
حامد حدادی (راست) و عمری خسفی هیچکدام حساسیتی برای رویارویی با یکدیگر قائل نشدند
در روز اول نوامبر سال ۲۰۰۹ سایت ورزشی FanHouse این مکالمه با حامد حدادی، سنتر تیم ملی بسکتبال ایران و بهترین بازیکن آسیا را منتشر کرد:
- آقاى حدادى، آيا حاضرى با بازيكن اسرائيلى تيم ساكرامنتو كينگز دست بدهى؟
- چرا كه نه! شماره پيراهنش چند است؟
برگزارى ديدار ممفيس با ساكرامنتو در ليگ بسكتبال حرفه اى آمريكا در روز دوم نوامبر باز هم مسئله رويارويى ورزشكاران ايرانى و اسرائيلى را سر زبان ها انداخت؛زيرا يك بازیکن ايرانى در ممفيس و يك بازیکن اسراييلى در ساكرامنتو عضويت دارند.
حامد حدادى گفت: "به نظر من اين اتفاق مهمى نيست. چون سياست برايم اهميتى ندارد و فقط مى خواهم به بسكتبال فكر كنم. سال ۲۰۰۵ به همين خاطر فرصت حضور در مسابقات جهانى را از دست داديم. من آن موقع ۲۰ سال داشتم و نتوانستم مخالفت خود را اعلام كنم."
ستاره بسكتبال ايران در ادامه گفت: "من نمى دانم چه اتفاقى بين ايران و اسراييل افتاده و اهميتى هم برايم ندارد. من فقط به ورزشم و زندگى حرفه اى ام فكر مى كنم."
عمری خسفی ( ערי כספי) بازيكن اسراييلى تيم ساكرامنتو كينگز هم مثل حامد فكر مى كند. او نیز گفت: "بازى مقابل يك تيم يا بازيكن ايرانى براى من مشكلى نيست."
اين اتفاق كه در متن يكى از مهم ترين ليگ هاى ورزشى جهان رخ داد، ادامه اى است بر ماجراهاى پر حاشيه اى كه قبل و بعد از انقلاب اسلامى ايران، بين اين دو كشور رخ داده است.
اولين مصاف مهم ورزش ايران و اسراييل در سال ۱۹۵۸ ميلادى رقم خورد و تيم ملى فوتبال ايران در بازى هاى آسيايى توكيو با ۴ گل به اين كشور باخت.
اما دو سال بعد در مرحله مقدماتى جام ملت هاى آسيا، ايران با سرمربيگرى فرانتس مساروش با ۳ گل بر اسراييل غلبه كرد.

همایون بهزادی در کنار پرویز قلیچ خانی گل های ایران به اسرائیل در اردیبهشت ۱۳۴۷ را به ثمر رساند
مهم ترين جدال ورزشى اين دو كشور در روز ۲۹ ارديبهشت ۱۳۴۷ در ورزشگاه امجديه برگزار شد که قيمت بليت تماشاى اين ديدار در بازار سياه به چند برابر رسيد.
ايران در اين مسابقه ۲ بر يك به پيروز شد و جام قهرمانى را نصيب خود كرد. در آن بازى ها همايون بهزادى به اتفاق موشه رومانو و گيورا اشپيگل از اسراييل آقاى گل شدند.
آيت الله خامنه اى رهبر ايران، سال ۱۳۶۲ در گفتگويى تلويزيونى از آن قهرمانى به عنوان بهترين خاطره ورزشى خود ياد كرد و گفت "آن روزها طلبه جوانى بودم كه به تهران آمده بودم. جو عمومى در تهران عليه تيم اسراييل بود و بعد از مسابقه همه مردم شادى خود را از اين پيروزى نشان مى دادند. در تاكسى هم راننده مى گفت ديديد چطور به آن ها گل زديم كه اين ها نارضايتى ملت از همكارى شاه با اسراييل را نشان مى داد."
ايران و اسراييل در فينال بازى هاى آسيايى ۱۹۷۴ تهران هم رو به رو شدند كه ۱۰۰ هزار تماشاچى داشت و به برترى ايران انجاميد.
