13:16 گرينويچ - جمعه 23 دسامبر 2005
زرينه خوشوقت
از دوشنبه
بر اساس تحقيقات سازمانهای غير دولتی در تاجيکستان در سال جاری ميلادی 200 مورد خودکشی زنان و دختران ثبت شده است.
تحقيقات پژوهشگران اين سازمانها حاکی است که در اکثر موارد اين زنان و دختران، به دنبال تحمل خشونت توسط برخی از اعضای خانواده شان مرگ را بر زندگی ترجيح داده اند.
هرچند طبق قانون کيفری تاجيکستان، برای افرادی که موجب خودکشی فردی ديگر می شوند، مجازات تعيين شده، ولی در بيشتر اوقات افراد آزارگر در تاجيکستان بی مجازات می مانند. زيرا معمولا کسی به نهادهای انتظامی شکايت نمی برد.
خودکشی، تنها راه گريز؟
در شش کيلومتری شمال شهر دوشنبه، در دامن محلی با زيبايی خيره کننده، ماه ها پيش يک زن جوان خود و سه فرزند کوچولوی خود را به مرگ محکوم کرد. به گفته شاهدان عينی، وی قبل از آن که فرزندان خود را به رودخانه اندازد، نخست آنها را با خواندن لالايی غرق خواب کرده و سپس غرق آب.
خودکشی اين زن و مرگ فجيع سه فرزند وی در تاجيکستان سرو صدا برپا کرد و مباحثات بسياری بر انگيخت. ولی در پی آن هيج کس مجازات نشد، زيرا تنها شاکی اين دعوا که خود زن بود، همه اسرار دعوای خانوادگی خود را به آب برده بود.
بر اساس نتايج پژوهش سازمان "زن و زمين" در تاجيکستان، طی شش ماه سال جاری حدود 200 مورد خودکشی و خودسوزی زنان و دختران در اين کشور ثبت شده و تحقيقات حاکی از آن است که اکثر اين زنان و دختران پيش از انجام خودکشی مورد اذيت و آزار در خانواده قرار گرفته اند.
پژوهشگران در امور اجتماعی بر آنند که بيشتر زنان و دختران آزارديده، چون نه از سوی دوستان و پيوندان و نه از سو نهادهای مربوطه حمايت می بينند، دلسرد و سرخورده می شوند و دست به خودکشی می زنند.
فيضگل يکی از اين دسته زنهاست که مرگ را بر زندگی ترجيح داده، ولی بر حسب تصادف زنده مانده است.
من جريان پانسمانی زخمهای رعشه آوری اين زن را مشاهده کردم. طوری که خود فيضگل می گويد، وی ديگر تحمل ضرب و شتم شوهرش را نداشته و خود را به کام آتش افکنده است.
پزشکان مرکز درمان سوختگی شهر دوشنبه گفته اند که شعله آتش بيش از 60 درصد بدن فيضگل را بليده و به گفته آنها، به پرده های صوتی وی نيز اثر گذاشته است. صحبت با خود فيضگل نيز اين حقيقت را آشکار کرد:
- وقتی شوهر کردی چند سالت بود؟
- شانزده سال.
- فرزند داری؟
- آره، يک پسر دارم.
- برای چه خودسوزی کردی؟
- شوهرم آدم بدی بود.
- شوهرت حالا کجاست؟
- در روسيه است.
- آيا با خواهش خود عروسی کردی؟
- نه، پدر و مادرم خواستند با او عروسی کنم.
- حالا اگر شوهرت از روسيه بازگردد، با او زندگی خواهی کرد؟
- نه، وی آدم بدی است. ضرب و شتم می کند.
- آيا برای همين خودسوزی کردی؟ چرا به خانه والدينت نرفتی؟
- وضع زندگی پدر و مادرم بد است.
- تو تصميم گرفتی که بعد از حالت بهتر شدن کاری پيدا کنی؟
- اگر حالم بهتر شد، البته کاری پيدا خواهم کرد. زيرا فرزندی دارم که بايد او را بزرگ کنم.
بی مجازات ماندن عاملين خودکشی
اما چرا شوهر فيضگل و سدها زن ديگر که در پی آزار و اذيت بستگان خود دست به خودکشی می زنند، مجازات نمی شوند؟ اين سوال را از سرهنگ قنديل حاکمف، رئيس بخش تامين اجتماعی وزارت کشور تاجيکستان پرسيدم.
آقای حاکمف می گويد، در اکثر موارد زنان و دختران خشونت ديده، يا والدين و پيوندان آنها در باری حوادث اعمال خشونت و خودکشی اين افراد شکايت به جای نمی برند و خاموشی را اختيار می کنند. زيرا نمی خواهند که در ميان جمعيت شرمسار شوند.
ولی آقای حاکمف می گويد که چند پرونده جنايی در باره حادثه مرگ اختياری به دنبال زورآوری در خانواده باز شده است.
اين مسئول وزارت کشور تاجيکستان می گويد، آزار زنان در خانواده، چند زنی، ازدواج اجباری، سوءاستفاده و تبعيض جنسی از موارد عمده خشونت عليه زنان در جامعه تاجيکستان است.
