ده پی آمد غیرقابل پیش بینی بهار عربی

به روز شده:  09:43 گرينويچ - چهارشنبه 18 دسامبر 2013 - 27 آذر 1392

در حالی که سه سال از شروع ناآرامی‌هایی که به بهار عربی شهرت یافت می گذرد، خاورمیانه هنوز صحنه تغییرات پی در پی است. در این ناآرامی‌ها، حکومت‌هایی سرنگون شدند ولی سایر پی آمدهای بهار عربی به مراتب کمتر قابل پیش بینی بوده است.

ده نتیجه غیرقابل پیش بینی این تحولات از این قرار است.

حکومت‌های سلطنتی از خطر مصون مانده‌اند

خاندان های سلطنتی خاورمیانه تا کنون در برابر بهار عربی موقعیت نسبتا خوبی داشته اند حتی بهتر از آنچه برخی از آنان تصور می کردند. این موضوع در مورد اردن و مراکش و نیزکشورهای حوزه خلیج فارس که نگران پیآمدهای بهار عربی بودند، صدق می کند. دولت هایی که سرنگون یا متزلزل شدند کم و بیش به شیوه دولت های تک حزبی مدل شوروی سابق حکومت می کردند و دارای تشکیلات امنیتی بسیار قدرتمندی بودند.

البته نمی توان دلیل واحدی برای این وضعیت ارائه داد. دولت بحرین نشان داده که آماده است برای مقابله با معترضان از تاکتیک های امنیتی به شدیدترین وجه استفاده کند. ولی سایر کشورها از تدابیر ملایم تری استفاده کرده اند. قطر در اولین ماه شروع ناآرامی ها، حقوق کارمندان بخش دولتی را افزایش داد. سایر امیرنشین های منطقه خلیج فارس اهرم هایی برای مقابله با ناآرامی ها دارند. بیشتر شغل های کم درآمد در دست کارگران مهاجر است و چنانچه کارگران ناراضی به شرایط کار یا نداشتن حقوق سیاسی اعتراض کنند می توان آنان را اخراج کرد.

همچنین ممکن است احساس وابستگی مردم این کشورها به مقام سلطنت، فارغ از زندگی اشرافی و پرتجمل خانواده های سلطنتی، قابل مقایسه با احساسی که مردم به دیکتاتورهای غیرمنتخب دارند، نباشد.

آمریکا دیگر حرف آخر را نمی زند

بهار عربی به نفع آمریکا تمام نشده است. تصور آمریکا در ابتدا این بود که در منطقه خاورمیانه دارای دوستان قابل اعتمادی مانند مصر، اسرائیل و عربستان سعودی است. ولی آمریکا نتوانست در برابر اتفاقاتی که در مصر می‌افتاد یعنی انتخاب محمد مرسی اسلامگرا و سپس سرنگون کردن او توسط ارتش مصر، واکنش مناسب نشان دهد.

هیچ کس نمی تواند دولت باراک اوباما را به خاطر کوتاهی در همگام کردن سیاست هایش با تحولات مصر، ملامت کند. دولت آمریکا موافق با انتخابات بود ولی نتیجه انتخابات را که نشانه روشن پیروزی اخوان المسلمین بود دوست نداشت. آمریکا همچنین کودتای نظامی را ( لااقل در قرن بیست و یکم) دوست ندارد ولی شاید با یک رژیم برخوردار از حمایت نظامی که خواهان حفظ صلح با اسرائیل است، کنار بیاید.

البته آمریکا هنوز یک ابرقدرت است ولی دیگر نمی تواند اتفاقاتی را که در خاورمیانه می افتد، دیکته کند. اما آمریکا در این شکست تنها نیست، ترکیه نیز نتوانست طرف برنده در مصر را انتخاب کند و در حال حاضر درگیر روابط پیچیده و مشکلی است که با شورشیان سوریه دارد.

سنی در برابر شیعه

در سوریه اعتراض های غیرمسلحانه علیه یک حکومت خودکامه، با چنان سرعتی به یک جنگ داخلی متاثر از تعصبات فرقه ای تبدیل شد که موجب حیرت همه گردید. در بسیاری از بخش های خاورمیانه تنش های فزاینده‌ای بین مسلمانان شیعه و سنی مذهب دیده می شود و سوریه اکنون به جبهه ای که به نمایندگی از جانب ایران شیعه با عربستان سنی مذهب جنگ در آنجا جریان دارد، درآمده است.

