|
مواظب وزن خود باشید!
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
«مواظب وزن خود باشید!» این یک شِعار یا اندرزِ اخلاقی نیست. در دنیای امروز کسی به «وزنِ معنوی» شما کاری ندارد.
این بانگی است که از حنجرۀ «علم پزشکی» که در می آید، آن قدر منطقی و آرام و بی پیرایه است که به گوشِ کسی نمی رسد، امّا از حنجرۀ «حرفه تجارت» که در بیاید، آن را نهنگها در اعماق اقیانوسها و موشهای کور در نقبهای زیر زمینی خودشان هم می شنوند! آخر تجارت کارش را خوب بلد است. از اصولِ تجربه اش یک علم قّلابی ساخته است به اسم «بازاریابی» و بازاریابهایش هم شیوۀ کارشان را از«لاشخوارها» یادگرفته اند. می گردند و می گردند تا ببینند در کجای صحرای جامعه، کسانی پیدا می شوند که از زخمِ معیّنی بنالند و یکراست به طرفش هجوم بیاورند. کاری به کشورهای «شرقی» منهای «ژاپن» ندارم که بزرگترینهاشان چین و هندوستانند. از کشورهای «غربی» هم فقط از «انگلستان» اندک خبری دارم و با همین اندک خبرمی گویم که در اینجا یکی از زخمهایی که لاشخوارهای «حرفه تجارت» ناله اش را خوب شنیده اند، زخم «چاقی» است. بر طبق آمارهای چند سال پیش، بیش از نصف جمعیتِ بریتانیا اضافه وزن دارند و بیش از نصفی از این نصف هم گرفتار «چاقی» یا «فربهی» هستند! حالا ببینید این مصیبت چه خوان نعمت بیکرانی برای لاشخوارهای تجارت پهن کرده است!
تا همین ده پانزده سال پیش یکی از ارزان ترین خوراکیها در اینجا «شیر» بود. بی مبالغه قیمت شیر از «آب معدنی» هم کمتر بود. حالا
همین شیر را ماست می کنند، ماست را دوغ می کنند و دو قُلُپ از این دوغ را توی ظرفهای کوچک پلاستیکی، به اندازه یک استکان شستی
کمر باریک، می ریزند و روی این ظرف را که به شکل یک شیشه دواست، با یک اسم دهن پرکن و خاصیتهای معجزه گر و نقش و نگارهای رنگی
آرایش می دهند و می فرستند به بازار برای دردمندانی که دچار اضافه وزن و چاقی هستند، آن هم به چه قیمت؟ به قیمت شیر مرغ و جان
آدمیزاد! و از طرف دیگر بازار مد و زیبایی هم با مدلهای ظریف و لاغر و باریک و لندوک خودش مجسّمه هایی از وجاهت و دلربایی جلو
خانمچه ها و خانمها می گذارد و آنها را گرفتار «وسوسه وزن» می کند، به طوری که مدام یا مشغول شمردن کالُری لقمه هاشان هستند، یا
روی ترازو ایستاده اند و نگاه می کنند که ببینند خدا نکرده وزنشان ده گرم از وزن مدل محبوبشان بالا تر نرفته باشد، و اگر رفته
باشد، بدو بروند سرِ یخچال و یک دانه از آن دوغهای دو قلپی معجزه گر سر بکشند!
به این ترتیب می شود گفت که شِعار «مواظبِ وزن خود باشید» در بلندگوی «تجارت» بلاتشبیه به آیه فلاح تبدیل شده است: «ایّا النّاس! موظب وزن خود باشید تا رستگار شوید!» خدا شاهد است که علم پزشکی، بدون اینکه خواسته باشد دوغش را به قیمت طلا به مردم قالب کند، همیشه گفته است که «چاقی» اگر علّت جسمی و ارثی و ژنتیکی نداشته باشد، بزرگترین علّتش پرخوری و بدخوری و تنبلی و بی حرکتی است. و همان علم پزشکی هم همیشه گفته است که لاغرکردنِ زورکی خطرناک است و کمی اضافه وزن چاقی نیست! از منِ بیسواد به همه نصیحت که: «مواظب سلامت خودتان باشید، وزنتان خودش میزان می شود!» و به خانمچه ها و خانمهای فارسی زبان هم که خواجه حافظ شیرازی را می شناسند، یادآوری می کنم که «شاخ نبات» هم غبغب داشت: کُشته چاهِ زنخدانِ توام کز هر طرف |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||