12:55 گرينويچ - شنبه 20 سپتامبر 2008 - 30 شهریور 1387
شهریار رادپور
اعتقاد صریح خانم سارا پیلین، نامزد مقام معاونت ریاست جمهوری آمریکا از حزب جمهوریخواه، به روایت انجیل از پیدایش انسان ( آفرینش آدم و حوا به فرمان قادر متعال) آنقدر رهبران کلیسای اسقفی انگلستان را از سیاسی شدن اصل پیدایش دلواپس کرد که از چارلز داروین پوزش خواستند؛ در این میان، رئیس آکادمی علوم مجبور به استعفا شد و نمایندگان دیگر ادیان هم وارد این ماجرا شدند!
گرچه سخنان خانم پیلین درباره چگونگی پیدایش کیهان و حیات و متعلقاتش، اسباب تفریح بعضی رسانه ها را فراهم کرده، کلیسای اسقفی انگلستان، نگران از عواقب منفی سیاسی شدن ماجرای پیدایش بر دنیای مسیحیت، خط دفاعی خود را حمایت از بنیانگذار فرضیه تکامل جانداران انتخاب کرده است.
سایت اینترنتی کلیسای اسقفی، با چند هفته تاخیر، بمناسبت صد و پنجاهمین سالگرد انتشار نخستین جلد فرضیه " اصل انواع" نوشته چارلز داروین، زیست شناس قرن نوزدهم این دیار، با درج مطلبی عملا از این دانشمند بزرگ پوزش خواست.
کلیسای پروتستان، رفتار روحانیون هم عصر داروین نسبت به نوشته ها و شخص او را که با ارائه فرضیه تنازع بقا موجودات، به اعتقاد بیشتر زیست شناسان دنیا، اصل تکامل را به کرسی نشاند، رفتاری غیرمنصفانه و نادرست خواند.
به گفته کشیش مالکوم براون، یکی از نویسندگان پوزش نامه کلیسای اسقفی، دفاع تعصب آمیز مدافعان تعبیر کلمه به کلمه داستان خلقت به روایت انجیل، باعث آلوده شدن ذهنیت بسیاری درباره مسیحیت خواهد شد.
مالکوم براون، توصیه خود را اینطور بیان کرده است که نگاه و رفتار مسیحیان نسبت به داستان پیدایش بشر، نه لازم است که گزینه مردود شمردن چشم بسته یافته ها و فرضیه داروین و پیروان مکتب او باشد، و نه اعتقادی کورکورانه به متن انجیل و تفسیر کلمه به کلمه آن به عنوان حرف آخر.
جالب آنکه، ارتعاشهای ناشی از بحث بین پیروان هردو مکتب مدعی دانستن ریشه پیدایش، آنهم در جریان مبارزات انتخاباتی در آمریکا، به سواحل این جزیره هم سرایت کرده، و آنهم در میان خود روحانیون.
وقتی انجمن های علمی سکولار، در هردو سوی اقیانوس اطلس، سخنان سارا پیلین را واپس گرایانه و مسخره خواندند، بحث بالا گرفت و از میان تمام سرها، سر شخصیتی علمی - مذهبی بیرون آمد که گفت باورها و فلسفه پیروان خلقت الهی را باید در کلاس های علوم مدارس این کشور مطرح کرد.
این حرف، توصیه کشیش پرفسور مایکل ریس، رئیس آکادمی سلطنتی علوم بریتانیا بود که معتقد است مراکز آموزشی باید موضوع خلقت الهی را بصورت یک نظر جهانی بنگرند، و نه درکی غلط از واقعیات. هنوز جوهر چاپ انتشار این نظر کشیش دانشمند وعالیمقام خشک نشده، انجمن ملی سکولار های بریتانیا آنرا محکوم کرد و گفت مکان مناسب برای اینگونه اعتقادات کهنه و قشری، انجمن پیروان خلقت الهی است و نه آکادمی علوم!
درحالیکه این بحث در آکادمی سلطنتی جریان داشت، یک سخنگوی کلیسای اسقفی، تدریس روایت انجیل از آفرینش را، بعنوان یک درس علمی، درست ندانست و گفت کلاس های علوم دینی مکان مناسب تری است.
آکادمی سلطنتی علوم هم در بیانیه ای گفت: داستان خلقت جانداران به روایت ادیان، عاری از هرگونه پایه علمی است و در کتاب های درسی دانش آموزان جایی ندارد. یک روز بعد، کشیش پروفسور مایکل ریس، از ریاست آکادمی استعفا کرد.
