BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:53 گرينويچ - شنبه 08 اردیبهشت 1386 , شنبه 28 آوريل 2007
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
نشست محسن نامجو و دانشجویان دانشگاه تهران
 

 
 
محسن، محسن نامجو جو گیر نشو!

دانشجویان رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران هفته گذشته میزبان محسن نامجو و بابک ریاحی پور در دانشگاه تهران بودند. این جلسه که قرار بود جلسه پرسش و پاسخ میان دانشجویان و نامجو باشد، به اصرار آنها با اجرای چند قطعه ای از نامجو آغاز شد.

سادگی و راحت بودن نامجو برای پاسخ دادن به سئوالات جوان های دانشجو را به تعجب واداشته بود. شخصیت او به اندازه موسیقی هایی که می سازد جالب و مخصوص به خودش است. جواب های ساده و حواس پرتی و بی توجهی گاه به گاهش به حرف مجری برنامه و در گوشی حرف زدن با بابک ریاحی پور حسابی دانشجو ها را متعجب کرده بود.

محسن نامجو موسیقی را وقتی که در مشهد بود آموخت چند سالی هم نزد حاج قربان سلیمانی دوتار نوازی را آموخت. وقتی به تهران آمد در رشته تئاتر تحصیل را آغاز کرد. خودش می گوید آشنایی با دوستانی که در رشته تئاتر درس می خواندند و از دوستان او به حساب می آمدند در موفقیت و کارش تاثیر زیادی داشته است.

بابک ریاحی پور بعد از اجرای موسیقی به روی صحنه خوانده شد تا درباره محسن حرف هایی بزند: "ما بعد از مدت ها شاهد هنرمندی بودیم که خودش است و حرف دلش را می زند، ادا نمی آید و اگر کسی در ایران باشد که بتواند در عرصه بین المللی موفق بشه آن محسن نامجو است.

چون موسیقی ایرانی را می شناسد و می داند که چطور آن را تلفیق کند. به همین دلیل هم لازم است قدر هنرمندایی مثل نامجو را بدانیم و اگر آثارش بیرون آمد برویم بخریم نه اینکه کپی کنیم. اگر قرار باشد سبکی برای قائل شویم باید اسمش را بگذاریم سبک نامجو چون در مجموعه سبک های دیگر نمی گنجد."

بعد هم سئوال و جواب های محسن و دانشجو ها آغاز شد. نامجو در جواب یکی از حاضران که خواسته بود بداند چرا او در جشنواره های داخلی و خارجی کمتر شرکت می کند، گفت: «من تا چند ماه پیش پاسبورت نداشتم اما وقتی پاسپورتم را گرفتم در یک جشنواره در هلند شرکت کردم و از این به بعد هم سفرهایم بیشتر می شود. اما در داخل ایران یک جشنواره فجر داریم که می شود در آن شرکت کرد. من هر سال می روم که در آن شرکت کنم اما یک فرم جلویم می گذارند که پر کنم در آن فرم نوشته موسیقی شما چیست تو باید یکی از این سه گزینه را علامت بزنی سنتی، کلاسیک و محلی خوب من هم که موسیقی ام هیچ کدام از این ها نیست هر سال سرم را می اندازم پائین و می آیم بیرون. بگذارید یک چیز جالب تعریف کنم. یک سال آموزش موسیقی برای زیر ۱۸ ساله ها ممنوع شده بود. دقیقا همان سال وقتی رفتم ببینم فرم جشنواره فجر عوض شده یا نه دیدم که محدودیت سنی گذاشته اند و زیر بیست ساله ها می توانند در فجر شرکت کنند. تو را خدا جالب نیست که تو نباید تا ۱۸ سالگی ساز بزنی و باید در عرض دو سال اینقدر خوب بشوی که بیایی فجر!»

نامجو گفت من در حوزه موسیقی ایرانی سه سال تمام تلمذ کردم یعنی هر هفته چهار زانو نشسته ام تا استادم به من ردیف میرزا عبدالله یاد بدهد. بعد از آن هم خودم ردیف را ادامه دادم. پس موسیقی ایرانی را می شناسم و به همان چیز هایی را که الان بلاهایی سرش می آورم سال های سال احترام می گذاشتم. جریانات کلی و آشنایی با دوستانی در رشته تئاتر یاد گفتم کتاب بخوانم. آن موقع بود که فکر این کارها افتادم.

اولین طرح تحقیقی من سال ۷۵ بود که می خواستم شعر بررسی کنم و ببینم موسیقی ایرانی با شعر یرانی چه ارتباطی برقرار می کند. استاد شجریان به شعر حافط و دیگر کلاسیک ها چیزی اصافه نمی کند فقط رنگ و لعاب می دهد. در صورتی که شعر را به عنوان وسیله انتقال معنا گرفتیم.

