BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 14:23 گرينويچ - چهارشنبه 26 ژوئيه 2006 - 04 مرداد 1385
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
بی بی خانم و شاهزاده گمنام
 

 
 
زن قجر- عکس تزئينی است
زن قجر- عکس تزئينی است
بی بی خانم استرآبادی، از نويسندگان روشنفکر، طنزگويی با قلمی جذاب، مدافعی برای مسائل زنان در دورانی است که هر چه بيشتر در کتاب روشنفکران و پيشروان مشروطه دنبال نام بانويی می گرديم، کمتر نامی را می يابيم. وی جزو اولين زنانی است که در روزنامه های مشروطه مقاله نوشته و با نام «بی بی» زير مقاله را امضا کرده است.

بی بی خانم استرآبادی فرزند محمدباقرخان سرکرده سواره استرآباد بود. و چنانکه به نظر می رسد ديگر خويشان او نيز از نظاميان بودند.

چنان که گفته شده است بی بی خانم در جوانی ازدواج کرد و به شوهرش عشق می ورزيد، اما ای کاش به او عشق نمی ورزيد، شايد به همين دليل بود که شوهرش که تحمل زنی اهل فکر و دانش و شعور را نداشت، با دختر خدمتکاری ازدواج کرد.

فخری قويمی در مورد او نوشته است: «در زمان قاجاريه بانويی باسواد و اهل مطالعه با خطی خوش و بيانی نيکو می زيسته به نام بی بی خانم». اما فارغ از اينکه بی بی خانم اولين بنيانگذار دبستان دوشيزگان در آن دوران است و از همين رو برای افتتاح اين مدرسه تا پای مقاله نويسی در دفاع از مدرسه برای دوشيزگان پيش رفته و برای حفظ مدرسه دچار دردسرهای فراوان شده است.

اما شهرت اصلی بی بی خانم به اين دليل نيست. حتی شهرت او به اين دليل مهم نيست که او در روزنامه های «حبل المتين» و « تمدن» و نشريه « مجلس» در دفاع از تحصيل دوشيزگان مقالات مختلفی نوشته و با علمای اعلام که عمل او را در دفاع از زنان، کفر می خواندند، مجادله کرده است. شهرت بی بی خانم بيش از همه اينها در کتابی است به نام « معايب الرجال» که وی در انتقاد از کتابی به نام «تاديب النسوان» نوشته است.

کتاب بی بی جوابيه ای است پر از طنز و شوخ طبعی که اين ذهن و زبان را در نوشته های مطبوعاتی او نيز می توان دريافت.

مکتوب يکی از نسوان

بگذاريد پيش از آن که به معايب مردان از ديدگاه بی بی خانم استرآبادی بپردازيم، کمی از مقاله وی را در دفاع از مدرسه دوشيزگان بخوانيم. در بخشی از اين مقاله که با عنوان «مکتوب يکی از نسوان» و به امضای بی بی در روزنامه «تمدن» چاپ شده است، چنين می خوانيم:

« .... اين کمينه از اهل اين مملکت سووال می کنم آيا در اين پايتخت ملاباجی نبوده يا مکتب خانه از بدو عالم تا اين دم معمول و دائر نشده يا دختران ما نزد آخوندهای زيرگذر محله درس نمی خواندند و اگر مکتب می رفتند عبور آنها از معبر مخصوصی بود؟ يا کتاب موش و گربه و يا کتاب حسين کرد شبستری و چهل طوطی و سليم جواهری و سعد سعيد از نخست نامه و نخبه سپهری و تربيت البنات بهتر و بالاتر بودند؟ آيا مکتب خانه را مدرسه گفتن کفر است و يا دبستان که زبان آبا و اجداد ماهاست صحيح نيست؟ يا هرکس دختر را دوشيزه بگويد مقاصد تعليم از مفاسد دينيه دارد؟ و در عوض عرقچين دوختن و آجيده و مادربچه و برگ تره زدن که امروز در اين مملکت منسوخ شده يا چرخ خياطی کردن و کاموا و گلدوزی و سرمه و مليله دوزی يادگرفتن و به درد بی درمان مرد بيچاره شريک شدن از گناهان کبيره است؟ ای روسای ملت و ای حاميان محفل نبوت! به خدا قسم روز ديگری غير از امروز هست که او را يوم لاينفع ولاينون می گويند؛ در ديوان حضرت خاتم النبی(ص) تمام شماها سرخجلت به زير خواهيد افکند که حقوق معاشی و حياتی ما نسوان را ضبط کرده ايد.» امضا: بی بی

شاهزاده گمنام و تاديب النسوان

« تاديب النسوان» رساله کوچکی است که گويا در سال ۱۲۸۸ هجری قمری توسط يکی از شاهزادگان قاجار نوشته شده، به نظر می رسد اين شاهزاده چنان از تاديب همسرش می ترسيد که جرات نکرده نامش را بر کتاب بنويسد، بنا براين قطعا نام نويسنده معلوم نيست.

اين کتاب نوعی رساله عمليه مرسالارانه قاجاری است. نويسنده گمنام کتاب نصايحی را به زنان کرده است تا آنان را تاديب کند، خلاصه اين نصايح چنين است:

۱) زن موجودی است که مانند کودک بايد توسط مرد تربيت شود.
۲) رستگاری زن در تببعيت مطلق از شوهر است.
۳) زن نبايد از شوهرش چيزی بخواهد، مگر اينکه شوهر خودش لطف کند.
۴) وظيفه زن در خانه ايجاد شرايط آرامش برای شوهر است.
۵) هدف زندگی مشترک رابطه جنسی مرد با زن است و به قول نويسنده گمنام « عمده مطلب و اين همه شرح و بسط در همين است."
۶) زن بايد در تمام زندگی شرمنده و خجول باشد جز در رختخواب.
۷) زن موقع غذا خوردن نبايد حرف بزند.
۸) زن بايد مثل آدم های مريض بدون شتاب و بصورت آرام و کند راه برود....

بی بی خانم پاسخ می دهد

رساله تاديب النسوان چيزی نبود که منتشر شود و بی بی خانم به آن پاسخ نگويد، به همين دليل بی بی خانم کتابی به نام معايب الرجال نوشت. اين کتاب از يک سو به پاسخ کتاب تاديب النسوان پرداخته و از سوی ديگر به شرح محافل مردانه پرداخته و چنان که زبان بی بی خانم چنين است، همه اين توضيحات را با طنز بيان کرده است.

بی بی خانم در توضيح علت نوشتن کتاب « معايب الرجال» در مقدمه چنين می آورد:

« نخست از ابتدا آرم ثنا و حمد يزدان را که از اضلاع چپ پديد آورد نسوان را.... روزی يکی از کسان کمينه که در دوستی بی قرينه به سرافرازيم تشريف فرمای کلبه ويرانه گرديد. مرا مشغول به مهمل پردازی و مزخرف سازی اين کتاب ديد با کمال نامرغوبی و نهايت نامطلوبی وی را بسيار پسنديد...الحاصل، اين کمينه خود را قابل تاديب کردن رجال ندانسته لهذا جواب کتاب تاديب النسوان را گفته و معايب الرجال را نگاشتم تا معايبشان عيان شود، شايد دست از تاديب کردن نسوان بردارند و در پی تاديب و تربيت خود برآيند. و آن را به چهار مجلس و فی الجمله از طريقه زن داری ايشان پس از آن سرگذشت خود را قرار داده. مجلس اول اطوار شراب خوار، مجلس دوم کردار اهل قمار، مجلس سوم در تفصيل چرس و بنگ و واپور و اسرار، مجلس چهارم شرح گفت و گو در اوضاع عبائره و اقرات اجامره و الواط. مقصود اين کمينه مردان بل هم اضل است زيرا معلوم و معين است که اين قسم رفتار و کردار و اطوار و گفتار از مردان باعقل و شعور با کفايت در امور سرنزند.....