زمينه حقوقی برای جلوگيری از خشونت خانوادگی
در همين حال، مسئولان سازمانهای غير دولتی در تاجيکستان از دو سال پيش بدين سو سعی می کنند، پيشنويس قانون جديد در مورد جلوگيری از زن آزاری را به دولت تاجيکستان پيشنهاد کند.
گلجهان باباصادقوا، رئيس سازمان غيردولتی موسوم به "زنان تحصيل ديده» می گويد که پيشنويس قانون جديد توسط سازمان آنها و چهار سازمان غير دولتی ديگر که در يک اتحاديه گردهم آمده اند، تدوين شده و در بيشتر نواحی و شهرهای تاجيکستان در اين باره با ساکنان تاجيک صحبت های انجام گرفته است.
بانو گلجهان می گويد، قرار است اين طرح در سالی 2006 به دولت تاجيکستان و نمايندگان پارلمان برای بررسی پيشنهاد شود.
خانم باباصادقوا معتقد است که تنها تهيه زمينه قانونی برای پيشگيری از زن آزاری می تواند وضعيت آنها را بهتر کند.
خانم باباصادقوا افزود، اکثر مردانی که بر زنان و دختران ستم روا می بينند، از نا آگاهی آنها از حقوق خود و اساس های دين اسلام سوءاستفاده می کنند.
بی سوادی حقوقی زنان خشونت ديده
صحبت با يک زن 40 ساله در خيابان رودکی شهر دوشنبه اين وضعيت را روشنتر بيان کرد. به باور اين زن، کتک کاری زنان يک امر ضروری برای تربيت زنان است، در حالی که به اعتقاد اين زن، واکنش خشونت آميز زن عليه مرد در شريعت اسلامی يک گناه است.
- شما را شوهرتان کتک می زند؟
- نه، هيج گاه!
- ولی اگر کتک می زد در جواب شما نيز وی را کتک می زديد؟
- نه، مرد را کتک زدن گناه است.
- اما زن را کتک زدن گناه نيست؟
- اگر بی گناه کتک زنند، اين گناه است، ولی اگر زن گنهکار باشد، خوب چاره ای نيست.
ديدگاه اين زن را با محی الدین کبيری، معاون حزب نحهضت اسلامی تاجيکستان در ميان گذاشتم. آقای کبيری می گويد که يکی از حديث های پيغمبر اسلام در باره آن است که اگر فردی که عليه وی خشونت اعمال می شود و وی از خود دفاع نکرده و در نتيجه جان خود را از دست می دهد و مرگ وی حرام پنداشته می شود.
آقای کبيری با اظهار تاسف گفت که در حال حاضر برخی از مردها با استفاده از عدم آگاهی دينی برخی از زنان تسلط خود را بر آنها روانه می کنند.
پشيمانی از تلاش خودسوزی
افسانه، يک زنی 30 ساله تاجيک می گويد که در خودسوزی اش کسی را گناهکار نمی داند. اين در حالی است که افسانه نيز در پی دعوای خانوادگی دست به اين کار زده است.
صاحب نظران مسايل مربوط به خشونت چندهمسری مردان را نيز نوعی از زن آزاری ارزيابی می کنند. ولی افسانه با خواهش خود زن دوم مردی شده و در طلاقش نيز خود را مقصر می داند:
"من ديد و دانسته با مردی که خانم و فرزندان داشت ازدواج کردم. يک روز هنگامی که ميان من و وی دعوا سر زد و من از او خواستم که طلاقم را بدهد. اين مرد نيز که شايد از حرفهای من عصبانی شد، به من طلاق داد. من بی وی زيستن نتوانستم و دست به خودسوزی زدم و خيلی پشيمانم. من از زنان و دختران خواهش می کنم که هيج گاه عليه خود خشونت انجام ندهند. خود را دوست دارند."
بر اساس پژوهش های برخی از سازمانهای غيردولتی در تاجيکستان، يکی ديگر از انواع خشونت خانگی تبعيض جنسی زنان و دختران است.
رهايی از افسردگی روانی
گلشاده 17 ساله در باره سرنوشت تلخ دختران آواز می خواند. گلشاده اسم مستعار يک دختر جوان ازبک تبار است که در استان ختلان در 200 کيلومتری جنوب شهر دوشنبه به سر مبرد.
به گفته گلشاده، وی از آوان کودکی از سوی دايی، يعنی برادر مادر خود مورد آزار جنسی قرار گرفته است.
هنگامی که ناپدر از اين ماجرا آگاه می شود، به جای ممانعت از ادامه اين فاجعه پيشنهاد دايی گلشاده را می پذيرد و در جرم او شريک می شود. يعنی از اين به بعد، هر دو به آزار جنسی گلشاده می پردازند.
از گلشاده پرسيدم که چرا مادر و يا کسی ديگر از خانواده را از رفتار ناشايسته دايی و ناپدری اش آگاه نکرده است.
گلشاده می گويد که آن زمان نابالغ بوده و ترس و هراس از شرمساری جلو وی را می گرفته است. از اين رو، در ابتدا حتی مادر نمی دانسته که بر سر دخترش چه می گذرد.
حالا برخورد گلشاده با اين قضيه کاملاً تغيير کرده و از اين که قبلا دست به اقدام نشده است، پشيمان است، ولی وی هنوز خود را دختر بدبختی بيش نمی داند:
"من از خدا می خواهم که آبروی کسی به مانند حيثيت من برده نشود. شايد دليل اصلی اين بی آبرويی، زيبايی من بود، که مورد سوءاستفاده قرار گرفتم. البته، برای کسب آبرو هنوز اميدی هست، اما بخت را نمی توان با چيزی خريد. ببينيد، مادر شوربخت من که هرگز نتوانست بختش را پيدا کند."
گلشاده می گويد که هرچند به مادر خود ارج می گذارد، ولی به او مهر چندانی ندارد، زيرا برخی از عذيت های کشيده خود را ناشی از طلاق ميان والدينش می داند. به گفته وی، بزرگترين آرزويش ديدار با پدراش است که از 13 سال بدين سو يکديگر را اصلاً نديده اند.
گلشاده از کودکی به موسيقی علاقه وافر داشته و هم اکنون می خواهد خواننده شود، اما سرنوشت فجيع اش باعث شده که او آرزوی ديگری هم در دل می پرورد.
گلشاده می گويد، در صورت دست دادن امکان در رشته حقوق تحصيل خواهد کرد: "بگذار 10 سال آوازخوانی کنم، اما در آينده، البته، وکيل مدافع يا قاضی خواهم شد. می خواهم خودم به حساب افرادی برسم که موجب اين همه رنج وعذيت من شدند."
گلشاده آرزو دارد، در آينده تشکيل خانواده دهد و بچه دار شود: "من فرزندانم را به نحوه بهتر تربيت خواهم کرد، هيج گاه کتک نخواهم زد و صدايم را بلند نخواهم کرد و مسلما، برای ايشان امکان تحصيل را فراهم خواهم کرد."
هنگامی که با گلشاده خدا حافظی می کردم، اشک در چشم هايش حقه زد و يک آرزو نهانی خود را با من در ميان گذاشت که می گفت، بزرگترين آرزويش است. گلشاده می خواهد اين ناحيه را که صحنه بدبختی هاش بوده و کودکی شيرين را از او ربوده است، ترک کند و برای هميشگی دهشت دوران طفوليتش را به فراموشی سپارد.
چيزی که بارز بود، اين بود که مصيبت دوران کودکی باعث شکستگی روان گلشاده نشده و بر خلاف بسياری از دختران آزارديده که گرفتار سرخوردگی و دلسردی شده اند، گلشاده مصمم است از خود دفاع کند و بر مجازات ستمگرانش بکوشد.
در حال حاضر دايی و ناپدری گلشاده در بازداشتگاه استان ختلان به سر می برند و قرار است در آينده نزديک جلسه محاکمه آنها آغاز شود.
خشونت: بيماری جامعه
گلرخسار، شاعر سرشناس تاجيک می گويد که زن آزاری در کشورهای خاورزمين تاريخ هزارساله دارد و به گفته وی، ميان زن آزاری در قرون وسطی و دوران معاصر تفاوت چندانی نيست:
"خشوتن برای من پيش از همه يک بيماری جامعه است. و خشونت را ما بايد به شرقی و غربی جدا نکنيم. ولی اگر عليه زن غربی خشونت اعمال شود، وی هيچ گاه خاموش نخواهد بود. اما به عقيده من، زنان تاجيک به خاطر آن خاموش می مانند که از طلاق شوهر بيم دارند، زيرا در بيشتر موارد جای کار دايمی ندارند و نمی توانند به تنهايی روزگار خود را برآورده سازد و در ميان آب و آتش می ماند."
خانم گلرخسار افزود: "من گمان می کنم که تا آن زمانی که موقع زن در آريانا از خليج فارس تا بدخشان به همين حالت است، ما نمی توانيم ملت سازی و خودسازی کنيم. و به آنهايی که عليه يک زن خشونت و زورآوری می کنند، می خواهم بگويم که آنها نه تنها امروز خود را، بلکه آينده خود را نيز می سوزانند، کشورشان و ملتشان را می کشند."
به گفته اکثر صاحبنظران امور اجتماعی، اگر زنان تاجيک تا اندازه ای آزادی اقتصادی می داشتند، 90 در صد موارد خودکشی زنان و دختران در تاجيکستان شايد هرگز اتفاق نمی افتاد.
اما واقيت فعلی ممانعت از تحصيل بسياری از دختران در مدارس، ازدواجهای اجباری فراوان، ترک اجباری اشتغال توسط زنان در پی عروصی در برخی نواحی تاجيکستان است.
به باور کارشناسان، تا زمانی که ميزان آگاهی زنان و دختران از حقوق خود بالا نرود، همين تصوير تيره باقی خواهد ماند و سرخوردگی و نوميدی از زندگی به خودکشی شمار بيشتر آنها خواهد انجاميد.