زندگی در غزه به روایت نادیا، دانشجوی فلسطینی

14 اوت 2014 - 23 مرداد 1393 به روز شده در 07:37 گرينويچ

نادیا دانشجوی فلسطینی ساکن غزه در باره زندگی خانواده و آشنایانش در دوران جنگ و آتش بس می‌گوید.
شب‌های غزه سخت‌ترین اوقات جنگ است. باید تا صبح منتظر ماند و دید شب گذشته چه اتفاقی افتاده
"وقتی برق نداری، فقط می‌توانی به رادیو گوش کنی و بر جاهایی که هدف قرار گرفته تمرکز کنی و آسوده باشی که عزیزت هنوز زنده است"
"می‌ترسم اما سرم را بالا نگه می‌دارم. در دل شکی ندارم که روزی فلسطین آزاد خواهد شد"
با وجود بمباران، غزه‌ای ها می‌دانند چطور زندگی کنند و غذا بخورند: "مشکل ما غذا نیست. مشکل ما صلح و آرامشی است که بتوانیم با آن زندگی کنیم"
"هر بار که موشک می‌اندازند، برادرزاده‌ام چنین واکنشی نشان می‌دهد"
"در نهایت به ما 72 ساعت آتش‌بس دادند و من توانستم بیرون بروم"
"عاشق مطالعه هستم. با وجودی که برق نیست کتاب‌ مورد علاقه‌ام را زیر نور شمع می‌خوانم"
"اینجا دانشگاه من بود. آنها نمی‌دانند که این ساختمان فقط منبع دانش و تفکر است نه چیز دیگر"
"خب، دارند بمباران می‌کنند. می‌خواهی به عزیزانت زنگ بزنی که خیالت از زنده بودنشان راحت شود. بفرما... زنگ بزن. آنتن نداری!"
"مردم غزه در بی‌برقی با این وسایل (یوپی‌اس و باتری) می‌توانند به اینترنت وصل شوند تا "جنایات" اسرائیل را به گوش دنیا برسانند. و البته همه نمی‌توانند از پس هزینه این وسایل بربیایند"
"برای این خانواده‌ها خیلی دردناک است که در زمان آتش‌بس به محله‌شان برگردند و تنها چیزی که ببینند، خانه ویرانه‌شان باشد"
"از محمد خبر گرفتم. امروز او و خانواده‌اش در بمباران کشته شدند!!!!" "او فقط ده سال داشت، به پدرش در فروش چای و قهوه کمک می‌کرد. امروز کشته شد. هیچ کار بدی نکرده بود که چنین سرنوشتی داشته باشد"