|
آيا آثار عينی معيار زبان تاجيکی است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نگاهی به کتاب: سرنوشت فارسی تاجيکی فرارود در سده بيست، اثر محمدجان شکوری، انتشارات اديب، دوشنبه انتشارات اديب سال گذشته کتاب آکادميسين محمدجان شکوری بخارايی را با نام "سرنوشت فارسی تاجيکی فرارود در سده بيست" به طبع رساند. مؤلف بيش از نيم قرن است که برای تازگی و پالايش زبان تلاش می ورزد و پژوهشهای پرارزش او در کتابهای "هر سخن جايی و هر نکته مقامی دارد" و "زبان ما – هستی ما" گرد آمده اند. او همچنين از مبارزان فعال برای رسمی شدن زبان فارسی تاجيکی درتاجيکستان است. استاد شکوری در اثر تازه خود نگاهی تاريخی به سده بيست دارد و پس از دادن تاريخچه ای کوتاه از وضع زبان در دو دهه اول سده بيست به بررسی تحولات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی که بر اثر انقلاب اکتبر و تحميل کرده شدن آن به آسيای ميانه و از آن ميان به تاجيکستان به هم رسيد، می پردازد. به گفته مولف، اين تحولات "جامعه را... به بيراهه های پرپيچ بيگانه روان کرد. جنبه اجتماعی و صنفی (طبقاتی) اساس حيات انسان و جامعه دانسته شد، ماهيت معنوی هستی انسان انکار شد. مادی گرايی حکمران شده رشد فرهنگ و زبان، محتوای ادبيات و هنر را کم کم ديگر کرده، جامعه را به سوی بی معنويتی بردن گرفت..." سياست بلشويکی در باره زبان تاجيکی به تعبير ديگر دوره ای آغاز يافت که برای زبان، فرهنگ و معنويتمان فاجعه بار آمد. سياستی که دستگاه ايدئولوژيک بولشويکی پيش گرفته بود، پايين آوردن فرهنگ و زبان به درجه پست بی سوادان بود. و چنان که ما همه شاهديم، ايشان به اين کامياب هم شدند. و آن که امروز زبان فارسی تاجيکی از زبان فارسی ايران و يا دری افغانستان تفاوتهايی دارد، آن که امروز تاجيکان از قابليت سخنوری محرومند، آن که امروز تاجيکان از بيان مطلب عاجز و ناتوانند، آن که امروز در زبان فارسی تاجيکی غلط بس فراوان است، بر اثر همين سياست است. گذشته از اين، در روزگار کمونيستان بيم از ميان رفتن زبان فارسی تاجيکی نيز بود. چنانچه نيکيتا خروشيوف، راهبر شوروی در آغاز سالهای شستم گفته بود: "ما هر اندازه زودتر زبان روسی را آموزيم، کمونيسم همان اندازه بزودی بنياد می گردد." مقامات تاجيکستان نيز در آن سالها زبان را زير نظارت گرفته بودند. پوشيده نيست که ميان تاجيکستان، ايران و افغانستان، سدهای استوار وجود داشتند، و رابطه بويژه با ايران ممنوع بود. به اين مناسبت آوردن اين يادداشت مؤلف کتاب بمورد است: "ياد دارم... که در آخرهای سالهای شستم پژوهشگاه زبان و ادبيات رودکی از شاعر محمدجان رحيمی 73 دفتر لغتنامه دهخدا را... خريداری کرد. چون اين خبر به کميته مرکزی حزب کمونيست رسيد، شوری برپا شد... جبار رسول اف، دبير اول کميته مرکزی حزب در يک جلسه بزرگ ... پژوهشگاه رودکی و سرور آن را سخت تنقيد کرد که هفتاد و سه جلد کتاب ايرانی خريده است." مؤلف از واقعه ديگر نيز ياد آور می شود که بس جلب توجه می کند: آکادميسين باباجان غفوراف سال 1974 در ايران ضمن مصاحبه با خبرنگار سيروس علی نژاد می گويد: "برای زنده نگاه داشتن زبان تاجيکی ما از زبان فارسی استفاده می کنيم. در دانشکده ها تحصيل زبان فارسی اجباری شده است." استاد شکوری در توضيح اين سخنان غفوراف می نگارد: "نکته ای که از اين گفته باباجان غفوراف به گمان ما مهم است، آن است که او "برای نگاه داشتن زبان تاجيکی" استفاده از زبان فارسی را ضرور شمرده است... ليکن قسم دوم اين بيانات او به حقيقت راست نمی آيد. زبان فارسی به دانشکده های تاجيکستان داخل نشده بود. موصوف نيت داشت که زبان فارسی را در مکتبهای ميانه و عالی تاجيکستان جاری کناند. چون سخنش در مسکو اعتبار داشت، اجازت مقامات مربوطه مسکو را نيز گرفته بود. ولی سروران وقت تاجيکستان ترسيدند که اگر زبان فارسی، بويژه خط فارسی در تاجيکستان رواج يابد، اسلام را از پی خواهد آورد". بخش آخر اثر استاد شکوری در خصوص وضع فاجعه بار زبان تاجيکی است و بيرون آوردن آن "از گرداب سرخور بحران... که از وظيفه های ملی" است. حق به جانب استاد است، چونکه "اگر اين روند 10 تا 15 سال ديگر به اين سرعت دوام کند، ملت تاجيک ملت بی سواد خواهد شد... ملت بايد خود را از ننگ کم سوادی و بی سوادی رهايی بخشد" چرا که "با کم سوادی از بين ملل جهان جايگاهی ضروری نمی توان پيدا کرد." زبان معيار تاجيکی کدام است؟ اما ملاحظه مؤلف در خصوص آن که "امروز، در آغاز قرن بيست و يک زبان ادبی و معيار ما زبان استاد عينی است..." و "برای اصلاح زبان... نمونه قرار دادن زبان عينی" را پيشنهاد می کند، بحث طلب است. قضيه سر آن است که نخست، زبان يک نفر هرگز نمی تواند زبان ادبی و معيار يک زبان، بويژه زبان بزرگ و توانا چون زبان فارسی تاجيکی قرار داده شود. اگر ما به تازگی صاحب خط و زبان می شديم، چنين عمل را جائز شمردن ممکن بود. دوم، اهل قلم در سده بيست و تا امروز چه نويسنده و چه شاعر، چه ترجمان، چه روزنامه نگار، چه زبان شناس و چه ادبيات شناس همه شاگردان مکتب عينی اند و برای وضع فعلی زبان همه جوابگو هستند. سوم، زبان عينی عاری از نقص و کمبود نيست. برخی از آنها، از آن ميان کلمه سازی استاد عينی از جانب خود استاد شکوری در "هر سخن جايی و هر نکته مقامی دارد" زير انتقاد گرفته شده است. به برخی ديگر مانند کاربرد فعلهای ترکيبی فعلی (اصطلاح زبان شناسی تاجيک) و صفتهای فعلی ساخته، بنده در "غلط می نويسيم: فرهنگ دشواريهای زبان فارسی تاجيکی" اشاره ها داشته ام و سال گذشته زبان "ضروريات دينيه" را که به عينی نسبت می دهند، در يک مقاله خود مفصل تحليل کرده ام. در آثار نام برده جمله های خراب و ويران، مراعات نشدن منطق، کلمه سازی ناجا و مانند اينها فراوان به چشم می رسند. برای آن که اين ملاحظه بنده بی اساس ننمايد در زير چند مثال می آرم از دوره های گوناگون ايجاديات عينی: (غلطها با خط سياه تاکيد می شوند): سال 1914 سال 1920 سال 1927 سال 1948 سال 1946 و اين دو جمله عينی که در آنها منطق گزند ديده است، از کتاب "گراماتيکای زبان ادبی حاضره تاجيک" (جلد 1) اقتباس می شود که مؤلفان بدون ملاحظه آنها را مثال آورده اند: 1- ... بنديان... به گروه سربازان روزه دار به زمين افتيده هجوم کردند و در پنج دقيقه همه اشان را با تسمه کمربند خودهاشان دست و پا بسته به زمين گذاشتند. (جلد 1، صفحه 163) در اين مورد نخست "تسمه" بايد به گونه جمع می آمد و دوم تسمه کمربند گفتن معنی ندارد، چرا که خود تسمه هم کمربند است. و اين غلط تصادفی نيست. عينی در "لغت نيم تفصيلی..." اش در شرح ماده "کمربند" تعبير "ميان بند تسمه ای" را به کار برده است. 2- شما که يکی از خذمتگار صادق جانسپار مير می باشيد، دل آن کس هم به طرف شماست (جلد 1، صفحه 160) و اين همه نمونه ای از کلمه سازی صدرالدين عينی: پيشکش قبول کنی، بديادکنی، مالکنی، دشمن کنی، پرورش يابی، زندگانی کنی، نکويی کنی، همراهی کنی، فروتنی کنی، جداکنی، درازکنی، خانه گرم کنی، بندکنی، ازخودکنی، دواکنی، آغوشکنی، حاضرشوی، جداشوی، خلته چه ی ميشيگی (- گی زيادتی است، ا.خ)، نی چه پودريسانی (صحيحش پودريسی). اين تنها چنان که مردم می گويند، مشتی از خروار است. مانند اين جمله ها و کلمه ها را از آثار عينی فراوان می توان آورد. و اين نکته نيز گفتنی است که در سده بيست اهل قلم قريب همه از او پيروی کرده اند و در نتيجه زبان فارسی تاجيکی فصاحت خويش را از دست داد. از اين رو، اگر "امروز، در آغاز قرن بيست و يک زبان ادبی و معيار ما زبان استاد عينی..." و "برای اصلاح زبان... زبان عينی نمونه" قرار داده شود، اشتباه بزرگی خواهد بود. و اگر خدا ناکرده اين کار صورت بگيرد، نمی توان اميدی به بهبود زبان فارسی تاجيکی داشت. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||