|
نبرد ببر و انسان بر سر زیستگاه
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در روز 23 ژانویه 2006، عبدل راب مامور جنگلبانی در بنگلادش، در پایگاه خود در حاشیه جنگل سانداربانز نشسته بود که تلفنی اضطراری
دریافت کرد.
یک ببر بنگال تحت محاصره صدها نفر از اهالی روستای کاتاخالی - در نزدیکی پایگاه او - قرار گرفته بود و جانش تهدید می شد چرا که روستاییان تصور می کردند همین ببر به دام های آنها حمله کرده است. مقام ها می گویند در 9 سال گذشته 26 حادثه مشابه در ناحیه سانداربانز بنگلادش اتفاق افتاده است. این بزرگترین جنگل درختان شاه پسند جهان و عمده ترین زیستگاه ببر بنگال است. در اکثریت قریب به اتفاق این موارد، ببر کشته شده است. آقای راب گفت: "تعداد ببرهایی که در این نوع حوادث کشته می شوند خیلی بیشتر از تعدادی است که شکارچیان غیرقانونی می کشند." "وقتی به روستا رسیدیم صحنه اضطراب آوری بود. ببر در یک شالیزار گیر افتاده بود و هزاران نفر دوره اش کرده بودند، و نمی گذاشتند به طرف جنگل فرار کند." "هشت نفر پیش از آن در تلاش برای گرفتن حیوان زخمی شده بودند، و روستاییان قصد کشتنش را داشتند." "خیلی ها زخمی شدند چون یک مقام محلی توصیه کرده بود که آنها باید سعی کنند ببر را با تور ماهیگیری بگیرند - توصیه ای غیرعاقلانه که وضعیتی بد را حتی بدتر کرد." سنگ انداز نذرالاسلام یکی از روستاییانی بود که در جریان ماجرا حاضر بود. وی می گوید او یکی از اولین کسانی بود که اول صبح ببر را در شالیزار دید. وی گفت: "ما می خواستیم حیوان را بترسانیم تا فرار کند و اول سعی کردیم با کمک سنگ انداز این کار را کنیم."
"وقتی این کار فایده نکرد، سعی کردیم با کوبیدن بر روی حلبی سر و صدا کنیم تا حیوان فرار کند. بعد پلیس رسید و صدها تیر خالی شلیک کرد، اما باز هم فایده ای نداشت." آقای اسلام یکی از کسانی بود که سعی کردند حیوان آسیب دیده را با تور ماهیگیری بگیرند. "یادم می آید که آن موقع فکر کردم که شاید هم فکر خیلی خوبی نباشد، اما همه می خواستند حیوان به خاطر خطراتی که متوجه آدم ها و دام ها می کرد از آنجا منتقل شود." "یادم می آید که ببر دوستم را با ضربه ای زمین زد. هیچ چاره ای نداشتم جز اینکه سعی کنم نجاتش دهم، و همین بود که به من حمله کرد. پنجه هایش سینه ام را درید، می ترسیدم سراغ گردنم برود، اما با مشت های مکرر به صورتش مانع زخم های بیشتر شدم." خسته روستاییان با چوب و چماق به حیوان حمله کردند و مانع جراحات بیشتر آقای اسلام شدند و حیوان موقتا بی هوش شد. اما حتی آن موقع نیز آقای اسلام در پی رویارویی دو دقیقه ای با ببر به شدت زخمی شده بود و هنوز باید ماهی سه هزار تاکا (44 دلار) به عنوان هزینه ماهانه درمان بپردازد. آقای راب و همکارانش در نهایت توانستند ناحیه را مسدود کنند. ببر پس از یک مکافات 18 ساعته - خسته و زخمی از رویارویی با روستاییان - توانست لنگان لنگان به جنگل بگریزد. آقای راب استدلال می کند که روستاییان عادت دارند با شنیدن حضور ببر در ناحیه واکنش تند نشان دهند، تا حدودی به این دلیل که نگران هستند به آنها حمله کند و پاره ای به این دلیل که نگرانند به دام های آنها حمله کند.
وی گفت: "آنها باید کار را به کارشناسان بسپارند. چون فراری دادن آنها مشکل نیست، البته اگر بدانید چکار دارید می کنید." شاهدان عینی می گویند تنها دلیلی که باعث شد ببر در آن مورد کشته نشود حضور توریست های خارجی بود، و روستاییان نمی خواستند حیوان را در برابر آنها بکشند. آقای راب اشاره می کند که فشار برای زمین و زیستگاه در بنگلادش باعث شده است که جنگلبانان - که حفاظت از ببر بخشی از وظیفه آنهاست - با روستاییان درگیر شوند. اینجا ناحیه ای از بنگلادش است که بقای خیلی از مردم به زراعت وابسته است، جایی که کشاورزان اغلب منبع درآمد دیگری غیر از فروش محصولات دامی و کشاورزی ندارند. بنگلادش کشوری به اندازه انگلستان است اما با جمعیتی بیش از دو برابر آن. آقای راب می گوید: "هر سال فشار برای زمین و فضا باعث می شود انسان ها بیشتر و بیشتر به زیستگاه ببر تعرض کنند." "ببرها موجوداتی حریم گرا هستند و احتمالی واقعی هست که به این روستا بیاید، و سرنوشت مشابهی در انتظارش باشد. روستاییان مکررا به ما گفته اند که یا باید ما مساله ببرها را حل کنیم یا آنها حیوانات را خواهند کشت." "اگر نتوانیم نواحی مشخصی پیدا کنیم که ببرها فارغ از دخالت بشر در آن زندگی کنند، آینده آنها تیره به نظر می رسد." |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||