
وزیر روابط بینالملل آفریقای جنوبی از موفقیت همایش دوربان اظهار رضایت کرده است
وزیر روابط بینالملل آفریقای جنوبی از موفقیت همایش دوربان اظهار رضایت کرده اما خروج کانادا از پیمان کیوتو، تصویر متفاوتی از این نشست را نشان می دهد.
پیمان کیوتو برای کاهش گازهای گلخانهای در ۱۱ دسامبر سال ۱۹۹۷ به تصویب گروه بزرگی از کشورهای حاضر در اجلاس ژاپن رسید و تا سپتامبر ۲۰۱۱ در مجموع ۱۹۱ دولت آن را امضا کردند.
تعهد اصلی امضا کنندگان این پیمان بر کاهش گازهای گلخانهای به میزان ۵.۲ درصد از مقداری بود که در سال ۱۹۹۰ اندازهگیری شده بود. این مقدار معادل ۴ درجه سانتیگراد کاهش دمای سطح کره زمین است. انتظار میرفت چنین کاهشی تا سال ۲۰۱۲ عملی شود.
گرچه در ۲۰ سال گذشته انتشار انواع مشخصی از آلایندههای جوی نظیر ترکیبات کلروفلوروکربن یا CFCها به میزان قابل توجهی کاهش یافته اما نکته کلیدی در ناموفق بودن پیمان کیوتو در این بود که نه تنها آمریکا به عنوان بزرگترین تولید کننده گازهای گلخانهای به این پیمان ملحق نشد بلکه گروهی از کشورهای در حال توسعه نظیر چین و هند هم تحت شرایط متفاوتی به این پیمان پیوستند. علاوه بر این، میزان گازهای گلخانهای بر اساس مقتضیات هر کشور و بدون نظارت بینالمللی اندازهگیری میشد.
پیمان کیوتو از جنبه اجرایی در سال ۲۰۱۲ به پایان میرسد و توافق اولیه بر این بود که پیمان جانشین آن در سال ۲۰۱۰ تصویب و به مدت ۲ سال به طور آزمایشی به اجرا گذاشته شود تا همزمان با پایان پیمان کیوتو توافقنامه جدید به اجرا درآید.

نکته کلیدی در ناموفق بودن پیمان کیوتو در این بود که آمریکا به عنوان بزرگترین تولید کننده گازهای گلخانهای به این پیمان ملحق نشد
ناموفق بودن همایش کپنهاگ در سال ۲۰۱۰ روند گفتگوها را تا حصول نتیجه به اجلاس کنکون در مکزیک در سال ۲۰۱۱ محول کرد. اجلاس کنکون نیز به نتیجهای جز توافق بر ادامه گفتگوها در سال ۲۰۱۱ در دوربان نرسید. و اکنون تنها توافق به دست آمده در دوربان این است که تمام کشورها بر سر ادامه گفتگوها در همایش ۲۰۱۲ در قطر توافق کردهاند.
چرا کشورها به توافق نمیرسند؟
مهمترین علت عدم توافق در سرعت رشد کشورهاست. به زبان ساده، آن دسته از کشورهایی که از سرعت رشد اقتصادی کمتری برخوردارند و به طور عمومی در گروه کشورهای در حال توسعه قرار دارند نیازمند دریافت کمکهای مالی از کشورهای توسعه یافته هستند.
در مقابل، کشورهای توسعه یافته برای حفظ رشد اقتصادی و کمک به جهان در حال توسعه، نیازمند حفظ صنایع آلاینده خود هستند. اما حالا این الگو برای توضیح شرایط کافی نیست.
اقتصادهای در حال رشدی نظیر هند، چین و برزیل نه تنها هنوز در زمره کشورهای در حال توسعه قرار دارند بلکه قادرند تا حدود قابل توجهی به "در حال توسعهها" و حتی به کشورهای توسعه یافته کمک مالی کنند.

