|
دولت در میدان مصاف!
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در طول یک ماه تعطیل تابستانی دولت، هر آنچه که قرار نبود رخ دهد اتفاق افتاد! در صحنه داخلی، ورود به یک دوره رکود اقتصادی تأیید
شد و وزیر دارایی وضع موجود را نامساعد ترین در شصت سال گذشته خواند، و در صحنه جهانی، حمله روسیه به گرجستان روابط با روسیه
را سردتر کرد. ولی گوردون براون، پس از بازگشت به مقر نخست وزیری، گفت آماده مقابله با هردو چالش است! اما چطور؟
پیام دولت به مردم در طول تابستان این بود که آسوده خاطر باشید که در فکر حل مشکلات شما هستیم! ولی مشکلات یکی و دوتا نماند و هرروز بیشتر شد. گرانی خوراک و سوخت، سقوط ارزش مستغلات، افزایش تورم و بی پولی بانک ها را همه می دانستند. جدیدترین خبرهای ناخوشایند، یکی گزارش سازمان همکاری و توسعه است که دورنمای اقتصاد بریتانیا را درمیان اعضاء گروه هفت نگران کننده ترین یافته، و دیگری ایست رشد اقتصادی و افزایش میزان بیکاری در این دیار است که به بالاترین حد در شانزده سال گذشته رسید. گوردون براون، نبرد اول را مقابله با مشکل مسکن برگزید؛ معافی یکساله از پرداخت مالیات ثبت املاک برای خرید مستغلات با قیمت حداکثر175 هزار پوند، آنهم فقط برای کمک به کسانی که برای اولین بار صاحب خانه می شوند، خرید زمان دار خانه افرادی که قادر به باز پرداخت قسط های وام مسکن خود نیستند، و اجاره دادن آن به همان افراد. و برای فعال کردن صنعت راکد خانه سازی، سفارش ساخت پنج هزار واحد مسکونی برای خانوارهای کم درآمد. اگر نخست وزیر انتظار دریافت تشکری خشک و خالی هم داشت، چیزی پیشکش نشد! ارباب امور وام مسکن و خرید و فروش خانه، تصمیمات دولت را دیر، ناکافی و بی اثر خواندند و بیشتر روزنامه ها هم آنرا تلاشی برای نجات خود از بحران افول محبوبیت در میان مردم توصیف کردند. چالش دوم، راضی کردن شرکت های بزرگ تولید و پخش انرژی بود تا به مشارکت دولت، به بیش از چهار میلیون خانوار که زمستان امسال توانایی پرداخت هزینه برق و گاز خانه را نخواهند داشت کمک شود. دولت، دو گزینه را با این شرکت ها در میان گذاشت: اول، پرداخت کمک هزینه سوخت به طبقات کم درآمد از راه گرفتن مالیاتی فوق العاده از سود خالص تولید کنندگان؛ و دیگری،گرفتن تخفیف تعرفه سوخت برای این چهار میلیون خانوار؛ هر دو تلاش دولت به جایی نرسید.
تنها گزینه دولت آن شد که راه حل دراز مدت را انتخاب کند و به مردم وعده بدهد که با کمک مالی همان شرکت ها، برای عایق کردن خانه هایشان در مقابل سرما دست بکار خواهد شد! وعده ای که انجام آن، حتی اگر پول کافی هم موجود باشد، محتاج وقت است؛ و اگر زمستان سردی در پیش باشد، معلوم نیست پاسخ دولت به میلیون ها سالمند چه خواهد بود که حق بازنشستگی دولتی آنها در حد بخور و نمیر باقی مانده، در حالیکه تعرفه مصرف خانگی گاز و برق، در عرض یک سال دو برابر شده است! در واقع، حرف راست و پوست کنده را الیستر دارلینگ، وزیر دارایی زد که در مصاحبه ای گفت بحران فعلی به این دلیل در شصت سال گذشته سابقه نداشته است چون مسائل مختلف، بطور همزمان بر اقتصاد کشور نازل شده است. بعبارت دیگر، اگر صنعت خانه سازی تا حدی راکد شده که هر هفته صدها کارگر ساختمانی بیکار می شوند؛ و اگر بانک ها آنقدر بی پول و اعتبار شده اند که دادن وام مسکن را قماری خطرناک می بینند و گیشه ها را بروی متقاضیان بسته اند، و اگر سقوط ارزش مستغلات به حدی رسیده که فروش آن جوابگوی بدهی خرید اولیه اش نخواهد بود، معافی یکساله از مالیات یک درصدی ثبت املاک، آنهم مشروط به آنچه که ذکرش رفت، کمک هست، ولی راه حل نیست؛ آنهم وقتی بدانیم فقط شامل حال حداکثر 10 هزار نفر خواهد شد. و این تازه اول ماجرا است! هنوز عرق سفر بازگشت خانواده براون از تعطیلات به لندن خشک نشده، یکی از چهره های اصلی حزب حاکم در مجلس عوام، با