اسراييل در بازى هاى آسيايى ۱۹۷۰ و ۱۹۷۴ ميلادى در جمع شش كشور برتر جدول رده بندى مدال ها قرار گرفت.
آن ها تا پايان بازى هاى آسيايى ۱۹۷۴ تهران در صحنه ورزش آسيا حضور مداومى داشتند و حتى يكى از ۳ سهميه فوتبال آسيا در المپيك ۱۹۷۶مونترال را نصيب خود كردند.
اما شدت گرفتن تنش اعراب با اسراييل باعث شد شوراى المپيك آسيا و كنفدراسيون هاى اين قاره، تمايلى به ادامه حضور اسراييل در عرصه رقابت هاى ورزشى اين قاره نداشته باشند.
در آن مقطع، روابط خوبى بين حكومت ايران با اسراييل حكمفرما بود و ايران در خروج اسراييل از بازى هاى ورزشى آسيا هيچ نقشى نداشت.

بیژن سیف خانی آخرین ورزشکار ایرانی بود که با یک ورزشکار اسرائیلی رقابت کرد
دو سال قبل از وقوع انقلاب اسلامى ايران، اسراييل از صحنه ورزش آسيا جدا شده بود و با وقوع انقلاب ايران روابط سياسى و اجتماعى دو كشور كاملا قطع شد.
به خاطر حضور كم رنگ دو كشور در عرصه مسابقات جهانى، پنج سال طول كشيد تا مجددا نمايندگان آن ها مقابل هم قرار بگيرند؛ رقابتى كه اولين و آخرين نبرد ورزشكاران اين دو كشور با يكديگر بعد از انقلاب اسلامى ايران بود.
ميعادگاه آخرين جدال ورزشى ايران و اسراييل، مسابقاتى با عنوان كشتى آزاد و فرنگى قهرمان جهان بود که در سال ۱۹۸۳ به ميزبانى "كى يف" در شوروى برگزار شد؛ جايى كه بيژن سيف خانى، فرنگى كار گيلانى وزن ۷۴ كيلوگرم با نتيجه ۷ بر ۴ مقابل رابينسون كوناشويلى پيروز شد.
روزنامه كيهان و مجله كيهان ورزشى كه پرتيراژ ترين رسانه هاى سياسى و ورزشى وقت بودند، با وجود نهم شدن سيف خانى، عكس او را چاپ كرده و ارزش پيروزى اش را كمتر از طلا ندانستند.
اما ناگهان على اكبر ولايتى وزير امور خارجه، دستور بازگشت فورى كاروان كشتى را صادر كرد؛ در حالى که هنوز مسابقات كشتى آزاد آغاز نشده بود.
مجيد تركان ستاره تكنيكى تيم ملى مى گويد: "نيمه هاى شب وقتى بيدارم كردند، تصور كردم قرار است مربيان تيم ملى، طبقه معمول وزنم را كنترل كنند تا براى وزن كشى فردا خيالشان راحت شود. اما گفتند بلند شو زود وسايلت را جمع كن. بايد برگرديم ايران!"
كليه اعضاى تيم به ايران بازگشتند و برخى از مسوولين اعزامى نيز توبيخ شدند.
وزارت خارجه اعلام كرد وقتى اسراييل را به رسميت نمى شناسيم دليلى ندارد ورزشكاران مان با آن ها مسابقه بدهند.
محمود كدخدايى آماده ترين كشتى گير اعزامى از آن اتفاق به عنوان تلخ ترين خاطره عمرش ياد مى كند و مى گويد سرنوشت زندگیش با از دست دادن مدال آن مسابقات، به كلى تغيير كرد؛ مدالى كه مى توانست مسير ديگرى در زندگى پر حاشيه اش ايجاد كند.
از "كى يف" ۱۹۸۳ تا امروز، ورزشكاران و تيم هاى ورزشى ايرانى از انجام مسابقه با حريفان اسراييلى خود دارى كرده و نظاره گر برنده اعلام شدن حريف اسراييلى بوده اند.
