|
نگاهی به نقش دين در جهان معاصر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پيوند دين و آدمی، پيوندی ديرين و پايدار بوده، اما اين رابطه، در گذر زمان چه در وجه فردی دين و چه در بعد اجتماعی آن، همواره دستخوش تغييرات چشمگيری شده است. هرچند دين نقش و عملکردی همواره يکسان نداشته، اما از نخستين جوامع انسانی تا امروز، عنصری اساسی و بنيادين از هر اجتماع انسانی را تشکيل داده و يکی از اصلی ترين محورهای صف بندی ها و دسته بندی ها در درون جوامع يا تمايز ملل از يکديگر بوده است. در جهان امروز نيز، به رغم همه اختلاف نظرها، مجادلات و مبارزات، مباحث و تفسيرهای متفاوتی که از ماهيت و وظايف دين به دست داده شده، به نظر نمی رسد که از اهميت و ميزان گسترش و حضور آن در در حوزه های خصوصی و عمومی زندگی بشری کاسته شده باشد. مذهب، عامل احساس هويت بر اساس پژوهشی که موسسه بين المللی نظرسنجی گالوپ، به سفارش بخش جهانی بی بی سی انجام داده، پس از مليت، مذهب، دومين عامل احساس هويت در جهان به شمار می رود. اما دين چيست و آيا با وجود آيين ها و مذاهب گوناگونی که هر يک قصد دارند پيروان خود را به شکلی ويژه به مقصدی خاص رهنمون شوند، می توان تعريفی واحد از آن ارايه کرد؟ در حقيقت، ارايه تعريفی جامع و مانع از مفهومی به گستردگی دين، چه از منظری درون دينی و چه از چشم اندازی برون دينی، اگر نه ناممکن، دست کم بسيار دشوار به نظر می رسد. با اين همه در تعريفی حداقلی، شايد دين مجموعه ای از آموزه هايی باشد که در ذات خود معطوف به "امر قدسی" اند. از سوی ديگر، مشکل تنها ارايه تعريفی فراگير و مقبول از مفهوم دين نيست. آنچه در عمل مشاهده شده، آن است که در بسياری از موارد، اديان به رغم آموزه هايشان در مورد وحدت و مهربانی، خود يکی از عوامل جدايی، تفرقه و جنگ و دشمنی بوده اند. بسياری از پژوهشگران در پاسخ به اين سوال که در چنين وضعيتی، رسالت و نقش دين را چگونه بايد تبيين کرد؟ می گويند که آنچه بايد بيش از هر چيز ديگر مورد توجه قرار گيرد، ذات و جوهره اديان و صبغه معنوی و فرهنگی آنهاست. فارغ از چنين مباحثی، به نظر می رسد که در جهان امروز، در اين نکته نمی توان ترديد کرد که نقش و اهميت سياسی و اجتماعی دين از چند دهه پيش به اين سو، به صورت فزاينده ای افزايش يافته است. در اين اقبال مجدد، به نظر می رسد که برداشت های بنيادگرايانه از دين، با سرعت بيشتری گسترش يافته اند و اکنون به عنصری مهم در مناسبات و معادلات سياسی و اجتماعی بدل شده اند. در جهان امروز، به همان اندازه که دين مهم است و عاملی هويت بخش به شمار می رود، رهبران و مراجع دينی نيز، از موقعيت و اهميتی قابل توجه برخوردارند. بر اساس پژوهش موسسه گالوپ مردم جهان امروز بيش از هر مرجع ديگری، به رهبران و مراجع مذهبی اعتماد دارند. قدرت يابی مجدد دين، به عنوان عاملی تعيين کننده در حوزه زندگی عمومی، پيامدهايی ويژه نيز به همراه خواهد داشت و از جمله می تواند به گسترش و تعميق اختلاف ها در برداشت ها و تفسيرهای پيروان اديان و مراجع مذهبی بينجامد. برداشت های سکولار و بنيادگرايانه در اين ميان، علاوه بر تضادها و تقابل های درون دينی، طيف ديگری از نيروهای اجتماعی که می توان از آنها به عنوان نيروهای عرفی و سکولار ياد کرد، به شکلی پر رنگ تر خواستار کمتر شدن هر چه بيشتر نقش و عملکرد سياسی و اجتماعی دين شده اند. در حقيقت، گسترش نقش سياسی و اجتماعی دين در دو سه دهه اخير، موجب قوت گرفتن دوباره مجادلاتی ميان دو جبهه دين باوران معتقد به حکومت دينی و عرف گرايان هوادار حکومت غير دينی نيز شده است. از اين منظر، هواداران ايده های سکولاريستی، بر خلاف دين گرايانی که معتقدند دين و سياست دو روی يک سکه اند، حوزه دين را حوزه خصوصی انسان ها می دانند و از جدايی دين از سياست به عنوان اصل اوليه و اساسی خود ياد می کنند. همه اين تحولات، البته می تواند تاييد دوباره ای باشد بر روندی آزموده شده: دين، همچنان به عنوان مؤلفه ای بنيادين به حيات خود در جوامع گوناگون بشری ادامه خواهد داد، اما در عين حال، با تاثير پذيرفتن از زمانه و محيطی که به سرعت دگرگون می شود، جايگاه، نقش و عملکردش نيز دگرگون خواهد شد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||