|
روشن رحمانی، جستجوگر فرهنگ مردم | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روشن رحمانی از مردم شناسان برجسته تاجيکستان است. نرمخو و سختکوش نمونه دانشمندان تاجيک است که از تربيت آکادميک دوره شوروی برخوردارند. انصاف علمی، احتياط در قضاوت و جستجوی نمونه های فراوان برای يک نتيجه گيری دقيق از ويژگی های کار اوست. مردم شناسان مدام در سفرند. دکتر روشن رحمانی هم برای گرد آوری و شناسايی ترانه ها و متل ها و باورهای مردم تاجيک بيشتر عمر خود را در سفر گذرانده و گنجينه ای بزرگ از فولکلور تاجيکی در خانه اش گرد آمده است. او ناشر يکی از بهترين مجله های مردم شناسی تاجيک يعنی "مردم گياه" است که حال به سبب دشواری های اقتصادی تاجيکستان به گاهنامه تبديل شده است. روشن رحمانی معتقد است که به دليل پراکندگی تاجيکان در سرزمين های مختلف گفتگو از فرهنگ آنان را نمی توان تنها به تاجيکستان محدود کرد و بدون گفتگو از فرهنگ توده ای تاجيک در کشورهايی چون ازبکستان، قرقيزستان و قزاقستان نمی توان دريافت کاملی از فولکلور تاجيکی داشت. اين پراکندگی در عين حال يک منبع تنوع و رنگارنگی در فولکلور هم هست. علاوه بر اين، تنوع زبانهای محلی و پاره فرهنگ های ناحيه ای هم بر غنای فولکلور تاجيکی افزوده است. گرچه، همزمان، کار پژوهش در اين عرصه گسترده را دشوار ساخته است. روشن رحمانی می گويد با وجود باسواد شدن همگانی در دوره شوروی، فرهنگ مسلط مردم هنوز از طريق سنت های شفاهی منتقل می شود و اين بر اهميت فولکلور در زندگی عمومی می افزايد. منابع قصه های فولکلور تاجيک تا حد زيادی همان منابعی است که در ميان ايرانيان هم الهام بخش روايت های مردمی بوده است. مهمترين آنها البته "شاهنامه" فردوسی است. ولی "سمک عيار"، "هزار و يکشب"، مثنوی معنوی" و "گلستان" سعدی از ديگر کتاب های محبوب تاجيکان است که معمولا قصه های آنها از زبان راويان و با شاخ و برگ های خاص برای خانواده و دوستان و فرزندان حکايت می شود. در اين ميان تاجيکان ارادت خاصی به شاهنامه دارند و به گفته روشن رحمانی در بحران های بزرگ اجتماعی سده های 19 و 20 ميلادی که آنها هويت زبانی و قومی خود را در خطر ديده اند به طور طبيعی به شاهنامه گرايش بيشتری پيدا کرده اند. به طور کلی، تاجيکان به دليل شيوه زندگی خود که آميختگی دلپذيری با سنت های فرهنگی دارد با هر آنچه از سنت فرهنگی، ادبی و عرفانی می آيد نزديکی بيشتری دارند و فولکلور هنوز از زندگی عمومی به حاشيه رانده نشده و به باورهای تقليدی از دنيای مدرن جای نسپرده است. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||