پنهانکاری سیاسی منجر به نامشخص بودن میزان تولید گازهای گلخانهای توسط صنایع کشورهای مختلف شده است
حفظ این رشد اقتصادی که با حمایت کشورهای صنعتی جهان نیز همراه شده اقتصادهای نوظهور را به گروه آلوده کنندهها اضافه کرده است.
علاوه بر این، پنهانکاری سیاسی که در مورد چین به وفور به آن اشاره میشود منجر به نامشخص بودن میزان تولید گازهای گلخانهای توسط صنایع کشورهای مختلف شده است. بنابراین در حالی که به عنوان مثال چین عضوی از پیمان کیوتو به شمار میرود اما اطلاعات موثقی از میزان تصاعد گازهای گلخانهای آن کشور در دسترس نیست.
در کنار وضعیت کشورهای در حال رشد، اکنون کشورهای اروپایی دارای مزیت نسبی هستند. شیوه عمومی زندگی در اروپا و مصرف محافظهکارانه انرژی در این کشورها به دولتهای اروپایی امکان داده تا در توافقهای زیست محیطی و اجرای مفاد آنها دست بالا را داشته باشند. اما چیزی در این میان هست که آمریکا و کشورهای در حال توسعه را از اروپا دور میکند.
صنایع تازه
اگر از فردای یک توافق تازه و با ساز و کارهای دقیق برای کنترل میزان تصاعد گازهای گلخانهای قرار باشد صنایع تازهای به جهان معرفی شوند، این اروپاییها هستند که برنده میدان فروش صنایع غیرآلاینده به جهان خواهند بود.

تنها توافق به دست آمده در دوربان این است که تمام کشورها بر سر ادامه گفتگوها در همایش ۲۰۱۲ در قطر توافق کردهاند
گرچه کشورهای اروپایی از صنایع هستهای برای تولید انرژی استفاده میکنند اما سالیان طولانی است که استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر در کشورهای اروپایی رواج دارد. حمایت دولتی از این صنایع و همراهی عمومی برای به اجرا گذاشتن برنامههای کاهش تصاعد گازهای گلخانهای نظیر استفاده بیشتر از دوچرخه یا امکانات حمل و نقل عمومی باعث شده تا صنایع پاکیزه در اروپا رواج بیشتری داشته باشد. در چنین شرایطی هر توافق جهانی برای کاهش فوری گازهای گلخانهای منجر به بیرقیب ماندن صنعتگران اروپایی خواهد شد.
یکی از علتهای اصلی عدم موافقت آمریکا و اقتصادهای نوظهور جهان با توافقنامههای کاهش گازهای گلخانهای عدم آمادگی صنایع این کشورها برای رقابتهای صنعتی ر دوران پس از توافقنامههاست.
راهحل این کشورها، در تمدید زمان گفتگوهاست.
آنچه در سالهای گذشته به دفعات رخ داده توافق بر ادامه گفتگوهاست. موضوعی که اکنون در دوربان نیز رخ داد. خرید زمان برای صنایع تا رسیدن به مزیتهای رقابتی در بازار صنایع تولید انرژیهای پاک کاری است که کشوری نظیر آمریکا از آن استفاده میکند.
"آنچه اقتصادهای نوظهور را در ادامه چانهزنی و خرید زمان برای نفوذ اقتصادی بیشتر متقاعد میکند این است که صنایع آنها حتی در شکل کمآلاینده نیز قابل رقابت با صنایع کشورهای پیشرفته نیست و تنها زمان برای رونق اقتصادی آنها در همین دوران چانهزنی و گفتگوست"
اما خرید زمان برای کشورهایی نظیر چین، هند و برزیل، که صنایعشان فقط از جنبه کارگر ارزان دارای مزیت نسبی هستند، فقط از این جنبه حائز اهمیت است که در فرصت حاصل از چانهزنی، نفوذ اقتصادی خود را در میان کشورهای فقیر جهان گسترش میدهند. اتفاقی که در مورد روابط چین و کشورهای آفریقایی رخ داده است. هند نیز برای نفوذ اقتصادی در کشورهای فقیر شرق آسیا و برزیل برای نفوذ در آمریکای لاتین و منطقه کارائیب تلاش میکند.
آنچه اقتصادهای نوظهور را در ادامه چانهزنی و خرید زمان برای نفوذ اقتصادی بیشتر متقاعد میکند این است که صنایع آنها حتی در شکل کمآلاینده نیز قابل رقابت با صنایع کشورهای پیشرفته نیست و تنها زمان برای رونق اقتصادی آنها در همین دوران چانهزنی و گفتگوست.
آب شدن یخهای قطب و همنوع خواری خرسهای قطب شمال در اثر گرسنگی برای گفتگو کنندگان موضوع قابل توجهی نیست. آنچه مهم است حرفی است که وزیر محیط زیست کانادا یعنی یکی از نزدیکترین کشورها به قطب شمال آن را گفته: "ماندن در پیمان کیوتو برای هر خانواده کانادایی ۱۶۰۰ دلار هزینه دارد".












