شهرهای لیدز و بلفاست دربریتانیا سعی میکنند بدون کمک تلفنهای هوشمند داستانها و موضوع نای جدیدی را پیداکنند:

طرز فکر و کنجکاوی

اصالت و ابتکار، سعی و تلاش،زمان و پیگیری میخواهد- ولی داستان با کنجکاوی آغاز میشود.

یک تولید کننده برنامه درایرلند شمالی میگوید: ” اگر هرگزبا یک داستان تازه خود به دفترکارخود نمیروید، باید هنرپیداکردن داستان را یاد بگیرید،". او بخاطر دارد که یک مدیرمسول عادت داشت که درطول جاده قدم میزد وخودرا به چالش میکشید که میتواند در فاصله ۵۰۰ متر نسبت به هرکس دیگری داستانهای بیشتری را پیداکند.

او به مقدار زباله ها، معیارهای پارکینگ، شمار موترها(ماشینها) جدید نگاه میکرد و میدید که نگهبانان ترافیک چه کار میکنند، و سایرچیزها. همه مشاهدات او این ارزش وظرفیت را داشت که در مورد آنها جستجو و پرس وجوی بیشتری صورت گیرد. اغلب اوقات از کنار یک محل ساختمانی میگذریم آیا هرگز پرسیده ایم که چه را میسازند؟

باید طرزفکرما طوری باشد که هنگامی به حرفهای کسی گوش میدهیم، رزنامه میخوانیم یا در کناریک جاده قدم میزنیم حتما فکربکنیم که اگر چیزی یا صدای غیرعادی به نظربرسد- از خود بپرسیم که اصلا این چرا اینطور است؟

"پیداکردن ناگهانی یک موضوع جدید یا آشکار نمودن اطلاعاتی که از تحقیق درازمدت بدست آمده خوب است، ولی بوجود آوردن یک فکر تازه از طریق ارزیابی داستانهای موجود و پیداکردن یک زاویه تازه درآن به همان اندازه اهمیت دارد. "

به واکنش اولیه خود درباره هرداستان یا رویداد گوش کنید. آیا سایرمردم اینگونه فکرخواهند کرد؟ چه خواهد شد اگراین واکنش را به چالش بکشید- شمارا به کجا خواهد برد؟

کجا را نگاه کنیم

صفحات غیرخبری روزنامه های روزمره میتواند منبع غنی موضوعات تازه باشد بشرطیکه آنرا بدقت بخوانیم.

اگهی های تبلیغاتی

آگهی های تبلیغاتی طبقه بندی شده وکوچک همیشه ارزش خواندن را دارد: مردم چیزهای عجیبی را میفروشند یا میخواهند بخرند. جورج سوروس، سرمایه گذار ملیادر زمانی در ستون آگهی های طبقه بندی شده مجله اکونومیست آگهی را بنشر سپرده بود که میخواست یک بیمارستان کاملا مجهز را بخرد.

و به همینگونه داستان های در مورد شخصیت های محلی که با مشکلات روبرو شده بودند درآگهی های آن روزنامه های محلی که اشیای عادی را میفروشند، برملا شده اند. 

اطلاعیه ها

اطلاعیه های ورشکستگی و آگهی های فروشات انحلال را ببینید. هنگامیکه یک شرکت یا نام بزرگ تجاری ورشکسته میشود، یک موضوع است. هنگامیکه عده ازآنها پی درپی ورشکسته میشوند، این یک موضوع بزرگ است. متوجه روندها و الگوها باشید و پیگیری کنید. 

اطلاعیه های حقوقی

اطلاعیه های حقوقی و عمومی میتواند به تحولات بزرگی اشاره کند که تا کنون برای عموم مردم اعلام نشده اند. تقاضانامه های ظاهرا بی ضرر درمورد تغیرشیوه کاربرد یک ساختمان یا حقوق راه ممکن است نشانه یک چیز بزرگتر باشد.

نامه ها

صفحات نامه ها در روزنامه ها و تبصره های بلاگهای اینترنتی یک منبع آشکار داستانها ست، بویژه هنگامیکه عده زیاد آنها درباره یک موضوع باشند. ولی ماورای آشکار را ببینید- آیا الگوها یا روندی دیده میشود؟

فکر کنید که چه داستانی میتواند درپشت یک نامه شخصی یا عاطفی موجود باشد. داستان معمولا درآنچه نهفته است که نویسنده نمیگوید ویا در پشت یک عنوان ظاهرا آشکار، پنهان شده است. اگر احساس میکنید که چیزهای بیشتری وجود دارد که باید پیدا کنید، پیش از اینکه خودرا متقاعد کنید که ممکن است چیزی دیگری نباشد، فورا یکبار دیگر زنگ بزنید.

