
آیا جاذبه ی صادق هدایت از آن است که یک نویسنده ی نوآور است؟ یا به این دلیل که او یک نفس عاصی است؟
برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد
آیا جاذبهٔ صادق هدایت از آن است که یک نویسندهٔ نوآور است؟ یا به این دلیل که او یک نفس عاصی است؟ چه چیزی مایهٔ ماندگاری صادق هدایت شده است؟
«از تنها چیزی که میترسیدم این بود که ذرات تنم در ذرات تن رجالهها برود. این فکر برایم تحمل ناپذیر بود. گاهی دلم میخواست بعد از مرگ، دستهای دراز بلند حساسی داشتم تا همهٔ ذرات تن خودم را به دقت جمع آوری میکردم و دودستی نگاه میداشتم تا ذرات تن من که مال من هستند در تن رجالهها نروند.» نیازی به تفسیر این بخش از بوف کور صادق هدایت نیست. همین نگاه بود که هدایت را چون شخصیتی در داستان دیگری از او «عروسک پشت پرده» به بن بست کشاند. تا آنجا که از تنها اختیار باقی مانده برای خود سود جست و با دقتی هنرمندانه صحنهٔ پایان حیات خود را تدارک دید. این نوع خودکشی باعث شده تصویر صادق هدایت جاذبهٔ بیشتری برای خوانندگانش داشته باشد. گویی نسلهای متمادی خوانندگان هدایت، دینی به او احساس میکنند که ناشی از عدم درک او توسط پدرانشان است. یک احساس گناه جمعی. آیا ماندگاری هدایت از همین است؟ یا نه. جایگاه او در داستان نویسی ایران است و به طور اخص بوف کور است که او را ماندنی کرده است؟ ولی آیا تصویر هدایت به عنوان نفس عاصی را میتوان از تصویر او به عنوان نویسنده جدا کرد؟
این سوالها را با مهمانهای این هفته در میان میگذاریم. در پنل اول ناصر زراعتی، نویسنده و منتقد ادبی و فرج سرکوهی او هم نویسنده و منتقد ادبی به سوالات مخاطبان خود در پنل دو، محمد سفریان و وریا امیری پاسخ میدهند.
BBC © 2012 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست
بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.