بی بی در مورد کتاب تاديب النسوان می گويد:

... چون اين اوراق را ملاحظه نمودم ديدم گوينده او به اعتقاد خود تربيت شده و می خواهد مربی زنان گردد. مهملاتی چند برهم بافته که هيچيک را ماخذی نيافته، با سليقه کج طريقه لج پيشه گرفته نيش زبان به ريشه کندن نسوان دراز کرده، بد انديشه نموده و او را مفصل به ده فصل فرموده که در هر فصلی ايرادی غيرواقع بيمزه بسيار خنک برنسوان وارد آورده، او را نپسنديده به دورانداختم و در خاطر نرد مخاطره می باختم و طرحی در واهمه می ساختم، هرچند تا به حال خيال نداشتم ليکن اکنون همت برگماشتم که سخنانی موزون به پارسی زبان از خوبی و نرمی چون آب روان در برابر کتاب زشت اين بد سرشت آرم تا مردان بدانند که هنوز در ميان زنان کسانی چندبا رتبت بلند نکونام و ارجمند می باشند که قوه ناطقه ممد از ايشان برد....

معايب الرجال

برای آشنايی با کتاب معايب الرجال بی بی بخش کوتاهی از آن را لازم است بخوانيد:

اگر مرد خواست زنش را در آتش بيندازد

مصنف گفته اگر مردی دست زن خود را بگيرد و بخواهد در آتش اندازد آن ضعيفه بايد مطيعه باشد، ساکت و خاموش بنشيند، ابا و امتناع ننمايد. به به! مولانا! تو اگر با اين فهم و ذکا اگر کتابی نمی نوشتی چه می شد؟ ... عجيب تر اينکه اين نادان خود را تربيت شده باصطلاح متفرنگين و مستفرنگين و سی ويليزه می داند خود را مقلد معلمين اروپ می انگارد. معلوم شد که نيم ويليزه هم نيست.

زن بايد آهسته راه برود

در راه رفتن زنان گفته که زن بايد قدم ها را آهسته بردارد و سخن را نرم و ضعيف بگويد، مثل کسی که از ناخوشی برخاسته باشد. بلی، اين زن از برای مردی خوب است که اميرکبير باشد يا خونخوار و شرير، مردم آزار و نکته گير و کارخانه همه مردانه و بيرون خانه و زن هم عقيم نه کارخانه و نه اولاد و نه شغل شبانه و روزانه، قطعا مواظبت مرد نمايد و مرد هم يا اهل عيش نباشد يا اگر هم باشد بيرون خانه عيش نمايد. والا زن بيچاره مردم رعيت با اين همه کارهای بسيار مشکل و دشوار بايد طرف ميل مرد هم باشد، چگونه می تواند اين قسم رفتار و مواظبت کند؟ چون عبد ذليل در خدمت رب جليل.

اسمش را می گذارند نصيحت

بيچاره زنان که از هر طرف بديشان می تازند، شعرا هجا می نمايند، عقلا و ادبا نيش می زنند و اسمش را نصيحت می گذارند و راه فضيحت می سپارند. در همچون زمانی و چنين اوانی که برهر عاقلی واضح و لايح است، متاب «تاديب النسوان» هم پيدا می شود، قوز بالاقوز و دردبالای درد می گردد.