سرنخ را دنبال کنید

یک داستان بهتر بعضِی اوقات درپشت یک داستان خوب پنهان میباشد.

فیل سکویر، دستیار یک مدیر مسول پیشین در شهر لیدز بریتانی، بخاطر میاورد که چگونه برنامه صبحگاهی او زمانی با یک مهمانی مصاحبه کرده بود که از دولت میخواست برای خانواده های که خویشاوندان شان دربیرون از کشور می میرند کمک های بیشتری بکند.  

پسراین مهمان هنگام سپری کردن مرخصی در خارج کشور درگذشته بود، و این وضع زندگی او یک موضوع یا داستان شده بود. او درباره روشهای کاری حرف زد ولی واکنش اوبه این پرسش که درباره رویه ماموران دولتی چه احساسی دارد، به یک داستان نیرومند رادیویی مبدل شد.

این مهمان مارا به یک سفرعاطفی درباره احساس اودر زمان پس از مرگ پسرش برد. و این چیزی بود که مردم میخواست بشنود- نه آنچه که درباره درخواست کمکهای بیشتر از دولت بود.

با مردم واقعی حرف بزنید

خبرنگاران ممکن است کاملا مشغول جهان خودشان شوند- مشغول اعلامیه های مطبوعاتی، اطلاعیه های رسمی، کنفرانسهای خبرِی، تصاویر تلویزیونی و ایدیت کردن وغیره شوند... مهم است با افرادی حرف بزنند که در رسانه های کار نمی کنند و بشنوند که در زندگی آنها چه میگذرد. 

"خبرآنست که مردم درباره آن حرف میزنند- نه آنچه که ما فکرمیکنیم آنها درباره آن حرف میزنند. “

یک تولید کننده دیگر برنامه درشهر بلفاست از تجربه شخصی خودش دریک گردهمایی صبحانه همکارانش میگفت. او گفت در ایستگاه اوتوبوس با یک شخص مسن حرف میزد. چند دقیقه باهم حرف زدیم و گفتم به نظر میرسد که خیلی سرحالی؟- او در پاسخ گفت: یقینا که هستم- نوه ام همین اکنون د رکلیسای بزرگ سینت پول بعنوان نوازنده استخدام شده است.!

بدقت گوش کنید

بدرستی گوش دادن به یک شخص دیگر به این معناست که درباره خود فکر نمیکنید بلکه درباره حرفهای او فکر میکنید. به حرفها ولحنی که او انتخاب میکند دقت کنید. مردم معمولا بخش کوچکی ازحرفهای دیگران را بخاطر میسپارند. آنها درذهن خود مفروضات میسازند و افکار آنهارا برایشان به پایان میرسانند. اگر اینطور کنید، بعضی اوقات یک موضوع یا داستان بزرگی را از دست میدهید.

بگذار ’حادثه هیزیلتاین’ در دسامبر سال ۲۰۰۲ هوشداری باشد درین زمینه. این زمانی بود که در یک پارتی کرسمس بی بی سی لارد هیزیلتاین، معاون رهبر پیشین حزب محافظه کار بریتانیا، حین گردش درمیان گروهی از مدیران مسول ارشد رسانه ها، برخلاف قانون اساسی حزب محافظه کار که به اعضای عادی حزب حق میداد درمورد تعین رهبر حرف آخر را بزنند، به آنها میگفت که اعضای پارلمانی حزب محافظه کار باید خودشان به تنهایی رهبرشانرا انتخاب کنند.

او شگفت زده شده بود که هیچکدام از خبرنگاران بی بی سی بعنوان یک موضوع خبری متوجه این پیشنهاد تحریک آمیز او نشدند. آقای هیزیلتاین چند روز بعد درمصاحبه ای با روزنامه ایندیپندنت این پیشنهاد خودرا یکباردیگر تکرار کرد- و ناگهان این موضوع درهمه جا پخش گردید.

 

 

 

ورود کارمندان

لطفا صبر کنید تا ببینیم آیا به شبکه داخلی بی‌بی‌سی وصل هستید

متاسفانه نتوانستیم اتصال شما را پیدا کنیم

  • لطفا ببینید آیا به شبکه داخلی بی‌بی‌سی وصل هستید
  • لطفا ببینید آیا لینک واردشده شما درست است
بستن و ادامه

اتصال شما به شبکه باموفقیت تایید شد

بستن و ادامه