بيشترين تعداد به ورزش كشتى اختصاص دارد اما در فهرست بلندى كه سردار مشايخى رييس سابق بسيج ورزش كشور تهيه كرده، از رشته طناب كشى گرفته تا گلبال نابينايان و تيراندازى جانبازان و معلولين نيز مواردى ثبت شده است؛ رقابت هايى كه برخى از آنها حتى در رسانه هاى داخلى نيز بازتابى نداشته اند.
همواره اعلام شده اين ورزشكاران براى "حمايت از ملت مظلوم فلسطين" و با ميل و رغبت شخصى از رقابت با حريف اسراييلى خود دارى كرده اند.
زيرا شايد ديگر هرگز ملى پوش نشوند و فرصت حضور در چنين مسابقاتى را نداشته باشند.

محمد علیرضایی که برای اولین بار برای شنای ایران در المپیک سهمیه کسب کرده بود، به دلیل حضور یک ورزشکار اسرائیلی از رقابت در صحنه المپیک بازماند
طى سال هاى اخير مجامع ورزشى جهان واکنش های تندى را نسبت به امتناع ايرانى ها بروز داده اند و تهديد هاى جدى در خصوص احتمال تحريم و اخراج از مسابقات را به اطلاع مسوولين رشته هاى مختلف ورزشى در ايران رسانده اند.
به همين خاطر ديگر در محل مسابقه اعلام نمى شود كه "در حمايت از ملت مظلوم فلسطين" از انجام رقابت خوددارى كرديم؛ اين شعار مدت هاست فقط مصرف داخلى دارد.
مطابق قوانين، براى امتناع از انجام مسابقه بايد يك دليل پزشكى وجود داشته باشد؛ به طور مثال آرش ميراسماعيلى در المپيك آتن، كمر درد شديد را عنوان كرد تا سر وزن نرسد و مجوز عدم مبارزه با ايهود واكس را بگيرد.
هر بار ورزشكاران ايران با اسراييلى ها رو به رو مى شوند، همگان مى دانند كه مسابقه اى در كار نخواهد بود، به همين خاطر، تلاش و تقاضا و چك و چانه زدن هيات ايرانى با پزشك رقابت ها براى گرفتن مجوز، صحنه هايى را پديد مى آورد كه به زعم ناظران، به هيچ وجه خوشايند نيست. تا جايى كه روزنامه اعتماد ملى مدتى قبل از توقيف شدن، به طعنه از آن به عنوان "آرمان دروغين" و "حمايت از فلسطين با مجوز پزشكى" ياد كرد.
در مسابقات شناى المپيك پكن، شناگر ايرانى در خط يك قرار داشت و "تام بيرى" شناگر اسراييلى در خط ۷.
ابتدا على كفاشيان دبير وقت كميته ملى المپيك اعلام كرد هيچ مشكلى نيست و عليرضايى مى تواند مسابقه دهد.
اما ساعتى بعد و پس از استعلام از تهران، در حالى كه فقط نيم ساعت به مسابقه مانده بود، اين شناگر انصراف داد! رئيس فدراسيون شنا كنارهگيرى عليرضايى را ابتدا به دليل سرماخوردگى، سپس آپانديس و فرداى آن روز هم فتق شناگر ايرانى عنوان كرد.
زيرا ژيل ديويس، سخنگوى كميته بين المللى المپيك گفته بود طبق قوانين بازى جوانمردانه، چنانچه معلوم شود او تعمدا از حضور در رقابت ها خوددارى كرده تصميمات جدى اتخاذ مى شود. پس بايد دليل محكمى به مقامات ارائه مى شد.
امتناع از رويارويى با اسراييل، غير از مجوز پزشكى، مفرهاى ديگرى هم دارد؛ مثلآ در مسابقات جهانى بسكتبال زير ۲۱ ساله هاى جهان در سال ۲۰۰۵، كه حدادى هم به آن اشاره كرده، وقتى ايران با اسراييل هم گروه شد، چند روز ديرتر از مهلت قانونى اقدام به درخواست ويزا كرد تا تاخير سفارت آرژانتين در صدور رواديد را دليل عدم حضور در مسابقات اعلام كند و محروميتى نيز از جانب فيبا گريبان بسكتبال ايران را نگيرد.
نتيجه آن مسابقه، ۲۰ بر صفر به سود اسراييل اعلام شد.
© MMIX