مرجعیت بدون 'آیت‌الله'

  • 2 اوت 2014 - 11 مرداد 1393
اقدام آیت الله سیستانی در حذف داوطلبانه عنوان خود نیز می تواند آغازی باشد بر پایان دوره ای تاریخی از کاربرد این عنوان و نشانه ای بر اینکه عنوان آیت الله هم دیگر مفهوم اصلی خود را از دست داده است

سایت اینترنتی آیت الله سید علی سیستانی عنوان 'آیت الله' را از کنار نام این مرجع بزرگ شیعه حذف کرده و به جای آن او را در صفحه نخست فارسی این سایت، 'حضرت آقای سید علی حسینی سیستانی' معرفی کرده است. این نخستین بار است که یکی از مراجع بلندپایه شیعه داوطلبانه عنوان خود را حذف می کند.

در روحانیت شیعه هیچ نظام و ضابطه مدون و مشخصی در وضع القاب و عناوین وجود ندارد اما در حدود یک قرن اخیر عرف حوزه های علمیه این بوده است که معمولا به کسانی که تحصیلات در حد سطوح و پایین‌تر دارند ثقة الاسلام، به کسانی که در حد خارج فقه و اصول تحصیلکرده یا مجتهدان با سابقه کمتری نسبت به دیگرانند حجت الاسلام، به مجتهدان بلندپایه آیت الله و به مراجع تقلید یا کسانی که در حد مرجعیتند، آیت الله العظمی گفته می شود. هرچند همین عرف هم پیوسته نادیده گرفته شده و کم نیستند روحانیونی که عنوان آیت الله به آنان خارج از عرف روحانیت شیعه اطلاق شده است. گرچه سایت آیت الله سیستانی توضیحی در مورد حذف عنوان وی ارائه نداده اما به نظر می رسد این تصمیم واکنشی باشد به نقض سلسله مراتب عرفی عناوین روحانیت شیعه و چه بسا ابتکاری برای تصفیه روحانیت از انبوه القاب و عناوینی که در بسیاری موارد مبالغه آمیز و مورد انتقادند.

عناوینی که بر شمرده شد در روحانیت شیعه سابقه ای طولانی ندارند و عمدتاً در کمتر از یکصد سال اخیر باب شده اند. پیش‌تر برای روحانیون صرف نظر از هر رتبه ای که داشتند با عناوینی مانند شیخ، سید، میرزا، ملا و آقا یاد می شد و عناوینی مانند حجت الاسلام و آیت الله و علامه تنها به نشانه احترام در نامه نگاری‌ها و یاد کردن از روحانیون یا تعریف و تمجید از آنها در کتابها به کار می رفت نه اینکه همچون عنوانی که حاکی از شغل و رتبه داشته باشد همیشه در کنار نام آنها بنشیند.

این القاب از کجا آمدند

لقب ثقة الاسلام نخستین بار برای محمد بن یعقوب کلینی، از نخستین فقهای شیعه به کار رفت که معروفترین اثرش، اصول کافی از کتابهای چهارگانه ای است که حاوی مورد اعتمادترین مجموعه نقل قولها از امامان شیعه برای فقهای این مذهبند و اساس فقه شیعه به شمار می روند (کتب اربعه شیعه). در متون تاریخی آمده که این لقب هنگامی که شیخ کلینی به عراق رفته بود و از آنجا به او اطلاق شد که مورد اعتماد پیروان هر دو مذهب شیعه و سنی قرار گرفته بود. در مصطلحات علوم اسلامی، روایت کنندگان حدیث که مورد اعتماد و استناد باشند با صفت ثقه توصیف می شوند.

