
در مرز سوریه با لبنان پوستری بالای پنجره باجه پاسپورتهای خارجی نصب شده است که کبوتر صلح را در محاصره تفنگها به تصویر میکشد. روی هر یک از تفنگها نام یکی از شبکههای خبری خارجی، از جمله بیبیسی حک شده است.
کبوتر محاصره شده و هدف آتش است. اما گلولهها بر پر و بال او، که قرمز، سیاه، سبز و سفید و به شکل پرجم سوریه رنگآمیزی شده، کارگر نیستند.
از زمان ورودم به سوریه مثل همیشه با نزاکت و مودبانه با من رفتار شده به رغم آن که دولت بشار اسد مشکلات این کشور را نتیجه توطئه خارجی و حاصل تحریکهای رسانههای بینالمللی میداند.
چند روز پیش ما خبرنگاران بیبیسی با همراهی ماموران حکومتی به درعا رفتیم، شهری که مارس گذشته ناآرامی ها از آن آغاز شد.
برنامه ما این بود که پلیس مخفیهای مراقبمان را جا بگذاریم تا بتوانیم صحبت کوتاهی با گروهی از جوانان جسور بکنیم.
آنان گفتند محل زندگیشان خیابان شهدا است، خیابانی که در ده ماه گذشته ۱۸ تن در آن کشته شدهاند. وقتی ترکشان میکردیم فریاد میزدند "بشار تو را حلقآویز میکنیم".
زیر فشار

سوریه در بدترین بحران خود از زمان استقلال در ۱۹۴۶ به سر میبرد
نیم ساعت بعد و پیش مامورهای وزارت اطلاعات، شایعهای در گرفت که بیبیسی تیمی مخفی در درعا دارد، چرا که کارکنانش، یعنی ما، در حال ملاقات با معترضان دیده شدهاند.
البته که این بیمعنی بود، اما فرض اولیه برای آنها صحتش بود، شاهدی دیگر برای تائید وجود توطئه.
وقتی اتوبوسمان به دمشق بازگشت به وزارتخانه رفتم.
در سالن ورودی که نیمتنهای غولآسا از پدر بشار، نخستین رئیسجمهور از خاندان اسد، بر آن سایه افکنده، کارهای ساختمانی در جریان بود.
حافظ اسد بیرحم بود. او ناآرامی و شورش را به سختی در هم میکوبید و برای این امر اگر لازم بود حتی تانکها را به کار میگرفت.
او در سال ۱۹۷۰ قدرت را به دست گرفت و وقتی سال ۲۰۰۰ مرد هیچکس نمیتوانست در برابر ارادهاش برای واگذاری قدرت به پسرش بایستد.
گرد و خاک نیمتنه را پوشانده است. تصور میکنم در دوران خودش کارکنان محتاط، آن را تمیز و براق نگه میداشتند.
نظامی که او بنا کرده بود اینک زیر فشاری شدید است.
سوریه در بدترین بحران خود از زمان استقلال در ۱۹۴۶ به سر میبرد. بشار اسد در دوره دشواریها به راه و روش قدیمی پدرش رجعت کرده اما این شیوه عمل در دنیای جدید کاملا مثل قبل نیست.
ریاکاری

حافظ اسد بیرحم بود. او ناآرامی و شورش را به سختی در هم میکوبید
وقتی حافظ اسد در ۱۹۸۲ شورش اخوانالمسلمین در حماة را با فرستادن ارتش از میان برد و دست کم ۱۰ هزار نفر را کشت، کسی ویدیویی روی یوتیوب نمیگذاشت.
تا وقتی که جزییات ماجرا روشن شود، کلک کار کنده شده بود.
وسایل مخابراتی و ارتباطی جدید جهان را شفافتر ساختهاند.
در قرن ۲۱ رهبران اقتدارگرا همچنان میتوانند خیلی کارها بکنند، اما تنها در صورتی که دوستان درستی داشته باشند. چیزی که بشار اسد اینک ندارد.
شب بعد، شام را با یکی از مقامات رسمی که چند سالی است میشناسم خوردم.
او مردی جذاب و تحصیلکرده است و میگفت قدرتهای بزرگ جهان این فرصت را به بشار اسد ندادهاند که اصلاحات رژیمش را به انجام برساند.
او گفت غرب مثل همیشه معیارهایی دوگانه را درباره آنچه در جریان است به کار میگیرد. ملاقات ما همان روزی بود که دیوید کامرون اسد را "دیکتاتوری مفلوک" خوانده بود.
دهه فرصتها
رابط من گفت این ریاکاری است. چرا بریتانیا به همین ترتیب در باره شهروندان کشته شده در بحرین چیزی نمیگوید؟ به گفته او دلیل این است که نمیخواهند متحد سعودی خود و دوستانشان در خاندان حاکم بر بحرین را برنجانند.
او گفت غرب باید بفهمد که تنها اسد میتواند سوریه را از جنگ داخلی فرقهای نجات دهد.
اما خیلیها در سوریه هستند که فکر میکنند در دهه گذشته اسد فرصتهای زیادی برای انجام اصلاحات داشت که آنها را غنیمت نشمرد.
این چیزی است که مردم در زبدانی، شهر کوچکی در نیم ساعتی کاخ ریاستجمهوری در دمشق، فکر میکنند.
شورشیان مسلح در آنجا آتشبسی را به دولت تحمیل کردند و برای مدتی شهر را اداره کردند.
آنها در شبی سرد در میدان اصلی شهر جشن گرفتند و وقتی به آنها پیوستم به سختی میتوانستم آنچه را میدیدم، آنقدر نزدیک به دمشق، باور کنم.
نیروهای اسد همچنان قدرتمندند اما دیگر برای اینکه اسد کتابچه راهنمای حکومت پدرش را دور بیندازد دیر شده است، دستورالعملهای آن دیگر به کار نمیآیند.
