عمیق تر شدن شکاف بین دو شاخه اسلام در عراق نیز موجب خشونت های فرقه ای شده است. همین پدیده ممکن است یکی از مهمترین میراث تحولات سال های اخیر در جهان عرب باشد.

برنده شدن ایران

هنگام شروع بهار عربی، هیچ کس نمی توانست پیش بینی کند که این رویداد به نفع ایران تمام خواهد شد. در آغاز این روند، تحریم های علیه ایران که گفته می شد در ارتباط با بلندپروازی های هسته ای این کشور است سبب شد که این کشور فلج شده و به حاشیه رانده شود. ولی اکنون غیرممکن است تصور کرد بدون موافقت ایران می توان به راه حلی برای بحران سوریه دست یافت و رئیس جمهور و دولت تازه ای که در ایران برسر کار آمده سبب شده که این کشور حتی با قدرت های جهانی در باره برنامه هسته ای مذاکره کند.

آمادگی آمریکا برای گفتگو با ایران، به منزله زنگ خطری برای اسرائیل و عربستان سعودی است و قرار گرفتن این دو کشور در یک جبهه واحد در جریان یک مجادله، به هر دلیلی که باشد، تاریخی خواهد بود.

بازنده شدن برنده ها

انتخاب برنده ها و بازنده ها در کل این روند، کار ساده ای نیست. اگر به سرنوشت اخوان المسلمین در مصر نگاه کنیم می بینیم که در انتخاباتی که پس از سرنگونی حسنی مبارک در این کشور برگزار شد، اخوان المسلمین برنده شد و پس از ۸۰ سال که در حاشیه بود توانست سرانجام حکومت بزرگ ترین کشور خاورمیانه را قبضه کند. ولی اکنون ارتش مصر یک بار دیگر قدرت را از دست اخوان المسلمین خارج و رهبران ارشدش را به زندان های طولانی مدت محکوم کرده است. اعضای اخوان المسلمین نیز در اختفا زندگی می کنند. یک سال قبل اخوان المسلمین برنده به نظر می رسید ولی حالا نه.

این تحول، برای پادشاهی کوچک قطر در خلیج فارس که دارای بلندپروازی های سیاسی است، خبر خوبی نبود چون قطر در جریان جنگ قدرت در مصر، از اخوان المسلمین طرفداری می کرد. قطر قبلا هم از شورشیان لیبی حمایت کرده بود. در مراحل اولیه بهار عربی، استراتژی قطر برای توسعه نفوذ منطقه ای موفقیت آمیز به نظر می رسید. ولی اکنون دیگر نه.

بهره برداری کردها از تحولات منطقه

ساکنان کردستان عراق به تدریج برنده به نظر می رسند و حتی ممکن است در جاده تحقق رویای دراز مدت خود برای داشتن یک کشور مستقل قرار گرفته باشند. آنها که در بخش شمالی کشوری زندگی می کنند که دارای نفت است، ارتباطات اقتصادی مستقلی با ترکیه همسایه قدرتمند خود برقرار کرده‌اند. کردستان عراق پرچم و سرود ملی و نیروهای مسلح خود را دارد. ممکن است کردهای عراقی از پاشیده شدن تدریجی کشوری که دیگر قادر نیست مانند یک دولت واحد کار کند، منتفع شده باشند.

البته آینده بدون گرفتاری نیست ( کشورهای همسایه عراق یعنی ایران، سوریه و ترکیه نیز جمعیت کرد خودشان را دارند) ولی مردم شهرهای کردنشین عراق مانند اربیل، آینده را روشن تر می بینند و فکر می کنند آزادی بیشتر خواهد بود. این روند قبل از شروع بهار عربی، آغاز شده بود ولی کردها از جو تغییری که منطقه را فراگرفته برای انسجام تغییراتی که قبلا شروع شده بود، بهره برداری می کنند.

زنان، قربانی ناآرامی‌ها

بخشی از نتایج بهار عربی (دست کم تا کنون) نومید کننده بوده است. هنگام شروع ناآرامی ها در مصر، در میان جمعیتی که در میدان تحریر در قاهره گردآمده بودند، شمار زیادی از زنان با شهامت و پراحساس دیده می‌شدند که علاوه بر حقوق سیاسی که محور تظاهرات بود، خواستار آزادی شخصی نیز بودند.