وقتی یکی از دانشجو ها از نامجو پرسید که چرا در آثار شما نوعی طنز دیده می شود گفت "راستش را بخواهید من فکر می کنم کارهایم برآمده از این اجتماع است. ما اساسا کشور خنده داری داریم. واقعا خنده داریم." وقتی خنده و دست زدن های دانشجو ها را دید. برای اینکه آنها را از اشتباه درآورد و ثابت کند که به این کشور و مردمش اعتقاد دارد و حرفش برای به تمسخر کشیدن نیست گفت: "البته این را هم بگم که خیلی هم خوب است. اساسا همیشه به خودم می گویم محسن، محسن نامجو جو نگیردت، جو گیر نشو. من یاد گرفته ام نسبت به شرایطم خود آگاهی داشته باشم. یعنی بدانی واقعیت چیست کجا هستی. مثلا این خیلی طنز آمیز است که هم باید فکر رضایت مادرم را جلب کنم که باید به یک سری اعتقادات تن بدهم که وقتی با شما هستم می بینم ذهن ما با آن همخوان نیست. برای همین ادابازی هم بعضی وقت ها در می آورم. هم می خوانم و هم ضجه می زنم و می گویم هفت سوار چرند برلب اروند/ هر یک باشد ندای ازمنه من/ سنت و تجرید راه خویش نمودند/ مرد جان به لب رسیده را چه نامند/

بعد گفت: "چند سال پیش مهرهایی آمده بود که وقتی رویش سجده می کردی شماره می انداخت یادتان می آید؟ " وقتی جمعیت از صدای خنده منفجر شدند گفت خوب برای چی می خندید؟مگی این واقعیت جامعه مانیست؟ من جدی خرف می زنم و در خانواده مذهبی بزرگ شدم. نه مذهبی باش و نه مرتد اما خود آگاه باش.

بابک ریاحی پور هم در جواب سئوال یکی از دانشجوها که معتقد بود توجه به کارهای محسن نامجو باعث شده آثار گروه های دیگر موسیقی زیر زمینی دیده نشود گفت:" نخیر اصلا این طور نیست. هر کسی که می خواهد در هر زمینه ای مطرح باشد باید کارش را درست انجام بدهد. ما تعبیر غلطی از موسیقی سنتی داریم بعضی ها فکر می کنند موسیقی زیر زمین یعنی این که در یک اتاق دربسته کار کنیم صداهای ناهنجار در بیاوریم و ضبط کنیم بعد هم اگر کسی خوشش نیامد بگوئیم تو نمی فهمی. نخیر موسیقی زیر زمینی موسیقی ای است که با کیفیت خوب نواخته می شود اما به دلیل شرایط فرهنگی و سیاسی مجوز نمی گیرد. موسیقی سنتی این نیست که ما یک سری صدای ناهنجار تولید کنیم و بگوئیم چون این مجوز نگرفته پس من اسطوره ام. اتفاقا اگر موسیقی خوب باشد به آن توجه می شود و حتی اگر زیرزمینی باشد شنیده می شود پس موسیقی خوب راهش را به سمت بیرون باز می کند.

( عکس از سایت کسوف )

نامجو هم در ادامه گفت: "ببینید من اصلا آدم خوش شانسی نبودم اما اگر یک بار شانس به من روکرده باشد این بوده که موسیقی من از طریق اینترنت و به طور زیرزمینی دنبال شد و مردم به آن گوش دادند. این اتفاق درمورد اوهام هم افتاد اما در نیمه راه متوقف شد. اما برای آن زحمت کشیدم. بسیاری از گروه های زیر زمینی فکر می کنند این کار اتفاقی بوده و یا می توانسته برای آنها هم بیفتد که فکر نمی کنم این طور باشد. تا کار چیزی نداشته باشد خوب از آب در نمی آید."

نکته جالب توجه دیگری که در حرف های محسن می توان به آن اشاره کرد این بود که نامجو معتقد است وجود مجوز ارشاد چندان هم بد نیست. او می گوید: "من درک می کنم که به بعضی کارهای من مجوز ندهند. به هر حال این کشور یک معیارهایی دارد اگر به من که بعضی از حرف ها و فحش ها را در لفافه گفتم مجوز بدهند فردا چند نفر دیگر پیدا می شوند و این فحش ها را علنی می دهند و انفاقا مجوز هم می خواهند. ارشاد باید برای ایجاد نظم و مقررات این کار را بکند. تازه من فکر می کنم که آدم هایی که معروف می شوند باید خیلی مراقب باشند دایم می گم محسن، محسن نامجو مواظب باش. چون حالا الگوی چند نفر دیگر هستم."

در لحظات پایانی جلسه بحث کپی برداری محسن از کارهای هنرمندان بزرگ پیش آمد. او هم بدون اینکه انکار کند گفت:" ما یک دزدی در موسیقی داریم و یک اقتباس من در چند کارم از آثار موسیقی دان های بزرگ اقتباس کردم و فقط چند جمله را از آنها الهام گرفته ام اما بعضی کارهای دیگر هست که کاملا دزدی است. تنها مشکل من این است که فروتنی کرده ام و اینکه از این کارها استفاده کرده ام را گفته ام و الا کسی حتی این اقتباس ها را هم نمی فهمید. "

و سئوال آخر این بود که شما در جایی گفتید تلفیق اپیدمی زمانه است. اگر اپیدمی را به واگیر معنا کنیم آیا شما واگیر دارید؟ نامجو بعد از اینکه چند بار سئوال را خواند گفت نه من منظورم این بود که این مثل یک بیماری واگیر است که همه موسیقی دان هایی که می خواهند به روز باشند به آن دچار شده اند. خوب بله من هم واگیر دارم.

 
 
محسن نامجوترنج
آلبومی جدید از محسن نامجو
 
 
موسیقیاز سیر تا پیاز موسیقی ۸۵
در ایران
 
 
مرزها و آوازهادر راديو
مرزها و آوازها: موسيقی اسپانيا
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران