|
بازتاب جنبش 1968 در میان ایرانیان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نیمه دوم دهه ۱۹۶۰ جهان غرب عرصه حرکتهای اعتراضی جوانان انقلابی بود که از آمریکا تا اروپا سر به طغیان برداشتند. سمت و سوی
همه این حرکتها اعتراض به مناسبات حاکم بر جوامع صنعتی مدرن بود، هر چند در هر کشوری با نمودی متفاوت جلوهگر شد، از تظاهرات
آرام دانشجویی تا خیزشهای خشونتآمیز تودهای.
در سراسر جنبش، مبارزه با نظام حاکم دوشادوش پیکار با استعمار نو (امپریالیسم جهانی) پیش رفت. نخستین نطفههای جنبش در ایالات متحده در مخالفت با جنگ ویتنام بسته شد. چیزی نگذشت که این میراث به اروپا رسید و با خواستههای اجتماعی و سیاسی آمیخته شد. جنگ ویتنام در همه جا به عنوان نمونهای آشکار از لشکرکشی جهان توسعهیافته به قصد غارت ثروتهای جهان سوم مطرح شد. "سگ زنجیری امپریالیسم" در نا آرامیهای گستردهای که سرانجام به "جنبش ۶۸" معروف شد، جوانان شورشی به حکومت پادشاهی ایران به عنوان یکی از پایگاههای اصلی امپریالیسم جهانی در سرکوب "خلقهای جهان سوم" حمله میکردند. دهها هزار جوان و دانشجوی ایرانی که در کشورهای غربی علیه رژیم شاه مبارزه میکردند، به صورت گسترده در حرکتهای اعتراضی شرکت داشتند و به ویژه میکوشیدند سمت گیری آن را علیه حکومت ایران تشدید کنند. بهمن نیرومند نویسنده ایرانی مقیم برلین به یاد میآورد: "به جرأت میتوان گفت که ایرانیان از پایههای اصلی جنبش بودند. هم در آمریکا که جنبش به ویژه در برکلی (کالیفرنیا) جریان داشت و هم در فرانسه، ایرانیان بسیار فعال بودند؛ و در آلمان میتوان گفت که دانشجویان ایرانی نقش بسیار برجستهای داشتند. ایرانیان در هر دو عرصه نظری و عملی سهیم بودند. در وجه نظری، همبستگی بینالمللی یکی از بنیادهای اصلی جنبش بود، اما در مراحل اولیه، جنبش تنها بر ویتنام متمرکز شده بود. ایرانیان توانستند با کار توضیحی و تبلیغی گسترده، مبارزه با رژیم شاه را نیز به عنوان یکی از اهداف اصلی وارد شعارهای جنبش کنند." تظاهرات علیه شاه، اوج جنبش در آلمان جنبش به ویژه در آلمان، به ایران توجهی ویژه داشت. دیدار رسمی شاه ایران از آلمان غربی در آخر ماه مه ۱۹۶۷، فرصت مناسبی به دانشجویان ایرانی داد تا علیه حکومت شاه به کار تبلیغی گستردهای دست بزنند. بهمن نیرومند با انتشار کتابی به عنوان "ایران، نمونه یک کشور در حال توسعه" که با تیراژ بالا به زبان آلمانی منتشر شد، حکومت شاه را به عنوان رژیمی وابسته و سرکوبگر معرفی کرد.
روز ۳۰ مه ۱۹۶۷ تظاهرات گستردهای علیه شاه ایران صورت گرفت که به خشونت کشیده شد. دانشجویان، هم از مأموران پلیس آلمان غربی کتک میخوردند و هم از افرادی مسلح به چوب و چماق که گفته میشد سفارت ایران در آلمان غربی آنها را بسیج کرده است. شامگاه دوم ژوئن هنگامیکه شاه ایران قصد داشت به اپرای برلین وارد شود، تظاهرات خشمآلودی علیه او برگزار شد. خیابانهای اطراف اپرای برلین تا چند ساعت میدان زد و خورد دانشجویان با مأموران بود. در پایان شب روشن شد که یک دانشجو به دست مأموران کشته شده است. این رویداد به خشم جوانان بیش از پیش دامن زد. آقای نیرومند عقیده دارد که ایرانیان در تجهیز و سازماندهی حرکات اعتراضی نیز نقش برجسته ای ایفا کردند: "از سالها پیش که در دانشگاهها هیچ خبری نبود، دانشجویان ایرانی در مبارزه بودند و تشکیلاتی مجهز و فعال هم داشتند به نام "کنفدراسیون دانشجویان و محصلان ایرانی"، که در آن سالها شهرت و اعتبار زیادی به هم زده بود. کنفدراسیون در طول سالها در سازماندهی حرکات سیاسی و شیوههای مقابله با مأموران پلیس، تجربیات زیادی اندوخته بود که آن را در اختیار دانشجویان غربی گذاشت." به سوی چپ رادیکال دانشجویان ایرانی تنها به شورشهای دانشجویی یاری نرساندند، بلکه از آن تأثیر نیز گرفتند. به نظر بهمن نیرومند تا حد زیادی به تأثیر از جنبش دانشجویی غرب بود که جوانان و دانشجویان ایرانی به دیدگاههای چپ افراطی گرایش پیدا کردند. "تا آن موقع نیروهای راست مانند "جبهه ملی" یا نیروهای چپ سنتی در میان دانشجویان بیشترین نفوذ را داشتند، اما پس از وقایع ۶۸ اپوزیسیون خارج از کشور به چپ رادیکال کشیده شد. کل جنبش در مخالفت با احزاب چپ سنتی اروپا بود، و همین موضع در میان ایرانیان نیز رواج پیدا کرد و باعث شد که حزب توده به عنوان "جریانی وابسته به شوروی" بیش از پیش منزوی شود. این رویکرد تازه در میان نیروها و افراد اپوزیسیون خارج از کشور جا افتاد و در سالهای بعد بر مبارزان داخل ایران نیز تاثیر گذاشت.“ همدلی همراه با احتیاط در سال هایی که جوانان شورشی غرب به جنگ نظام حاکم رفته بودند، در ایران هر نوع مخالفت یا اعتراضی با واکنش شدید سازمان امنیت روبرو میشد. اما با وجود فضای بسته جامعه، روشنفکران و دانشجویان ایرانی اخبار شورشهای دانشجویی را با علاقه دنبال میکردند.
روزنامههای کشور به طور مرتب اخبار جنبش را منتشر میکردند. مجلاتی مانند "فردوسی" که رنگ "روشنفکری" داشتند، گزارشها یا تفسیرهایی در همدلی با جنبش درج میکردند. مجله نگین که به سردبیری دکتر محمود عنایت منتشر میشد، شمارهای را به جنبش ۶۸ اختصاص داد، که در آن دکتر ناصر پاکدامن و دکتر حمید عنایت مقاله داشتند. دکتر حمید عنایت در توضیح دیدگاههای هربرت مارکوزه، که پیامبر جنبش ۶۸ به شمار میرفت، چند مقاله ترجمه کرد که بعدها در قالب یک کتاب نیز منتشر شد. دکتر مصطفی رحیمی در فصلنامه "جهان نو" که زیر نظر امین عالیمرد منتشر میشد، گزارشی زنده و پرمایه درباره وقایع مه ۶۸ در فرانسه به چاپ سپرد. این مقاله که نگاهی همدلانه به جنبش داشت، بعدها در کتابی به نام نگاه درج شد. رضا مرزبان که در آن روزگار سردبیری روزنامه پیغام امروز را به عهده داشت، میگوید: "رژیم نسبت به اخبار خارجی حساسیت زیادی نشان نمیداد، و به همین خاطر رسانههای گروهی ایران شورشهای فرانسه و آلمان را به عنوان قیام دانشجویی منعکس میکردند. جامعه روشنفکری طبعا در جریان اخبار قرار میگرفت، اما به دلیل اختناق سیاسی نمیتوانست با جنبشی که علیه سرمایهداری و استثمار به پا شده بود، همدلی نشان دهد". به نظر آقای مرزبان جنبش دانشجویی به شدت نگرانی دولت ایران را برانگیخته بود: "رژیم شاه دانشگاه را بزرگترین خطر میدانست و بیم داشت که دانشجویان ایرانی از الگوی دانشجویان غربی پیروی کنند. در واقع حوادث ۶۸ به جای آنکه رژیم را به تفکر وا دارد یا فضای آموزشی ایران را متحول کند، شاخکهای امنیتی رژیم را تیز کرد تا با دقت و مراقبت بیشتری دانشجویان را زیر کنترل بگیرد." رهتوشه برای جنبش چریکی آقای مرزبان عقیده دارد که با وجود فضای سانسور و مراقبتهای دستگاه امنیتی، حال و هوای جنبش ۶۸ به ایران راه پیدا کرد و بر جوانان اثر گذاشت:
"حس و حال آن طغیان به ایران راه یافت و جوانان را از نیروی خودشان آگاه کرد. جنبش چریکی که مقارن همان زمان در ایران آغاز شد، تا حدی از روحیه رزمجویانه قیام ۶۸ الهام گرفته بود. اما نباید درباره تأثیر جنبش بر جامعه ایران اغراق کرد، زیرا میان ما و کانون رویدادها در غرب، فاصله قارهای وجود داشت. اگر جنبش در یکی از کشورهای منطقه روی داده بود، بیتردید در ایران انعکاس گستردهتری پیدا میکرد." برخی صاحبنظران بر آنند که تسلط دیدگاههای چپ سنتی بر فضای فکری ایران مانع شد که جامعه دانشجویی و روشنفکری به پیام جنبش ۶۸ و اهمیت آن پی ببرد. دکتر ناصر پاکدامن کادر علمی پیشین دانشگاه تهران عقیده دارد: "چپ ایران هنوز روند استالینزدایی را به طور سنجیده و بنیادی تجربه نکرده بود، و به همین خاطر نمیتوانست ایدههای رهاییبخش جنبش دانشجویی غرب را درک و جذب کند. ایرانیان از جنبشهای الجزایر و ویتنام و از مبارزات آمریکای لاتین خیلی بیشتر تأثیر گرفتند؛ پس جای شگفتی نیست که پیکار جوانان چپگرای ایرانی در قالب جنبش چریکی تجلی پیدا کرد." |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||