در واکنش به این مباحث، شورای مسلمانان بریتانیا هم بیانیه ای منتشر کرد. طاهر علم، یکی از سخنگویان این شورا، روایت ادیان از خلقت را موضوعی علمی خواند و گفت دانش آموزان در محیط و فرهنگ های گوناگون رشد می کنند و آموزگاران نباید باور های شخصی خود را به آنها تحمیل کنند.
در جامعه یهودیان این دیار، خاخام تونی بایفیلد، رئیس جنبش یهودیان اطلاح طلب این بریتانیا گفت، فلسفه خلقت الهی، همانقدر در کلاس های تدریس علوم جایی ندارد که کتاب های ریچارد داوکینز، لامذهب آشتی ناپذیر، در کلاسهای علوم الهی! جهت اطلاع اضافه کنم که به نظر آقای داوکینز، اعتقاد به داروین، اصلا با ایمان به خدا قابل قیاس نیست!
اگر چارلز داروین زنده بود و شاهد ادامه بحث بی پایان " از کجا آمده ایم" در بین اشرف مخلوقات، شاید اضافه کردن فصل جدیدی به فرضیه تکامل و تنازع بقا را لازم می دید؟
رکود اقتصادی و تنازع بقا!
مشاهده یکسال بحران کمبود پول و تنزل اعتبار، همراه با افزایش تورم، قیمت ها و میزان بیکاری، حس غریزی بشر برای دوام و انطباق با سختی ها را در میان کاسبکار و مصرف کننده در این جزیره زنده تر کرده است.
در حالیکه بانک های طلبکار از ملت، یکی بعد از دیگری با خطر ورشکستگی دست و پنجه نرم می کنند و مردم مقروض نمی دانند قادر به پرداخت اقساط وام های خود خواهند بود یا نه! و با ادامه ورشکستگی یا ادغام بانک ها، نهایتا به کدام بانک مقروض خواهند بود، گفته می شود که در اثر رکود پیش بینی شده، حدود صد هزار نفر، فقط در بازار پول و سرمایه لندن بیکار خواهند شد.
اثرات رکود اقتصادی برای همه دردناک است، ولی برای نسل جوان تر بمراتب بیشتر؛ پانزده سال رونق و رشد مداوم اقتصادی در این جزیره، جامعه مصرف کننده ای بوجود آورده است که اعضاء از 30 سال جوانتر آن، تجربه دیگری بجز مهیا بودن وام سهل و آسان و به امید فردا خرج کردن ندارند.
ولی، بشر مقاوم تر و مبتکرتر از آن است که به آسانی تسلیم قضا و قدر، و احتمالا، سودجویی های بی پایان بانکداران و دلالهای بازار و بورس شود. بعضی ها ریاضت پیشه می کنند و دیگران به اصل تعاون و داد و ستد بازمیگردند.
یکی از این آدمهای مبتکر، کاترین کلی، آموزگار 47 ساله ای است از شهر بریستول در غرب انگلستان، که کتابی نوشته با عنوان " چطوریک سال را با روزی یک پوند گذراندم" شرحی واقعی از تجربه و چالشی شخصی، نه بعلت رکود اقتصادی یا بیکار شدن، بلکه برای پس انداز پولی کافی، تا بتواند برای داماد شدن برادرش هدیه ای عالی تهیه کند!
ولی انگیزه خریداران کتاب کاترین چیز دیگری است. دو برابر شدن هزینه برق و گاز در عرض یک سال، گرانی روزافزون قیمت گوشت و سبزی و میوه و دیگر مخارج روزمره، خیلی ها را کنجکاو کرد که چطور می شود با روزی یک پوند ( حدود 1700 تومان) در این دیار گران زندگی کرد.
قبل از آنکه برای خریدن این کتاب بشتابید، اضافه کنم که در آغاز این چالش یکساله، کاترین، کرایه اطاق و هزینه آب و برق و گاز را
از این محاسبه کسر کرده بود. با این وجود، موفق شد با هفته ای 7 پوند، خوراک و پوشاک و خرج وسایل آرایش وتفریح خود را تأمین کند.
بی جا نیست که در شرایط فعلی، کتاب پر مشتری ای
باشد.
