|
برنامه تفريحی تاجيکی، 31 اکتبر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دورود! درود نه، دروووووووووووووووووووود بايد گفت! اين هفته برنامه با دعوای من و شمسيه سر آن که چه طور بايد به شنوندگان درود گفت، شروع شد. شمسيه چنين درود گفت که گويی نمی خواست مزاحم ميکروفن و شنونگان بشه. اما من که در درود گويی تجربه بيشتری اندوخته ام، بهش شرح دادم که با اين درود کوچولو نميشه توجه شونوندگان را جلب کرد و دروووووووووووووووووووووووووووووووود هميشگی خود را سر دادم. هرچند شمسيه مواظب بود و گوشهايش را با دستاش محکم بست، قريب بود در اضطراب برنامه را قطع بکنه، زيرا لحظه ای چند طفلک، گوشاش قابليت شنوايی را هم از دست داده بود. بنده وضعيت را زود زير کنترل گرفتم زيرا تازه از کميته ورزش تاجيکستان برگشته بودم. شايد اين سير و گشت در تالارهای ورزشی جمهوری بيش از حد به من اثر کرد و با ماهیچه های ذهنی را روی تن و توشم احساس می کردم که طول برنامه هی دلم می خواست بکس بکنم و اصلا تب ورزش استوديو رو فرا گرفته بود. کيه! هو!!!
اين جا بود که به شمسيه هيجان و حسوديم به ورزشگرای تاجيک رو اقرار شدم: يک و دو و سه و چار، دلهای ما بی قرار! سخنگوی کميته ورزش تاجيکستان به من گفت که دسته ورزشگران تاجيک که تازه از شهر بيشکک قرقيزستان برگشتن، در اين مسابقات بانفوذ ورزشگران کشورهای آسيای مرکزی در مسابقه دو 400 متری جای دوم را به خود اختصاص داده و الگا گراسيم اوا، يک ورزشگ ديگر ما در جهيدن با نتيجه 5 متر و 18 سانت جای سوم را کسب کرد! خبر ديگر که بيش از اين مرا به ورزش تشويق کرد، آن بود که بنا به تصميم فدراسيون بين المللی کشتی، شهر تورسون زاده ما ماه نوامبر ميزبان جام جهانی سامبو خواهد بود! و در نهايت خوشحالی که هنوزم دستام در حال نرمش و ورزش بود، جيغ زدم "زنده باد ورزش! همه به سوی تالار ورزشی "سمندر عصر 21" در تورسون زاده!"
اين جا بود که شمسيه سر و پای مرا ورانداز کرد و به دشواری می خواست خنده اش را باز دارد. می خواست بگه که "زيورشاه، با همه احترامی که به شخص تو دارم، جای تو با اين شکل و ريخت در ميان کشتی گيران ورزيده در تالار سمندر نيست!" متاسفانه راست هم مي گفت، چرا که هرچند ميکروفنم که بيشتر روزهام با اون می گذره، سنگين است، کشتی گير شدن يک کمی تمرين از اين جديتری می خواد. اما اين تالار ورزشی "سمندر" اين ماه همچنين نه جای جوانان با شکل و ريخت بدهيبت که بعضا در کوچه های همه شهر ها خود نمايی می کنند است. اين تالار جايی ورزشگران واقعی و کشتی گيران جوانمرد خواهد بود! گذشته از اين صحبتها و مصاحبه من با سخنگوی کميته ورزش، دو آوازخوان جوانترين تاجيکستان، مهمان برنامه ما بودند.
منيژه نهساله و احسان دهساله، آوازخانان گروه "وارثان سامانيان" در استوديوی ما در دوشنبه در باره تاسيس گروهشان، نگرانی های اجرای نخستين کنسرت و حتی دعواهای بين يکديگر حکايت کردند. اخيرا مجموع ترانه های تازه اين دو نونهال هنر با نام "مهر مادر" برای علاقمندان نوجوان موسيقی به فروش رسيده است. پس از آن که اين دو کوچولو با ما خدا حافظی کردند، شمسيه اين قدر در باره موهای بلند منيژه و ميده بافی تاجيکی اش زياد گفت که خوشحال شدم: اين بار شمسيه است که حسوديش شد! سپس رفتيم دنبال خبرهای جالب جهان يکی از آن خبرها اين بود که يک مرد تاميلی در هند به خاطر توانايی نوشتن همزمان با دو دست و آن هم به دو زبان شهرت ملی پيدا کرده است. امان الله می تواند هنگامی که با يک دستش به زبان تاميلی می نويسد، با دست ديگر همزمان به زبان انگليسی بنويسد! همکنون او مشغول تمرين مهارتش به زبانهای ديگر دنياست! امان الله اميدوار است که يک روزی نظر کتاب رکوردهای گينس را به خود جلب بکند.
پس از آن که روی هم رفته چهار هفته آهنگ های Call On Me" از DJ Eric Prydz و "گريه مکن" گروه "احسان" پرفروشترين آهنگها در بريتانيا و تاجيکستان شدند، شمسيه اعلام کرد که کدام يک فرشته ای به او نظر کرده و او فالبين شده است، چرا که می تواند پيشگويی کند که اين هفته هم همين آهنگها در صدر جدولهای پرفروشترين ترانه ها در بريتانيا و تاجيکستان جای گرفته اند. همين طور به شوخی و خنده و جادو و پخش آهنگهای پر سرو صدای هفته فرصت برنامه مون سر اومد. اما تنها تا هفته آينده که روی همين صفحه باز خواهيم ديد. پدرود، زيور شو |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||