|
مدال های المپیک و بازیهای سیاسی!
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پیروزی های بی سابقه و رکورد شکن تیم ملی بریتانیا در المپیک پکن، دولت را امیدوار کرده است که با پایان تعطیلات تابستانی، بتواند
با پشتوانه احساس غرور و شادمانی مردم از این پیروزی های کم نظیر، به مشکلات خود در بازی های سیاسی سر و سامانی بدهد.
شکستن رکوردهای یکصد ساله درکسب مدال و جایگاه تیم ملی بریتانیا درمسابقات المپیک ، بی شک برای ورزشکاران این دیار، پیروزی ای افتخار آفرین است. بویژه وقتی بدانیم که در نظر سنجی ای که چند روز پیش از آغاز مسابقات منتشر شد، بیشتر از نیمی از مردم گفته بودند که در انتظارموفقیت چشمگیرتیم ملی نیستند، و مسابقات را چندان از نزدیک دنبال نخواهند کرد! همزمان، نرفتن گوردون براون به پکن برای شرکت در مراسم گشایش المپیک، به ایجاد شور وهیجان برای تشویق ورزشکاران ملی پوش کمکی نکرد. نخست وزیر بریتانیا، که به نشانه اعتراض به حوادث در تبت از حضور در مراسم آغاز مسابقات صرف نظر کرده بود، برای شرکت در مراسم پایانی به پکن رفت؛ آنهم احتمالا به این دلیل که چون بریتانیا میزبان المپیک بعدی است، رئیس دولت آن باید برای تحویل گرفتن پرچم المپیک از رئیس جمهوری چین حضور می داشت. فرصتی مغتنم که به آن خواهم رسید! گذشته از پوشش تلویزیونی مسابقات، که همیشه مرسوم بوده و این بار، به دلیل پیروزی های پی درپی ورزشکاران تیم ملی، رنگ و چهره دیگری بخود گرفت، روزنامه های این جزیره تا حد زیادی غافلگیر شدند. در هفته پایانی رقابت ها، روزنامه ای نبود که صفحه اول و چندین صفحه داخلی خود را با عکس و مصاحبه و گزارش ازموفقیت های تیم ملی نپوشاند؛ پیش از آن، چشمگیرترین خبر، مراسم افتتاح المپیک در ورزشگاه بزرگ پکن بود.
ولی روزنامه نویسان، مثل سیاست پیشه گان، از قماشی نیستند که به آسانی از اشتباه و یا غافلگیر شدن حرفی بزنند. همان گزارشگران ورزشی که بیشتر شیفته تعقیب ورزشکاران حرفه ای و خبر سازهستند، و احتمالا تا دو هفته پیش اسم کریس هوی و ربکا ادلینگتون را هم نشنیده بودند، این روزها، صفحه ای کامل را به این دو ورزشکار برجسته آماتور اختصاص می دهند. کریس، دوچرخه سوار آماتور اهل اسکاتلند، با سه مدال طلا از پکن به ادینبورگ باز می گردد، و شناگر 19 ساله، ربکا ادلینگتون، برنده دو مدال طلای المپیک، شگفت زده ازمحاصره شدن توسط خبرنگاران تلویزیون های دنیا، تا حدی خجالت زده می پرسید چرا می خواهید با من مصاحبه کنید؟ در تحلیل یافته های نظر سنجی نومید کننده ای که چند روز پیش از آغاز المپیک منتشر شد، از جمله به ضرورت معرفی الگوهای نمونه برای تشویق نوجوانان به ترک بازی های کامپیوتری و درگیر شدن در ورزش واقعی اشاره شده بود؛ تیم ملی بریتانیا در پکن نشان داد که الگو کم ندارد. شگرد دیگر روزنامه نویسان و سیاست پیشه گان، حاشیه بافی است. این بار، برای هدف گیری موضوعی غیر ورزشی؛ رسانه ها، و چند سیاست پیشه از حزب های رقیب، موفقیت کم نظیر ورزشکاران در پکن را با ادامه ناکامی دولت در جلب حمایت مردم از برنامه های خود مقایسه کردند و به این نتیجه رسیدند که برای مشاهده احیاء بخت گوردون براون و دولتش، باید در انتظار یک معجزه المپیادی دیگر نشست! شگرد دولت، یادآوری این موضوع بود که راز موفقیت ورزشکاران آماتور دراین دیار، ده سال اجرای سیاست های دولت در ایجاد آکادمی های ورزشی، توسعه تجهیزات و امکانات تربیت بدنی، و بیشتر کردن سهم نهاد ها و فدراسیون های ورزشی از محل سود خالص فروش بلیط های بخت آزمایی است. ولی بهتر آن می شد که خانم تسا جوئل، وزیر ورزش و مسئول المپیک لندن، اضافه می کرد که مهمتر از تجهیزات، عشق و اراده ورزشکاران به موفقیت و پیشرفت است. موضوع داغ دیگر، آنهم در حالیکه مشعل المپیک پکن همچنان شعله ور است، توانایی رقابت لندن با تجهیزات و تسهیلات بی نظیرورزشی است که چینی ها برای میزبانی المپیک فراهم کردند. خانم جوئل، وزیر ورزش، خیلی صریح و بی پرده گفت بودجه دولت بریتانیا برای المپیک لندن، به گرد پای پولی که چینی ها خرج کردند نخواهد رسید، ولی از جنبه های دیگر المپیکی منحصر بفرد خواهد بود. البته، ملاقات با اعضاء تیم ملی و ورزشکاران صاحب مدال، برای آقای براون فرصتی طلایی است؛ با این امید که از شور و نشاط و غرور ملی ای که ورزشکاران بریتانیا آفریده اند، به دولت و شخص نخست وزیرهم سهمی رسیده و مشکل گشای امور مملکت هم بشود. در آخرین نظر سنجی ای که در طول مسابقات المپیک انجام گرفت، دولت گوردون براون، عنوان نامحبوب ترین دولت درتاریخ حیات سیاسی حزب کارگر را صاحب شد. تأثیرمثبت پیروزی کم نظیر ورزشکاران این دیار بر بخت دولت هر قدر باشد، شواهد موجود گواه نمی دهد که در هنگام گشایش المپیک لندن در سال 2012 ، دولت کنونی میزبان ورزشکاران جهان باشد. وداع با ابر مادری؟
بعد از بیش از سه دهه مبارزه فمینیست های این دیار برای اثبات این موضوع که زنان شاغل، می توانند در کار موفق و مادران خوبی هم باشند، اکنون، یافته های یک پژوهش نو در انگلستان نشان داده است که سیر تحولی " پسا فمینیسم" به این بخش از زندگی اجتماعی زنان بریتانیا نیز رسیده باشد. در یک دهه گذشته، موارد ارزیابی و حتی بازنگری دست آوردهای مبارزه چهل ساله جنبش فمنیسم درغرب برای تثبیت حقوق برابر برای زنان کم نبوده است؛ و بحث انگیزترین آنها، توسط شماری از پیشگامان همین مبارزه طولانی انجام شده است! یکی از بزرگترین چالش ها درمقابل فعالیت فمنیست ها، اثبات بی اساس بودن این استدلال کارفرمایان بود که بازده کاری زنی که هم مادر باشد و هم شاغل در خارج از خانه، در شرایط مساوی، نمی تواند با بازده یک مرد در محیط کار برابری کند. نتیجه عملی این فرضیه آن شد که تا به امروز، در خیلی از مشاغل، حقوق و دستمزد زن و مرد برابر نشده است. گذشته از محاسبه سود و زیانی که ذهن کارفرمایان را بخود مشغول می کند، شماری از کارشناسان امور اجتماعی و آموزشی هم، در طول این سال ها، معتقد بوده و هستند که در هر جامعه ای نقش یک مادر بعنوان سازنده و نگهدارنده خانواده، بمراتب پر ارزش تر و مهمتر از مسئولیت شغلی یک زن در محل کار است. پاسخ فمینیست های میارز به هر دو موضوع، تند و آشتی ناپذیر بوده؛ گاه با این استدلال که محدود کردن نقش زن به خانه داری و پرورش فرزندان، چیزی بجز یک دسیسه تاریخی برای وابسته نگاه داشتن زن به توانایی مالی مرد نیست؛ و وقتی قانون بعد از قانون دیگر، محدودیت ها و موانع را از جلوی راه اشتغال کامل زنان برداشت، آنها، در کلیه شئون و مسئولیت ها، مزدوج یا مجرد، وارد بازار کار شدند، و توانایی زنان این دیار برای رسیدن به بالاترین و حساس ترین مسئولیت های علمی، تجاری و سیاسی، با حصول به نتایج درخشانی به اثبات رسید. اما، نه بدون زیان! آنچه که دانشگاه کمبریج انگلستان، پس از پژوهش بروی تغییرات در باورها و رفتارهای اجتماعی مردمان این جزیره در 30 سال گذشته منتشر کرده، در دو جمله به این صورت می توان خلاصه کرد که اولا، به کار تمام وقت مشغول شدن زنان، بویژه مادران، در خارج از خانه، به زندگی خانوادگی آنها صدمه زده است، و مهمتر آنکه، بیشترین صدمه را خود زنان متحمل شده اند. جالب اینجا است که یکی از اولین واکنش ها به یافته های این پژوهش، که به سرپرستی پرفسور ژاکلین اسکات، استاد جامعه شناسی تجربی در دانشگاه کمبریج انجام شده، از طرف انجمن "فوست" شنیده شد که یکی از سازمان های مبارز برای برابری حقوق زن و مرد در بریتانیا است. کاترین بانیارد، یک مسئول این انجمن آنرا تأیید کننده این واقعیت توصیف کرد که نتیجه تلاش ها برای به زور جا دادن زنان درمحیطی که مردها به سلیقه و برای راحتی خود طرح زده و ساخته اند، محکوم به شکست است. خانم ژاکلین اسکات، در گزارش خود به این نتیجه رسیده است که دوران ظهور و درخشش" ابر مادران" سپری شده است؛ و کاترین بانیارد از انجمن فاوست، مهمترین دلیل آنرا، بجای ماندن سنگینی اصلی وظائف و مسئولیت های خانه به روی دوش مادران می داند. یکی از خواندنی ترین بخش های گزارش دانشگاه کمبریج، تغییر نظر مردم این دیار در طی 30 سال گذشته است. مثلا، پانزده سال پیش، 51 درصد از زنان و 52 درصد از مردان در بریتانیا معتقد بودند که اشتغال زن خانه دار به کاری تمام وقت، بر زندگی خانوادگی او اثر منفی نخواهد گذارد؛ هشت سال بعد، همین تناسب به 46 درصد و 42 درصد تنزل کرد. در همین مدت، تعداد طرفداران این موضوع که اشتغال به کاری تمام وقت، بهترین راه مستقل شدن زن در جامعه است کمتر شده است. در تشریح این یافته های آماری، ماری مک لود، مدیر انستیتو خانواده و والدین، می گوید بسیاری از زنانی که تازه مادر شده اند، می خواهند دست کم در یکسال اول در خانه و با نوزادشان باشند. ولی فشارهای مالی آنها را مجبور به بازگشت به کار بیرون می کند. توصیه خانم مک لود، تأمین مالی پدر و مادران صاحب نوزاد از راه دادن مرخصی های طولانی با حقوق کامل به هردو است. توصیه ای که با توجه به کمبود شدید نیروی کار ماهر در این دیار، و هزینه افزونی که بر تولید و خدمات خواهد داشت، کمتر رهبر سیاسی ای حاضر به پیشگامی در اجرای آن خواهد شد. و برای اطلاع کسانی که می گویند جای زن در خانه و نزد فرزندان خانواده است اضافه کنم که شکل و بافت اقتصاد امروزی بریتانیا قادر به تحمل هزینه بازگشت زنان به خانه نخواهد بود؛ به این دلیل ساده که در حال حاضر 45 درصد از نیروی کار در این جزیره هستند. مشکل از همه طرف است. کارفرمایان، که در میان آنها زن کم نیست، هزینه استخدام زنان دارای فرزند را سنگین تر از استخدام مرد می دانند، و به همین دلیل درمقابل قبول حقوق و مزایای برابر مقاومت می کنند. برای دولت ها، ادامه اشتغال زنان یعنی ده ها میلیارد پوند مالیات بردرآمد بیشتر که درخزانه ملی سرازیر می شود؛ و نهایتا، برای بیشتر زنهایی که شریک زندگی دارند، بویژه مادران، انتخاب بین تحمل خستگی روحی ناشی از دوری از خانه و خانواده، و گزینه داشتن رفاه مالی بیشتر، هر روز دشوارتر شده است. راه حل، احتمالا باید همان پیشنهاد کاترین بانیارد از انجمن فوست باشد که گفت قواعد و مقررات کار را باید از نو نوشت تا با روحیه و توان زن هم سازگاری داشته باشد. این گوی و این میدان! بهترین پیشنهاد جایزه دارد! پی نوشت
احتمالا، در راستای همین توصیه انجمن فوست، برای تدوین مقرراتی جدا گانه برای اشتغال زنان، فدراسیون نیروی پلیس در انگلستان و ویلز، برای بهبود تدابیر ایمنی و حفظ جان زنان پلیس، جلیقه های ضد گلوله یک شکلی را که مأموران مرد و زن به تن می کنند، برای زنان پلیس مناسب ندیده و می گوید آنها، در هنگام گشت در محله های نا امن، بجای این جلیقه ها باید سینه بند ضد گلوله به تن کنند. به گفته خانم جولی نزبیت، رئیس این فدراسیون، مشبک های بافته از فلز و پلاستیک درون جلیقه ها که زرهی است در مقابل گلوله، در اثر فشار ناشی از برخورد گلوله به آن، باعث فرورفتن فلز کار گذاشته در سینه بندهای عادی به بدن زنان پلیس شده و زخم و جراحت جدی ایجاد می کند. در دنیا فقط یک کارگاه دوخت سینه بندهای ضد گلوله هست که آلمانی است و فعلا، تنها مشتری اش پلیس همان کشور که می گوید، پس از آزمایش کیفیت عمل و راحتی پوشیدن این زره نوظهور در میان صدها پلیس زن، نتیجه رضایت بخش بوده است. در انگلستان، خانم نزبیت، رئیس فدراسیون پلیس گفته است اگر این زره نوظهورمحافظ جان زنان پلیس است، باید سفارش بدهیم! |
مطالب مرتبط
در این جزیره...خوب و بد آموزش جنسی28 ژوئن, 2008 | جهان
در این جزیره؛ آمادگی برای پایان نفت بومی! 21 ژوئن, 2008 | جهان
در این جزیره؛ استیصال و عصیان علیه نوجوان ها ؟14 ژوئن, 2008 | جهان
گرانی و گناه اسراف!07 ژوئن, 2008 | جهان
در این جزیره؛ مبارزه مصلحتی با مواد مخدر؟24 مه, 2008 | جهان
در این جزیره... تابستان داغ سیاسی!17 مه, 2008 | جهان
دولتی بر سر سه راهی11 مه, 2008 | جهان
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||