|
آيا پاکستان باب رابطه اسرائيل با جهان اسلام را خواهد گشود؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در واقع دنيای عرب و اسلام بتدريج پذيرفته اند که رابطه عادی مصر و اردن با اسرائيل برای حمايت از حقوق فلسطينيها و پيشبرد روند صلح خاورميانه "مفيد" است و آن را به عنوان "عملی انجام شده" پذيرفته اند اما به استثنای اين دو کشور، هر نوع تماس و ارتباط ديگر کشورهای عربی و اسلامی با مقامهای اسرائيل، بويژه کشورهايی که از خط مقدم درگيری با اسرائيل فاصله دارند، معمولاً با واکنش منفی دنيای اسلام و عرب روبرو شده است. از همين رو، تصميم موريتانی برای عادی سازی روابطش با اسرائيل با انتقاد ساير کشورهای عربی و اسلامی همراه شد و آن دسته از کشورهای ميانه رو عرب حوزه جنوبی خليج فارس و شمال آفريقا نيز که پس از امضای پيمان صلح اسلو ميان فلسطينيان و اسرائيل در سال 1994 اقدام به تأسيس دفتر تجاری در تلآويو به صورت متقابل کرده بودند، پس از ترور اسحاق رابين، نخست وزير وقت اسرائيل که امضا کننده اين پيمان بود و با به بن بست رسيدن مذاکرات صلح، اين دفترها را بستند يا فعاليت آنها را بشدت محدود کردند. در چنين شرايطی، خورشيد احمد قصوری وزير خارجه پاکستان با سيلوان شالوم همتای اسرائيلی خود در استانبول ديدار و مذاکره کرده و خبر آن نيز به طور رسمی انتشار يافته است. هرچند پاکستان اعلام کرده که اين مذاکرات به معنای برقراری روابط ديپلماتيک با اسرائيل و به رسميت شناختن رسمی آن نيست، اما صرف ديدار رسمی خورشيد احمد قصوری با سيلوان شالوم نشانه آشکاری از تصميم تازه اسلام آباد برای آغاز تماس با دولت عبری است. واقعيت اين است که پيش از اين، گزارشهای مطبوعاتی متعددی از تماس محرمانه مقامهای پاکستان و اسرائيل يا تصميم دولت پرويز مشرف برای برقراری سطحی از رابطه ديپلماتيک با دولت عبری انتشار يافته اما دولت پاکستان احتمالاً به علت نامساعد بودن فضای خاورميانه و ادامه درگيری بين فلسطينيها و اسرائيل اقدام به تکذيب اين گزارشها کرده است.
شامی که خورشيد احمد قصوری و سيلوان شالوم در هتل 'چهارفصل' استانبول با هم خوردند نشان می دهد که گزارشهای مطبوعاتی مربوط به علاقه دولت مشرف به تماس با اسرائيل چندان بی پايه نبوده و در واقع پاکستان منتظر فرصت مناسبی بوده است تا تماس رسمی با تل آويو را آغاز کند و اين فرصت را عقب نشينی يکجانبه ارتش اسرائيل از نوار غزه در اختيار پرويز مشرف قرار داده است. احتمالاً در دنيای اسلام، فشار آمريکا عليه پاکستان را به عنوان عامل اصلی برقراری تماس ديپلماتيک اسلام آباد با تل آويو معرفی خواهند کرد. هرچند چنين فشاری از سوی آمريکا بويژه به منظور تقويت موقعيت رو به ضعف آريل شارون در درون حزب ليکود پس از عملی شدن طرح او برای عقب نشينی از نوار غزه دور از انتظار نيست اما پاکستان منافع خاص خود را نيز در اين موضوع دنبال می کند. در واقع عدم ارتباط اسرائيل با کشورهای اسلامی، سبب گسترش روابط اين کشور با دولتهای غيراسلامی بويژه در جنوب شرق آسيا شده که يکی از اين کشورها هند است. هند به دليل مناقشه با دنيای اسلام بر سر مسئله کشمير، رابطه اش را با اسرائيل بخصوص در دوران پس از جنگ سرد گسترش داده و بدين وسيله نه فقط از همکاری نظامی و تکنولوژيک با اسرائيل بهره گرفته، بلکه موقعيت خوبی نيز بين جامعه يهوديان آمريکا پيدا کرده است؛ موضوعی که به نوبه خود بر گسترش روابط هند و آمريکا بی تأثير نبوده است. پاکستان به عنوان رقيب منطقه ای هند، اين روابط را به زيان خود می داند و تصميم دارد با گشودن کانال ارتباط رسمی با اسرائيل و يهوديان آمريکا، توجه آنها را به نقش خاص خود در آشتی دادن احتمالی اسرائيل با دنيای اسلام جلب کند. مسلماً ايفای چنين نقشی از سوی پاکستان برای اسرائيل و حاميانش وسوسه انگيز است و آنها آماده اند در ازای دريافت چنين کمکی، روابطی مشابه روابط با هند با دولت مشرف نيز برقرار کنند. مشکل پاکستان در اين ميان ممکن است جهان اسلام باشد که با عادی سازی روابط با اسرائيل موافق نيست اما گويا دولت پرويز مشرف نگرانی زيادی از جانب دولتهای اسلامی ندارد و اراده لازم را بين آنها برای منزوی کردن کشورهای مرتبط با اسرائيل نمی بيند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||