نخست وزیر اتمام حجت کرد. چارلز کلارک، که در کابینه تونی بلر، سلف گوردون براون، مقامهای حساسی چون وزارت کشور را عهده دار بود، در مصاحبه ای با بی بی سی، دولت کارگری را که یازده سال است زمام امور را در دست داشته، درلبه پرتگاه شکستی سخت و بی سابقه توصیف کرد و در هشداری توصیه مانند به نخست وزیر گفت که یا با دادن تغیراتی اساسی در سیاست اقتصادی دولت، جلوی رکود را گرفته و به کشور سر و سامان داده و یا شرافتمندانه کناره گیری کند. گوردون براون، این اخطار را نشنیده گرفت؛ ولی چند عضو کابینه سخنان آقای کلارک را شرم آور خواندند. با این وجود، اگر تحلیل روزنامه های جدی این دیار از وضع موجود را یک ملاک نسبی بپذیریم، تقریبا همه معتقدند که وزیر پیشین کشور، با علم به اینکه هیچ پهلوانی قادر نیست پشت دیو دو سر رکود اقتصادی و تورم فزاینده رادر عرض دو ماه به خاک بنشاند، در واقع فقط یک گزینه در اختیار گوردو براون گذاشته است. در اینکه بسیاری از نمایندگان حزب کارگر در مجلس، از آینده دولت، حزب و حتی کرسی خود در پارلمان نگران هستند تردیدی نیست، ولی برای مشاهده میزان نارضایی اعضاء حزب کارگر از عملکرد دولت، باید تا گشایش کنفرانس سالانه حزب صبر کرد. در صحنه روابط خارجی، حمله روسیه به گرجستان دولت را به نوعی غافلگیر کرد. نخستین واکنش رسمی، نه از طرف نخست وزیر که از سوی وزیر امور خارجه شنیده شد. سفر فوری دیوید میلیبند به تفلیس و اعلام حمایت بی دریغ از میخائیل ساکاشویلی، رئیس جمهوری گرجستان و محکوم کردن دولت روسیه، آقای براون را در موقعیتی دشوار و ظاهرا از پیش تعیین شده قرار داد. آقای میلیبند، که شایعات درباره جاه طلبی اش برای رسیدن به رهبری حزب کارگر بر سرزبانها است، با پافشاری بر ضرورت تحریم دیپلماتیک و حتی اقتصادی روسیه، ظاهرا پا را قدری بیش از اندازه از حریم خود بیرون گذاشت و خیلی زود معلوم شد که نه گوردون براون، و نه دیگر رهبران اتحادیه اروپا، خیال تیره ترکردن روابط با مسکو را ندارند. از همه چیز گذشته، اتحادیه ای که برای تأمین نزدیک به نیمی از انرژی مصرفی جمعیت نیم میلیاردی خود محتاج روسیه است و همزمان، درگیر رهایی از رکودی کم سابقه، در آغاز فصل سرما استطاعت اینگونه موضع گیری ها را ندارد. احتمالا، آگاهی از این واقعیت بود که رسانه های این دیار را وادار به ترک تعقیب ارتش روسیه درگرجستان کرد و تیتر های درشت آنها، موضوع های حاد خانگی شد، مثل گرانی نان و شیر و گوشت و سبزیجات، و البته، گاز طبیعی که از شرق می رسد! وداع با اسلحه!
پس از 30 سال مبارزه مسلحانه برای بیرون راندن بریتانیا از استان ایرلند شمالی و پکپارچه شدن با جمهوری ایرلند، شورای فرماندهی ارتش سری جمهوریخواه ایرلند ( آی- آر- ای ) خود را منحل کرده است! کمیسیون بین الملی نظارت بر آتش بس در ایرلند شمالی، که ده سال پیش بعنوان بخشی از موافقت نامه موسوم به جمعه نیک برای نظارت بر خلع سلاح تمام گروه های مسلح شبه نظامی دراین استان تشکیل شد، هفته پیش تأیید کرد که آی – آر – ای، و شورای فرماندهی آن، هیچ فرد مسلحی زیر فرمان خود نداشته و به یک نهاد غیر مسلح بدل شده است. شون وودوارد، وزیر امور ایرلند شمالی، خرسند از تأیید پایان همیشگی مبارزه مسلحانه بین وحدت طلبان پروتستان و کاتولیک های جمهوری خواه، و موفقیت این دشمنان سابق که اکنون دولت ائتلافی محلی راتشکیل می دهند گفت، آر – آی – ای دیگر ارتشی ندارد که شورای فرماندهی اش آنرا هدایت کند. وزیر ایرلند شمالی، با اشاره به گزارش کمیسیون خلع سلاح که با اطمینان می گوید هیچ شرایطی را نمی بیند که به بازگشت ارتش سری جمهوریخواه ایرلند به مبارزه مسلحانه منجر شود، از حزب دموکراتیک وحدت طلب، رقیب عقیدتی و شریک حزب جمهوری خواه شین فین در دولت ائتلافی خواست تا از پیش شرط های خود برای همکاری کامل با جمهوریخواهان دست بردارد.