ولی آنها به شدت نومید خواهند شد. داستان های آزار و اذیت جنسی زنان در انظار عمومی، به کرات شنیده شده و نظرسنجی بنیاد تامسون-رویترز حاکی از آن است که در میان کشورهای عربی، مصر بدترین جا برای زنان است و حتی در عربستان سعودی زنان وضع بهتری دارند. از نظر خشونت جنسیتی، حق مادرشدن، رفتار با زنان در خانواده و شرکت دادن آنان در سیاست و اقتصاد، مصر بیشترین نمره منفی را دارد.

قدرت اغراق آمیز رسانه های اجتماعی؟

در آغاز جنبش اعتراضات، در رسانه های غربی هیجان زیادی در مورد نقش رسانه های اجتماعی جدید مانند فیس بوک و توییتر، ابراز می شد. بخشی از این هیجان شاید به این دلیل بود که خود خبرنگاران خارجی فیسبوک و توییتر را دوست دارند. یک چنین رسانه هایی در کشورهایی مانند عربستان سعودی اجازه می دهد که مردم رسانه های رسمی را نادیده گرفته و نوعی بحث ملی را شروع کنند.

رسانه های اجتماعی در شروع ناآرامی‌ها نیز نقش داشتند ولی استفاده از آن محدود به نخبگان لیبرالی بود که عمدتا تحصیلکرده و دارای رفاه مالی بودند. در کشورهایی که بسیاری از مردم هنوز سواد خواندن و نوشتن نداشته و یا به اینترنت دسترسی ندارند، تلویزیون ماهواره ای اهمیت بیشتری دارد.

ماجرای باسم یوسف، جراح قلب مصری که به یک طنزپرداز تلویزیونی تبدیل شد، شاهدی برای این ادعاست. او در بدو امر ویدیوهای طنزآمیز خود را در اینترنت منتشر می‌کرد، ولی هنگامی که به جای اینترنت از یک کانال تلویزیونی برای پخش برنامه های طنزآمیز خود استفاده کرد به صورت یک چهره بین المللی درآمد و به "جان استیوارت مصری" شهرت یافت. جان استیوارت، یک مجری تلویزیونی سرشناس آمریکایی است.

ولی تفاوت مهم این است که جان استیوارت در تلویزیون آمریکا برنامه اجرا می کند در حالی که آقای یوسف در مصر برنامه اجرا می کرد و می بایستی همانطور که در دوره حکومت اسلامگرایان محتاطانه رفتار می کرد، در دوره فرمانروایی رهبران جدید این کشور نیز احتیاط را رعایت می کرد. مصری ها دوست دارند بخندند ولی رهبرانشان دوست ندارند مورد تمسخر قرار گیرند. در حال حاضر برنامه تلویزیونی آقای یوسف یک بار دیگر لغو شده است.

افزایش بهای مسکن در دوبی

پی آمدهای حوادث خاورمیانه در کشورهایی که صحنه این اتفاقات نبوده اند، هنوز محسوس است. این تئوری وجود دارد که چون افراد ثروتمند کشورهای ناآرامی مثل مصر، لیبی، سوریه و تونس در جستجوی محل امنی برای پول نقد خود و خانواده خود هستند، بازار مسکن دوبی از این وضعیت منتفع شده است. این وضعیت در بازارهای مسکن شهرهای دوردستی مانند پاریس و لندن نیز تاثیر گذاشته است.

ترسیم دوباره نقشه خاورمیانه؟

در جریان جنگ جهانی اول بریتانیا و فرانسه به طور مخفیانه نقشه تقسیم خاورمیانه را کشیدند که در نتیجه آن کشورهایی مانند سوریه و عراق در شکل کنونی شان به وجود آمدند ولی کسی نمی داند که تا پنج سال دیگر این کشورها به شکل کنونی خود به عنوان یک کشور واحد وجود خواهند داشت یا نه.

هیچ کس هم نمی تواند در این باره کاری بکند. اوضاع لیبی محدودیت مداخله غرب را نشان داد جایی که نیروی هوایی فرانسه و بریتانیا توانست سقوط یک رژیم دیرپای منفور را سرعت بخشد ولی نتوانست تضمین دهد که یک دموکراسی یا حتی ثبات، جانشین این رژیم خواهد شد.

یک درس قدیمی که جهان مجددا در حال فراگرفتن آن است، این است که انقلاب ها غیرقابل پیش بینی هستند و روشن شدن پی آمدهای آن ممکن است سال‌ها طول بکشد.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
 

نظرات 5 از 30

 

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.