ابتکار خبر ساز دیگر، تصمیم صاحب یک رستوران در دهکده ای در نورفولک، منطقه ای ساحلی و کشاورزی در شرق انگلستان، به بازگشت به شیوه داد و ستد پایاپای بود. کلوئی ویزنی، زن 24 ساله صاحب رستوران- بار پیگز، وقتی متوجه شد که با بالا رفتن قیمت آبجو و غذا، مشتریان قدیمی و محلی اش کمتر به او سر می زنند، آگهی ای روی شیشه چسباند.
مضمون آگهی این بود که اگر از دریا زیاد ماهی گرفتید یا خرگوش و پرنده ای شکار کردید، و یا محصول سبزی و میوه باغچه بیش از مصرف شخصی شما شده، بما بدهید و به جایش آبجو بگیرید!
چیزی نگذشت که میخانه رستوران پیگز از آبجو خوران محلی پر شد، با کیسه هایی پر از ماهی وگوشت شکار و خیار و گوجه فرنگی و انواع سبزی ها، بعد از یکی دو روز چانه زدن ها بر سر معیار ارزش هر قلم از این محصولات در مقابل یک لیوان بزرگ آبجو!
معامله های پایاپای جوش خورد و همه راضی خوشحال بودند تا اینکه یک روز سر و کله مأمور اداره مالیات پیدا شد تا مبادا خیال کنند که معامله پایاپای مالیات ندارد!
از قدیم گفته اند که هیچ خوشی ای نیست که از مزاحمت در امان باشد! حالا باید دید که مأمور مالیات چطور سهم دولت را از معامله نیم دوجین تخم مرغ دهاتی در مقابل نیم لیتر آبجو مشخص خواهد کرد.
و ... معجزه ای دیگر از شیوخ پژوهشگر!
یافته های پژوهشی جدید نشان داده است که آسیب پذیری ساکنان خیابانهای شلوغ وپررفت و آمد در مقابل بیماری ها بیشتر از مردمانی است که در محله های آرام تر و دور از ترافیک خودرو زندگی می کنند.
جاشوا هارت، پژوهشگر مسئول این پروژه در دانشگاه غرب انگلستان می گوید، تفاوت ها فقط در تندرستی یا آسیب پذیری این دو گروه در مقابل بیماری ها نیست، بلکه در رفتار اجتماعی هم بین ساکنان خیابان های شلوغ و خلوت اختلاف محسوس است، از جمله ارتباط و رفت و آمد بین همسایه ها و هم محله ها.
یکی از ساکنان خیابانی شلوغ و پر رفت و آمد به این پژوهشگر زحمت کش گفت : " در خیابان ما، رفت و آمد کامیون و وانت و اتوبوس آنقدر زیاده که جرأت گذر از آنرا هم نداریم، چه رسد به آشنایی با ساکنان آنطرف خیابان! "
معمولا، همبازی شدن بچه های یک محله سبب آشنایی و رفت و آمد بین پدر و مادرهایشان می شود. این پژوهش نشان داد که چون خردسالان رغبتی به بازی در خیابان های پر رفت و آمد ندارند، آشنایی و دوستی بین آنها از بچه های محله های آرام تر کمتر بوده، در نتیجه، بزرگتر ها هم از آن آسیب می بینند.
توجه به پاکیزگی محله زندگی، یکی دیگر از تفاوت های چشمگیر بین دو گروه بود که دلیل آنهم روشن است!
این گزارش پژوهشی هشدار می دهد که اعتیاد و اتکای روزافزون بشر به خودرو شخصی، می رود تا نسلهایی بیمارگونه تر تحویل جامعه دهد؛ هم جسمانی و هم روانی!
ضمن قدردانی از مسئولان این پروژه پر زحمت، می پرسم خاصیت این پژوهش چیست؟ کشف بدیهیات؟ نمک به زخم آنهایی پاشیدن که چاره ای جز سکونت در خیابانی که در آن هستند ندارند؟
یا راهنمایی شهر سازان و مسئولان ترافیک شهر که پس از مطالعه یافته های آنها، ورود تمام وسائل نقلیه موتوری را به مناطق مسکونی ممنوع کنند؟
جهت اطلاع جاشوا هارت و همکارانش اضافه کنم که بر اساس آخرین پیش بینی ها، تا آغاز سومین دهه این قرن، یعنی 22 سال بعد، پنج میلیون خودرو بر دهها میلیونی که فعلا مشغول آلوده کردن محیط زندگی و هوای شهر های این جزیره هستند، اضافه خواهد شد. گرچه، دلسوزی برای کی؟ رانندگان آنها مهاجمینی از کرات دیگر نیستند.