پیش شرط اصلی پروتستان های وحدت طب، که خواهان باقی ماندن ایرلند شمالی در پادشاهی متحد بریتانیا هستند، ترک آرمان یکپارچگی دو ایرلند از طرف شین فین، و تعهد علنی و مستقیم رهبران آن به ترک همیشگی مبارزه مسلحانه برای تحقق بخشیدن به آن است. ولی، سابقه تاریخی مبارزه مسلحانه جمهوریخواهان در ایرلند، که در اوایل قرن گذشته به کسب استقلال بخش اعظم ایرلند از استعمار بریتانیا منجر شد، بقدری در فرهنگ سیاسی مردمان جزیره ایرلند ریشه دار و پر اهمیت است که حتی دو دولت بریتانیا و جمهوری ایرلند هم پیش شرط وحدت طلبان را خواسته ای عملی نمی دانند. در ده سالی که از موافقت نامه جمعه نیک گذشته، رهبران آی – آر- ای همواره گفته اند که آرمان خود را از راه های سیاسی و دموکراتیک دنبال خواهند کرد، اما ارتش جمهوری خواه و شورای فرماندهی آنرا منحل نخواهد کرد؛ احتمالا، ادامه وفاداری به تشکیلاتی پنهانی، اسرار آمیز و گاه بیرحم که برای رسیدن به هدف های خود بین نظامی و غیر نظامی تفاوتی قائل نمی شد، و شدید ترین مجازات ها را برای افرادی در صفوف خود داشت که جاسوس از آب در میامدند. ولی، روند هرچند کند بازگشت صلح و آرامش به استان ایرلند شمالی را باید گویا ترین ثمره پیروزی واقع بینی بر تعصب، و انتخاب گفتگو بجای انتقامجویی و جنگ خواند. دولت محلی فعلی در بلفاست، ائتلافی است از دو حزب که تا ده سال پیش دشمن قسم خورده یکدیگر بودند. رئیس آن، از وحدت طلبان پروپا قرصی است که تا چند سال پیش حاضر نبود حتی در یک محل با اعضاء شین فین، شاخه سیاسی آی- آر- ای به مذاکره بنشیند؛ اکنون، معاون اول او، فرمانده سابق ارتش سری جمهوریخواهان در بلفاست است. این را می گویند تکامل سیاسی بشر! حراج سال!
بعد از حراج سودآور چند قلم از زیر پوشهای ملکه ویکتوریا! بله..درست خواندید، حراج زیر پوشهای گلدوزی شده مقتدرترین مقام سلطنت در دوران امپراتوری این دیار، که صاحب دومش را چند هزار پوند، پولدارتر کرد، بزودی یک جفت جوراب ابریشمی علیاحضرت هم حراج خواهد شد! این جوراب ابریشمی مستعمل را که حروف ( وی – آر) دو حرف اول لقب سلطنتی ویکتوریا روی آن دوخته شده، ماری یوئینگ، خانم 82 ساله ای در جعبه ای در انبار زیر شیروانی خانه اش در قریه ریپلی، از توابع منطقه داربی شایر انگلستان پیدا کرد. اگر شما هم درفکر فرو رفتید که چطور شد زیر پوشها و جوراب ملوکانه به دست این و آن افتاد که آنرا حراج کنند! پاسخ خیلی جالب تر ازخود حراج است. منبع مطلعی گفت، ملکه ویکتوریا عادت داشت لباس ها و حتی زیر پوشهای مستعمل خود را به ندیمه هایش هدیه کند. این را می گویند سخاوتمندی! |
مطالب مرتبط
در این جزیره...خوب و بد آموزش جنسی28 ژوئن, 2008 | جهان
در این جزیره؛ آمادگی برای پایان نفت بومی! 21 ژوئن, 2008 | جهان
در این جزیره؛ استیصال و عصیان علیه نوجوان ها ؟14 ژوئن, 2008 | جهان
گرانی و گناه اسراف!07 ژوئن, 2008 | جهان
در این جزیره؛ مبارزه مصلحتی با مواد مخدر؟24 مه, 2008 | جهان
در این جزیره... تابستان داغ سیاسی!17 مه, 2008 | جهان
دولتی بر سر سه راهی11 مه, 2008 | جهان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||