حجت الاسلام هم نخستین بار لقب امام محمد غزالی شد که در عصر خویش (قرن پنجم هجری)، امام و بزرگترین فقیه مذهب سنی شافعی بود و این لقب را پیروانش به دلیل جدلها و مخالفتهایش با فلاسفه به او دادند. بعدها نیز همین حجت بودن و برتری نظری بر دیگران، انگیزه اطلاق این لقب بر دیگر روحانیون شد. در روحانیت شیعه به نظر می رسد لقب حجت الاسلام نخستین بار در دوره قاجار باب شد و از سید باقر شفتی و میرزا اسدالله بروجردی به عنوان نخستین روحانیانی یاد می شود که این لقب برایشان به کار رفت. هر دوی آنها بزرگترین مجتهدان دو کانون اصلی علوم دینی در آن زمان،‌ اصفهان و بروجرد بودند. سید شفتی به این شهرت دارد که به عنوان مجتهد بزرگ و با نفوذ اصفهان در جایگاه حاکم شرع نیز قرار گرفت و اجرای حدود و قصاص را که پیشتر متروک شده بود دوباره باب کرد. میرزا اسدالله بروجردی نیز گویا از این جهت که خود را عالم‌تر از دیگر مجتهدان و شایسته مرجعیت می دانست به حجت الاسلام مشهور شد و خاندانش در بروجرد نیز پس از او به حجتی مشهور شدند. در زمانی که میرزا حسن شیرازی، مرجع بزرگ شیعه فتوای تحریم استعمال تنباکو را صادر کرد نیز اعلامیه هایی بر دیوارهای کوچه و بازار زده شد با این عبارت: "بر حسب حکم جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای میرزای شیرازی اگر تا ۴۸ ساعت دیگر امتیاز دخانیات لغو نشود، یوم دوشنبه آتیه جهاد است. مردم مهیا شوید". گویی لقب حجت الاسلام و المسلمین از آن رو در مورد میرزای شیرازی با تاکید به کار می رفت که کلام او را حجتی برای مسلمانان بدانند و بر پیروی از آن پای بفشارند.

نخستین کسی که آیت الله لقب گرفت، علامه حلی، فقیه و متکلم بزرگ شیعه در قرن هفتم و هشتم هجری بود. درباره اش نوشته اند که در سنین کودکی از نبوغ فوق العاده ای برخوردار بود و با سنی کم معلومات و توان استدلالی بی نظیر داشت و بسرعت به جایگاه علمی برجسته ای رسید. لقب آیت الله (نشانه خدا) هم به نظر می رسد به همین دلیل به او داده شد. از اواخر قاجار باب شد که گاه در نام بردن از مراجع، این لقب به کار رود و بعدها در دوران پهلوی، لقب آیت الله عنوانی ثابت برای مجتهدان بلندپایه شد و برای مراجع تقلید هم عنوان آیت الله العظمی مرسوم گشت.

القاب روحانیون و دوران تجدد

القابی که پیشتر تنها برای ستایش و احترام به کار می رفت از همان زمانی تبدیل به عنوان شدند که روحانیت شیعه در قالب صنفی در شمایل کنونی اش درآمد، یعنی آغاز جدی روند تجدد در ایران در عصر پهلوی.

از دوران رضا شاه پهلوی با ممنوعیت لباس سنتی ایرانی بود که پوشش همه اهل علم و تحصیلکردگان سنتی، از طبیبان و ادیبان گرفته تا عالمان و طلاب دینی، خاص کسانی شد که به مشاغل دینی می پرداختند. حوزه های علمیه که پیش‌تر محل تحصیل همه علوم رایج، از ریاضیات و طب تا فقه و فلسفه بود، تنها محل تحصیل علوم دینی شد و روحانیت به شکل صنفی با لباس و مراکز خاص خود و مستقل از دولت درآمد. فن آوری ارتباطات باعث شکل‌گیری نهاد مرجعیت متمرکز در قم و نجف در شکل امروزی‌اش و از میان رفتن مراجع محلی شد، برای نخستین بار رساله های علمیه برای عامه مردم در شمایل یکسان از مراجع تقلید مختلف انتشار یافت که نام همگی آنها روی جلد با عنوان آیت الله العظمی همراه بود

همزمان با عناوین دکتر و مهندس که تجدد غربی به همراه خود آورد، القاب حجت الاسلام و آیت الله و آیت الله العظمی هم به شکل فراگیری برای همه ملبسان به لباس روحانیت باب شد تا سلسله مراتب علمی حوزوی را یادآور شود، با این تفاوت که مورد مصرف این عناوین، بیشتر در خارج از محافل روحانی و حوزوی بود. درون حوزه های علمیه این عناوین کاربردی نداشت و روحانیون یکدیگر را با همان عناوین قدیمی شیخ و میرزا و سید و ملا و حاجی و آقا خطاب می کردند که ارتباطی با سلسله مراتب حوزوی نداشت، اگر هم به کار می رفت به این شکل بود که مثلًا دو مرجع تقلید که بین مردم با عنوان آیت الله العظمی معرفی می شدند در نامه نگاری، یکدیگر را حجت الاسلام خطاب می کردند، شاید برای اینکه یادآور شوند که خود را در جایگاه علمی فراتری می دانند و از این روست که بر مسند مرجعیت که لازمه اش "اعلمیت" است تکیه زده اند.

پس از انقلاب دست کم تا زمانی که آیت الله خمینی زنده بود، عرف عناوین حوزوی کمتر دستخوش تغییر شد اما با انتخاب جانشین او که یک‌شبه و ناگهانی عنوان آیت الله در کنار نامش گذاشته شد، دوری و نزدیکی به قدرت و حب و بغض نسبت به آنها در تعیین و تغییر عناوین روحانیون دخیل شد و رسانه ها هم در جا انداختن این عناوین نقش آفرین شدند.

صدا و سیما که در دوران رهبری آیت الله خامنه ای سیاستهای خبری اش همواره متمایل به مواضع جناح محافظه کار بوده، در کاربرد عناوین برای روحانیون نیز این دیدگاه سیاسی را اعمال کرده است. در اخبار تلویزیون ممکن است از یک روحانی بر اساس موقعیت جناحی اش با عنوان جناب حجت الاسلام و المسلمین نام برده شود یا صرفاً به حجت الاسلام بسنده شود که خود به نوعی حاکی از موضعگیری سیاست‌گذاران صدا و سیما نسبت به آن فرد روحانی است. ظهور رسانه های اصلاح طلب در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی رویه دیگری را رقم زد. این رسانه ها کاربرد القاب و عناوین حوزوی را بسیار محدودتر کردند. در روزنامه جامعه که پرچم‌دار این رسانه ها بود،‌ تصمیم سردبیری این بود که عنوان حجت الاسلام برای هیچ‌ یک از روحانیون حتی محمد خاتمی به کار نرود و عنوان آیت الله صرفا برای رهبری و روحانیون بلندپایه ای که با این عنوان شناخته شده اند و زمانی که خبر از جایگاه دینی آنها حکایت می کند و نه جایگاه سیاسی، به کار رود. مثلا هنگامی که سخن از احمد جنتی به عنوان دبیر شورای نگهبان است هیچ عنوانی برایش استفاده نشود و زمانی که خبری از او به عنوان خطیب جمعه نقل می شود عنوان آیت الله در کنار نامش بنشیند.

در روزنامه خرداد که چند ماه پس از تعطیلی جامعه منتشر شد هم رویه بر این بود که هیچ عنوانی برای روحانیون به کار نرود و صرفاً برای رهبر و مراجع تقلید از عنوان آیت الله استفاده شود. عبدالله نوری مدیرمسئول روزنامه فهرستی از ده مرجع تقلید شناخته شده (از جمله آیت الله خامنه ای) به تحریریه ابلاغ کرد که مشخص شود چه کسانی در روزنامه باید آیت الله خطاب شوند.

با این حال بخشی از اصلاح طلبان هوادار اکبر هاشمی رفسنجانی هم بودند که با اینکه او همواره پس از انقلاب با عنوان حجت الاسلام معرفی شده بود، کوشیده اند در رسانه های نزدیک به خود عنوان آیت الله را برای او جا بیندازند.

در خارج از عرصه سیاست هم نادیده گرفتن عرف روحانیت شیعه در کاربرد عناوین، فراوان نقض شده و کسانی بوده اند که بی آنکه در حد اجتهاد باشند یا حتی در مواردی از حداقل تحصیلات حوزوی برخوردار باشند عنوان آیت الله بر خود گذاشته اند. این روند البته خاص ایران نیست و در عراق هم به ویژه پس از سقوط صدام حسین و ظهور گروههای سیاسی شیعی، افرادی که سابقه چندانی در جایگاه روحانیت نداشته اند خود را مرجع معرفی کرده و پیروان و مقلدانی برای خود دست و پا کرده اند که عمدتا با انگیزه های سیاسی گردشان جمع شده اند.

در طول تاریخ روحانیت، این پدیده همواره تداوم داشته که عناوینی برای عالمان دینی وضع شوند و سپس رفته رفته کاربردشان به مراتب پایین‌تر روحانی سرایت کند و در نهایت کاملا مفهوم اولیه خود را از دست بدهد و بعد، عناوین تازه ای باب شود و بتدریج آنها هم همین سرنوشت را بیابند.

اقدام آیت الله سیستانی در حذف داوطلبانه عنوان خود نیز می تواند آغازی باشد بر پایان دوره ای تاریخی از کاربرد این عنوان و نشانه ای بر اینکه عنوان آیت الله هم دیگر مفهوم اصلی خود را از دست داده است.

مطالب مرتبط