زنان موقع غذاخوردن حرف نزنند

فصل ششم در غذاخوردن زنان است. چنين گفته که بايد زن در سرخوان و در زبر سفره نان دو زانو نشيند و سه انگشتی غذا بخورد و حرف نزند و صدا نکند و جواب کسی را نگويد. يعنی لال بازی در بياورد. از روی مروت و انصاف بنگريد زمانی که با چندين طفل کوچک و بزرگ بر سر خوان و سفره نان اين قسم رفتار عيان نمايند ديگر آن اطفال بر سر سفره ظرفی باقی می گذارند يا فرصت به کسی درغذاخوردن می دهند؟ اگر زن ساکت باشد، آن بچه گان کاسه خورش را در افشره می ريزند و يا افشره را برسر پلو نثار می کنند، زن هيچ نگويد يا برود پيش، سر بگذارد در گوش بچه بگويد بابايت بقربانت، آرام بگير و بنشين و حرف مزن. اطفال زندگانی را براو و مرد حرام و طعام را تمام می کنند، بايد زن و مرد با بعضی اطفال خرد گرسنه بمانند و ظروف شکسته. بلی، اگر يک مرد با يک زن برسم فرنگ بروند در مهمانخانه شايد بتوانند به دستورالعمل او رفتار نمايند. اما فرنگ از قرار جغرافيای تاريخی و سياحتنامه های امم مختلفه تمام زنهای نجيب تربيت شده عالم بچندين علم در سر ميز با مردان اجنبی می نشينند، و وقت رقص دست مردان اجنبی را گرفته می رقصند. اما آداب اسلام ديگر است. زن های ايران تمام گرفتار خانه داری و خدمتگذاری می باشند، علی الخصوص زن های رعيت. مصنف سليقه شخصی خود را دستورالعمل قرار داده، چنانچه گفته زن بايد از شوهر دور بنشيند. اين هم همان فرض خدمتکاريست که پيش خود خيال کرده سابقا کمينه عرض نمود، والا الفت و محبت و عاشقی و معشوقی با اين رسم و اين قسم اختلاف کليه دارد که به هيچ قسم تصور نمی توان نمود. خداوند هوش کرامت فرمايد.

وقتی مردان مجلس قمار راه می اندازند

بی بی خانم پس از نقد کتاب تاديب النسوان، چهار فصل در مورد مجالس مردانه نوشته است، خواندن فصل مجلس قمار بسيار شيرين و جالب است.

« مجلس دوم مجلس قماربازيست:... ياران چون صاحبخانه را مشفق و مهربان و مردی چرب زبان ديدند و مرفه الحال و فارغ البال داخل خانه گرديدند، بعد از نشستن می گويند: برادرجان! دوشين چنين بلائی بر سرما آمده است. از شما متوقعيم که يکی را مستحفظ در قرار بدهيد تا آسوده باشيم. صاحبخانه می گويد هيچ کس حق ندارد بدون اذن و اجازه داخل خانه من بشود. شما آسوده باشيد و خاطر جمع مشغول بازی شويد، از اسباب و آلت قمار هرچه بخواهيد از قبيل شطرنج و تخته نرد، آس و ترن و گنجفه و غيره حاضر است. چون شطرنج بازی مشکلی است، دو حريف دانا و اتاق تنها می خواهد، تخته نرد هم مشکلست، چون برد حريف به آمدن طاس است. چنان که گفته اند طاس اگر نيک نشيند همه کس نراد است. پس آن گروه نسناس می شوند مايل آس ناس. دسته ای سرگرم ترن زدن، جمعی مشغول گنجفه بازی کردن، به قسمی که تا بعد از زوال فرصت بول کردن و غذاخوردن نمی کنند. هرگاه از خانه يکی از ايشان خبر بياورند که پدرت به رحمت ايزدی پيوست، گويد که در خانه امانتش بگذاريد. اگر گويند که رئيست تو را خواسته می گويد بگو بيمار و مردنيست. اگر گويند طلبکار بر در است گويد خيلی خر است که اين زمان پول می خواهد. امروز صبر کند انشاء الله فردا تمام طلبش را می دهم، اگر نقشم بياورد. و گر گويند ضعيفه شما اکنون فارغ شده يک پسر آورده و کره ندارد، گويد خدا قدمش را مبارک گرداند تا فردا پستان مادرش شير می آيد. القصه معايب ايشان زياد است....»

از بی بی خانم استرآبادی آثار زيادی نمانده است، تا پنج سال قبل که ۹۵ سال از مشروطه می گذشت، همين قدر هم که اکنون می دانستيم، از بی بی خانم وجود نداشت. به نظر می رسد اگر لابلای صفحات تاريخ مشروطه را به درستی جستجو کنيم، نام های ديگری از ميان زنان را بيابيم. البته اگر جستجو کنيم.

 
 
کاريکاتور ناصر الدين شاهطنزنويسان عصر مشروطه
علی اکبر دهخدا، زين العابدين مراغه ای، ميرزا آقا تبريزی
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران