Advertisement
به روز شده:  15:51 گرينويچ - جمعه 26 ژوئن 2009 - 05 تیر 1388

«شهروند ارشد و آزادی عبور!»

کن لیوینگستون (Ken Livingstone) شهردار سابق لندن، در میان جمعی از "شهروندان ارشد" که به دریافت کارت مجانی (Freedom Pass) استفاده از اتوبوس و ترن مفتخر شده اند.

انگلیسیها عادت دارند که خیلی چیزها را که توی دلشان هست به زبان نیاورند تا خدا نکرده به کسی برنخورد.

به همین دلیل خیلی از مردم جاهای دیگر می گویند انگلیسیها خویشتندارند، که البتّه با تو دار کمی فرق می کند، هرچند که معمولاً آدمهای "خویشتندار" می توانند "تودار" هم باشند و باعث بشوند که شما نتوانید به آنها اعتماد کنید و مجبور می شوید در روابط خودتان با آنها محتاط باشید و حواستان را خوب جمع کنید.

منِ شرقی که هرچه توی دلم هست به زبان می آورم و همه را از خودم دلخور می کنم، وقتی می بینم در اوراق رسمی و اداری به جای "پیر" یا "سالمند" یا "سالخورده" یا "کهنسال"، به پیرِ هافهافوی زهوار درفته ای مثل من می گویند "senior citizen"، یعنی "شهروند ارشد"، کفرم بالا می آید، چون با این کارشان مرا ناچار می کنند که همیشه در رابطه ام با مردم خویشتندار و خونسرد باشم و چیزی نگویم که به آنها بربخورد، حتی به لوله کشی که برای یک تعمیر جزئی چند بار دبّه درآورده است و دستمزدش را بالا برده است و پول خون پدرش را از من گرفته است و کا ر را ناقص تحویل داده است، نتوانم بگویم: "ای حقه بازِ دروغگوی رذلِ کلاهبردارِ وقیحِ بی انصافِ دزدِ بی همه چیز!"

راستش من، بعد از سی چهل سال زندگی کردن در گوشه ای از میان این مردم خویشتندارِ اهل نزاکتهای قانون پسند، هنوز نمی دانم که راه "آنها" درست است یا راه "ما"، یا در حقیقت "راه نه آن است و نه این!"

بوریس جانسون (Boris Johnson) شهردار جدید لندن که "شهروندان ارشد" را شرّ ممنوعیت استفاده از کارت "عبور آزاد" یا "بلیت مجانی" قبل از ساعت 9 صبح خلاص کرد.

بگذریم! حالا از حاشیه برگردم به متن، بالاخره قبول کردم که اینها به آدم از کار افتاده به درد نخورِ باعثِ درد سرِ خانواده و دولت می گویند "شهروند ارشد"، و پیش از خواندن غزل خداحافظی، یک گذشتهایی در حقّش می کنند، از دارو درمان مجّانی که بگذریم، یک کارت تاشوی مجلّد هم به دستش می دهند که یک طرفش به عکس "ارشدیت" یا "زهوار در رفتگی" او مزیّن شده است و یک طرفش هم تاریخ اعتبار سه ساله، و اسم این کارت را هم گذاشته اند "Freedom Pass"، که من پیش خودم خیال می کردم معنایش می شود "آزادی عبور"!

خاصیت این کارت این است که شما در لندن می توانید از کلّه سحر تا بوق سگ، آن را نشان بدهید و مجانی سوار اتوبوس و ترن بشوید. یعنی اگر شما هنوز "شهروند ارشد" نشده باشید و به داشتنِ این کارت مفتخر نشده باشید و بخواهید فقط یک بار از این بر شهر لندن با دو تا اتوبوس و سه بار ترن عوض کردن بروید آن بر شهر و برگردید، باید حد اقل بیست و هشت پوند بپردازید، که می شود چیزی در حدود چهل و دوهزار تومن!

این هم نمونه بزرگی از یک "بلیت مجانی" یا "عبور آزاد" (Freedom Pass) به دست یک راننده رسمی و نمایشی اتوبوس.

خوب، خدا پدر دولت را، اگر در اصل بی پدر نبوده است، بیامرزد، چون با این همه مالیات و عوارضی که از مردم می گیرد، می توانست این گذشت را هم در حقّ بازنشسته ها نکند و مردم "خویشتندار" هم جیکشان در نیاید. امّا من که شرقی هستم و اگر جیکم در نیاید، خفه می شوم، به همسایه انگلیسی گفتم: "اگر اسم این کارت یا بلیط آزادی عبور است، پس چرا من آزاد نیستم که پیش از ساعت نّه صبح ازش استفاده کنم؟"

قیافه اش رفت توی هم و گفت: "ای بابا، پیش از ساعت نُه صبح مردم همه می خواهند بروند سر کار! تو اصلاً هیچ حساب دستت نیست!" با این حرفش ساکت شدم، امّا قانع نشدم، تا اینکه چند روز بعد یکدفعه خبر شدم که شهردار جدید لندن، خدا می داند، چه طوری صدای "جیک" مرا شنیده است و نقص معنای "Freedom Pass" را رفع کرده است و حالا من می توانم به آن بگویم "بلیت مجانی اتوبوس و ترن در تمام ساعات"!

سایت های بی بی سی

Advertisement

BBC © MMIX

بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.