چگونه خطر دومین بحران موشکی کوبا رفع شد؟

به روز شده:  05:51 گرينويچ - دوشنبه 15 اکتبر 2012 - 24 مهر 1391

برخلاف تصور عمومی بحران موشکی کوبا با توافق آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در اکتبر ۱۹۶۲ پایان نیافت. آمریکا در آن زمان اطلاع نداشت که یکصد سلاح هسته‌ای دیگر نیز در اختیار کوباست و شوروی یک ماموریت جدی و مخاطره‌آمیز را برای بازگرداندن این سلاح‌ها شروع کرده است.

در نوامبر سال ۲۰۱۱ میلادی یعنی هنگامی که به پنجاهمین سالگرد بحران موشکی کوبا، یعنی خطرناک‌ترین هفته‌ها در تاریخ، کمتر از یک سال باقی مانده بود، من به اتفاق پاشا شیلوف، همکار روسم به چند موضوع تازه برخوردیم که در نتیجه آن اطلاعات و برداشتی که از بحران موشکی کوبا داشتیم، کاملا تغییر کرد.

دهه ۱۹۸۰ میلادی که من در برکشر در انگلستان دوران نوجوانی را می‌گذراندم، دوره‌ای بود که رونالد ریگان، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، موشک‌های کروز و پرشینگ را درفاصله ۴۵ کیلومتری خانه پدری‌ام مستقر کرده بود.

در این تاریخ، جنگ سرد بر جهان سایه انداخته بود و به ما تلقین می‌شد که خطر جنگ هسته‌ای وجود دارد.

پاشا شیلوف در آن دوره در مسکو زندگی می‌کرد و از شرحی که می‌داد، معلوم بود که او هم همین نگرانی و وحشت را داشت.

ولی اطلاعات تازه‌ای که ما اکنون درباره اتفاقات هراس‌انگیز دو ماه اکتبر و نوامبر ۱۹۶۲ به دست آورده‌ایم، ممکن است برداشت و تصور ما از این اتفاقات را تغییر دهد.

رفع خطر یک فاجعه هسته‌ای

حل بحران هسته‌ای

  • آتش بحران موشکی کوبا هنگامی شعله‌ور شد که فیدل کاسترو که نگران اشغال کشورش توسط آمریکا بود، با استقرار موشک‌های هسته‌ای شوروی در کوبا موافقت کرد
  • این بحران هنگامی رفع شد که شوروی با برچیدن موشک‌هایش ازکوبا در ازای بیرون بردن موشک‌های هسته‌ای آمریکا از ترکیه موافقت کرد

ما از طریق آرشیو امنیت ملی در واشنگتن، توانستیم با سازمانی در سن‌پترزبورگ، که پرسنل سابق زیردریایی‌های شوروی عضو آن بودند، تماس بگیریم. در آنجا بود که سوتلانا ساورانسکایا، مدیر آرشیوهای روسیه، یک داستان باورنکردنی را برای ما تعریف کرد.

به گفته خانم ساورانسکایا، علاوه بر بحران موشکی کوبا که همه از آن باخبر بودند، یک بحران موشکی مخفی دیگر نیز وجود داشت که سبب شد خطر یک جنگ هسته‌ای فاجعه‌آمیز تا پایان نوامبر ۱۹۶۲ میلادی وجود داشته باشد.

به این ترتیب، برخلاف تصور عمومی، پایان بحران موشکی از روزهای ۲۷ و ۲۸ ماه اکتبر فراتر می‌رود. تاکنون چنین تصور می‌شد که در این تاریخ با توافقی که بین نیکیتا خروشچف، رهبر وقت شوروی و جان کندی، رئیس‌جمهور آمریکا حاصل شد، خطر هسته‌ای نهایتا رفع شد.

بنا بر این توافق، آمریکا متعهد می‌شد که به کوبا حمله نکند و در مقابل شوروی قول می‌داد موشک‌های خود را از کوبا بیرون ببرد.

بحران هسته‌ای سری، نتیجه چندین عامل یعنی دورویی شوروی، غفلت‌های اطلاعاتی آمریکا و نیز عصبانی و آتشین‌مزاج بودن فیدل کاسترو رهبر وقت کوبا بود.

فیدل کاسترو از مذاکرات اصلی ابرقدرت‌ها در مورد سرنوشت موشک‌های دوربرد شوروی که در کوبا مستقر بودند، خود را کنار کشید و قطع همکاری با مسکو را شروع کرد.

نیکیتا خروشچف که نگران بود امتیازاتی که به آمریکا داده، به غرور فیدل کاسترو لطمه بزند و موجب ناکام ماندن توافق شوروی با آمریکا شود، برای دلجویی از فیدل کاسترو درصدد دادن جایزه‌ای به وی درآمد.

این جایزه، دادن صد سلاح هسته‌ای تاکتیکی به کوبا بود که همراه با موشک‌های دوربرد از شوروی به کوبا حمل شده بود، ولی از چشم رادار اطلاعاتی آمریکا پنهان مانده بود.

نیکیتا خروشچف به این نتیجه رسیده بود که چون برچیدن این موشک‌ها در فهرست درخواست‌های آمریکا منظور نشده، به نفع شوروی است که آنها را در کوبا نگه دارد.

آناستاس میکویان، نفر دوم کاخ کرملین، ماموریت یافت که برای آرام کردن و متقاعد کردن فیدل کاسترو به کوبا برود و نگاه داشتن این موشک‌ها را به رهبر کوبا پیشنهاد کند؛ پیشنهادی که به نظر می‌رسید فیدل کاسترو آن را رد نخواهد کرد.

آقای میکویان که همسرش به شدت بیمار بود، با علم به این موضوع که موضوع آینده روابط شوروی و کوبا مطرح است، به هاوانا رفت و با آنکه اندکی پس از ورودش به هاوانا، فوت همسرش به او اطلاع داده شد، قول داد که در کوبا بماند و مذاکره با فیدل کاسترو را ادامه دهد.

ولی در هفته‌های بعد، فرستاده شوروی که شاهد تغییر دائم اخلاق و روحیه فیدل کاسترو و بدبینی و نگرانی او بود، به این نتیجه رسید که بهتر است جزئیات پیشنهاد باقی ماندن موشک‌ها در خاک کوبا را با او مطرح نکند.

تاکنون تصور می‌شد که با توافق نیکیتا خروشچف (چپ) و جان کندی (راست) خطر هسته‌ای کوبا رفع شد

رهبر کوبا بخصوص به پرواز مداوم هواپیماهای تجسسی آمریکا بر فراز خاک کوبا معترض بود و آقای میکویان با نگرانی تمام باخبر شده بود که فیدل کاسترو دستور هدف‌گیری این هواپیماها را داده است.

با توجه به حساس بودن روابط شوروی و آمریکا پس از این بحران موشکی، نیروهای آمریکا در سراسر جهان تا روز بیستم نوامبر سال ۱۹۶۲ میلادی همچنان نگران بروز یک جنگ هسته‌ای و در حال آماده‌باش بودند.

در یک چنین موقعیتی، میکویان شخصا به این نتیجه رسید که تحت هیچ شرایطی نباید به فیدل کاسترو و ارتش وی اجازه کنترل تسلیحاتی داده شود که قدرت آنها صدبرابر بمبی است که بر فراز هیروشیما انداخته شده بود.

در ۲۲ نوامبر سال ۱۹۶۲ میلادی، در جریان یک ملاقات چهارساعته تنش‌آلود، آقای میکویان با توسل به هنر دیپلماسی مزورانه، فیدل کاسترو را متقاعد کرد که با وجود حسن‌نیت مسکو باقی ماندن دائمی موشک‌ها در کوبا و دادن سلاح‌های بازدارنده هسته‌ای مستقل به این کشور نقض یک قانون منتشرنشده شوروی است. (قانونی که واقعا وجود نداشت)

فیدل کاسترو سرانجام تسلیم شد.

کشتی حامل سلاح‌های موشکی تاکتیکی شوروی که از کوبا به راه افتاده بود، در دسامبر ۱۹۶۲ در سواحل شوروی لنگر انداخت و نیکیتا خروشچف و دولت وی نفس راحتی کشیدند.

این داستان، فصلی از تاریخ را که بخشی از آن در پنجاه سال گذشته تاریک مانده بود، روشن می‌کند و همچنین سبب می‌شود که برای آندراس میکویان و توانایی او در تشخیص و کنترل یک وضعیت بی‌نهایت خطرناک که می‌توانست سرنوشت میلیون‌ها نفر را عوض کند، احترام زیادی قائل شویم.

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.