http://www.bbcpersian.com

15:42 گرينويچ - پنج شنبه 24 مارس 2005

شهزاده نظروا
مدرس پيشين دانشگاه زبانهای خارجی سمرقند

تظاهراتی که هیچ گاه گزارش نشد

صبح روز 24 مارس 2003 خیابان های مرکزی شهر سمرقند پر از دانشجویان اعتراضگر به استعفای ناگهانی یوسف عبدالله يف ریس کل دانشگاه زبانهای خارجی سمرقند بود.

در شهر سمرقند که یکی از آبادترین و آرامترین شهرهای ازبکستان به شمار می رود، سر زدن این جنبش ناگهانی از دانشجویان دور از انتظار بود. این دومین تظاهرات پرجمعیتی بود که بعد از استقلالیت ازبکستان در شهر سمرقند رخ می داد. اما به دلیل واکنش فوری و تهدید های شدید ماموران دولتی و امنیت محلی این حرکت دانشجویان در هیچ یک از خبرگزاری های معتبر انعکاس نيافت؛ خبر در نطفه خفه شده بود. دو سال از آن ماجرا گذشته است، اما دلیل استعفای ناگهانی یوسف عبدالله يف نیز همچنان ناروشن و حتا پوشیده مانده است.

قلب دانشگاه ربوده شد

آن روز و روز بعد هیچ یک از دانشجویان به کلاس های درس خود برنگشتند و با شعار های "بدون عبدالله يف درس نمیخوانیم"، " رئیس مارا برگردانید"، " قلب دانشگاه ربوده شد" و شعار هايی مثل آن، که روی لباس و پشت پلاکت های دیواری با خودکار يا روژ لب دختران نوشته شده بود، به میدان مرکزی شهر که دانشگاه نیز در آن جایگیر است ریختند.

دور مجسمه امیر تيمور که رو به درهای دانشگاه استاده است، پر از جمعيت جوانان بود که تمام راه ماشینگرد را گرفته بودند و به سمت بنای شهرداری می رفتند. تمام ماموران امنیتی با کنار هم چیدن ماشین های خود راه دانشجویان را بسته بودند تا آنها نتوانند به داخل بنا راه یابند. اما دانشجویان چی دختر و چی پسر از روی ماشین ها می گذشتند و به راه خود ادامه می دادند. دروازه های آهنین نیز بسته شد و دانشجویان از روی آن می گذشتند تا خود را به داخل بنا رساندند.

جمع پریشان جوانان یکدل

این اولین بار بود که دانشجویان ازبک، تاجیک و روس زبان پهلو به پهلوی هم می رفتند و در اتفاق اعتماد بیشتر در قدرت خود داشتند.

"غضب چشم جوانان را کور کرده بود، آنها نه پروای لت و کوب پلیس و نه هراس از تفنگهای ماموران امنیتی داشتند." اين را یکی از استادان جوان دانشگاه می گويد که خود در جمع اعتراضگران همراهی داشت. وی که می خواهد نامش برده نشود ادامه می دهد: "دانشجويان فقط برگشت رئیس دانشگاه را می خواستند و مطمئن بودند که این تقاضا ولو به شکل اعتراض باشد هم جرمی نیست که به خاطر آن کس جان یا آزادی خود را از دست دهد. اما جوانان را یک یک از میدان بیرون کشیده می بردند. اين کار را کسانی با لباس معمولی که گمان می رفت ماموران امنیتی یا پلیس مخفی باشند می کردند تا تعداد جمعیت کاهش يابد."

دخالت یوسف عبدالله يف

آن روزدانشجویان پراکنده نشدند و تهدیدهای حاکم شهر و ماموران امنیتی نتوانست آنها را آرام کند. مقامات مجبور شدند رئیس دانشگاه، يوسف عبدالله يف را که راهی تاشکند شده بود از ميانه راه خود به سمرقند پس گردانند تا جوانان را آرام کند و از هجوم پليس شهر به آنها جلوگیری شود.

عبدالله يف که ناچار به شهر برگشته بود به دانشجویان گفت که او به اختيار خود از منصب رياست دست کشیده است و دیر باز به بازنشستگی می اندیشیده است. دانشجویان به این حرفهای او باور نداشتند و عبدالله يف ناچار گفت که سفرش به تاشکند نيز برای آن بوده تا استعفای خودرا پس بگیرد. دانشجویان با اين دلگرمی به حرف های رئیس دوست داشته خود پراکنده شدند. اما عبدالله يف روز بعد در دانشگاه پیدا نشد و دانشجویان دوباره از کلاسها بیرون ريختند. اما این دفعه میدان پر از پلیس و ماموران آماده به هجوم آنهارا به آسانی پراکند.

همانطور که آمد، رفت

يوسف عبدالله يف همانطور که يک دهه قبل به سمرقند آمده و نقش پيدا کرده بود از سمرقند رفت. سال 1991 تاجیکان شهر سمرقند در اعتراض به موقعيت قومی خود دست به تظاهرات زدند. آنها خواستار آن بودند که بتوانند ملیت تاجيک خود را آشکارا و بدون فشار در گذرنامه شان ثبت کنند و خواستار رسميت يافتن زبان تاجيکی به عنوان دومين زبان ازبکستان بودند.

در اين اعتراض که وسعت بسياری يافت بیشتر روشنفکران گرسنه نشینی سیاسی اعلام کردند. در آن زمان، یوسف عبدالله يف به عنوان يکی از اعضای گروهی که از مرکز به سمرقند فرستاده شد کوشيد تا همزبانان خود را آرام سازد. او که از تاجيکان مورد اعتماد دولت بود، موفق شد جمعیت تاجیکان شهر را که هفته ها به خانه هایشان نمی رفتند و در میدان مقابل شهرداری (حاکميت شهر)با شعارهای خود دست به تظاهرات می زدند، به خانه هایشان فرستد.

هیچ گروه ديگری که از مرکز برای اين امر فرستاده شده بود حتا موفق به گفت و گوی ساده با مردم نشده بود. پس ازاین واقعه تاشکند تصمیم گرفت که عبدالله يف را به سمرقند بفرستد، تا پلی بین مردم و مرکز باشد.

مديری همسو با دنيای آزاد

محبوبيت عبدلله يف احتمالا يکی از دلايلی بود که ادامه حضور او را در سمرقند برای مقامات دولتی نامطلوب می کرد. در مقابل، رفتن ناگهانی او نيز دانشجويان و مردم را تکان داده بود و نمی توانستند آن را برای خود توجيه کنند.

در تظاهرات اعتراضگران اشتراک زیاد استادان دانشگاه نیز نظررس بود. به گفته گروهی از استادان دانشگاه، بر اثر زحمت و تلاشهای یوسف عبدالله يف بود که جوانان را به کسب معلمی دلگرم کرده بود و در آن آینده ای روشنتر می دیدند. آنها تحت مديريت عبدالله يف آموخته بودند که چی گونه از موسسه های بین المللی بورس به دست آورند و چی گونه در سمينارهای خارجی شرکت کنند و در تبادل تجربه های آموزگاری با آموزگاران آمریکايی و کره ای و فرانسوی و آلمانی اقدام نمایند.

برای دانشجويان و استادان رياست عبدالله يف رياست کسی بود که معيارهای آکادميک دنيای آزاد را می شناخت و جهان آنها را می گسترد. از این لحاظ، استعفای رئیس دانشگاه برای آنها از دست دادن همه اين روابط و قراردادهای دوستانه با دانشگاههای خارجی معنی می شد و بازگشت به دنيای بسته ای که از عهد شوروی باقی مانده بود.

یوسف عبدالله يف ، که خود زاده سمرقند است و در طول 10 سال اخیر در بین مردم سمرقند آبرو و اعتبار بسیاری کسب کرده بود به دلیل آشنایی خود با موسسه های سیاسی و تعلیمی خارجی موفق شد که در مدت 4-5 سال بر عهده داشتن رياست دانشگاه زبانهای خارجی سمرقند آن را به سطح یکی از بهترین و معتبرترین دانشگاههای کشور بردارد. دانشجویان این موسسه از آنهايی بودند که از سفارت خانه های کشور های خارجی نا امید برنمی گشتند. دستخط یوسف عبدالله يف برای معرفی هر دانشجوی این دانشگاه خط سبزی بود برای تحصیل و کار در خارج.

تمام دانشجویان شورشگر توبه نامه نوشتند

"بازگشت به کلاسها سنگین و بیمعنا بود." می گوید یکی از دانشجویان فعال فاکولته انگلیسی که درمیدان تظاهرات بازداشت شده بود. او می گويد پس از آن اعتراض و بازداشت اشتياقی به ادامه تحصيل ندارد بخصوص آنکه مجبورش کرده اند تا توبه نامه يا به اصطلاح سمرقندی زبانخط بنويسد: "حالا که زبانخط نوشته ام تا دیگر هیچ گاه و در هیچ شرائطی در تظاهرات اشتراک نکنم، گویا اشتیاق و اختیار زندگیم را به ماموران سپرده باشم. هیچ دلگرمی برای درسخواندن و زندگانی در این شهر و کشور ندارم."

اما او تنها دانشجویی نبوده که زبانخط نوشته باشد. یکی از آموزگاران سمرقندی، که زبان انگلیسی درس می دهد، می گوید: "از دو روز بعد از تظاهرات گروه ماموران امنیتی به تمام کلاسها سر زدند و از تمام دانشجویان خواستند تا زبانخط از پشیمانی از بیان اعتراض خود بنويسند و اينکه از تصميم مرکز اطاعت نکرده اند و تعهد دهند که دیگر چنين رفتاری را تکرار نخواهند کرد."

بازداشت خبرنگاران و تخریب اسناد

راحله آچیلوا که خبرنگار صدای آمریکا در سمرقند است، در صحبتی با کارمندان حقوق بشر در سمرقند گفته است، به دلیل بازداشت او و نابود شدن دستگاه صدابرداریش از جانب ماموران امنیتی نتوانسته است از این رخداد مهم گزارش دهد.

همچنین صالح یحیایف، از خبرگزاری انترنیوز در سمرقند در مصاحبه ای با بی بی سی گفت که چند نفر با لباس غیر رسمی دستان او را از پشت گرفته او را در یکی از کافه های شهر تا به آخر رسیدن تظاهرات نگه داشتند، تا اورا از مصاحبه با جوانان و فيلم برداشتن بازدارند.

او با همراهی گروهی از فيلمبرداران خبرگزاری انترنیوز بوده که تا دیر شب از هم جدا در جایهای مختلف بازداشت شده بودند. به گفته او نوار فيلم های او را از وی با زور گرفته اند و اما دوربین کوچک ديجتالش را که در جیب پنهان داشته است پیدا نکرده اند. در حافظه آن دوربین بود که یگانه عکسها از این تظاهرات محفوظ ماند.

عکسهايی که یک سال بعد منتشر شدند

در صحبتی با صالح یحیايف، پرسیدم که چرا عکسها را بعد از یک سال در سایت انترنتی خود "سمرقند رپورت" نشر کردی؟ وی گفت دلایل زیاد دارد که یکی از آنها دستگیر شدن هر روزه دانشجویان و از دانشگاه اخراج شدن آنها بود که مرا از نشر آن عکسها باز می داشت.

او می گويد تنها بعد یک سال به خود اجازه دادم که به این عکسها راه باز کنم، زیرا دیگر همه دانشجویان دستگیر شده برگشته بودند و رئیس جدید دانشگاه نیز کار خودرا شروع کرده بود. ماموران نیز دیگر در تعقيب سرامدان تظاهرات بودند و عکسهای من همه متمرکز به دانشجویان عادی است.

یگانه گزارشگر اعتراض

آرتور ثمری که خبرنگار آزاد در شهر سمرقند است، یگانه نفری بود که از این اعتراض دانشجويی هفته ای بعد از آن برای انستيتوی صلح و جنگ درلندن مطلب تحلیلی فرستاد و نشر شد.

دیرتر چند مطلب تحلیلی در مطبوعات مخالفان دولت نیز به طبع رسید. اما هیج یک از خبرگزاری های معتبر جهان از این اعتراض دامندار دانشجویان با خبر نشد يا اگر شد خبری به جهانیان نداد.

يک دلیل مهم اين بی خبری آن بود که هیچ صدا، عکس، یا فيلمی از آن روز از دست ماموران جان به سلامت نبرد. نبود مدرک و گواه، صدای دانشجویان سمرقندی را به فراموشی داد.

عبدالله يف، ناصروف و کریموف

جهانگیر ممدوف، یکی از روزنامه نگاران ازبک سمرقندی که در سالهای اخیر به آمریکا پناهنده شده است و نویسنده چندين کتاب در باره وضع سیاسی و فرهنگیی ازبکستان و به خصوص سمرقند است، در سایت اينترنتی خود راجع به فعالیت سیاسی عبدالله يف اشاره هايی دارد.

وی آورده است که عبدالله يف به رئیس جمهور کریموف صادقانه خدمت کرده است. آندو از سالهای پيش از فروپاشی شوروی با هم همکار نزديک بودند. عبدالله يف مدتها نمایندگی ازبکستان را در مسکو بر عهده داشت.

اما روابط او با رئیس جمهور از طریق عزیز ناصروف حاکم يا شهردار سابق سمرقند بود و کریموف نسبت به او احترام خاصی داشته است. عزیز ناصروف از تاجیکان مورد اعتماد دولت در سمرقند بود و هم چندین نفر ديگر از تاجیکان را نیز کمک کرد تا به مقامات مختلف رسیدند. اما آقای ممدوف می افزاید که بعد از برکنارشدن عزیز ناصروف از سمت خود اعتماد مرکز نسبت به دوستان و هواداران او نیز کاهش یافته است.

به گفته ممدوف، عبدالله يف در سالهای آخر به دلیل پیدا کردن محبوبیت زیاد در بین مردم سمرقند و به دست آوردن دوستان و همفکران زیاد در خارج کشور نگرانی های کابینه رئیس جمهوری را نسبت به خود افزوده بود.

معلم و حاکم: اختلاف بر سر کار دانشجويان

یکی از دوستان نزدیک عبدالله يف که در این ماجراها کنار او بوده است می گوید که همه اش از نوروز شروع شد. از دفتر حاکم شهر سفارش آمده بود که کل دانشجویان، یک روز درس های خودرا تعطیل دهند و در آبادانی و رنگ و روب کردن کوچه و خیابان های شهر کمک کنند. اما عبدالله يف جواب رد فرستاد و گفت که دانشجویان تازه از صحراهای پنبه برگشته اند و تازه به درس متمرکز می شوند، درست نیست که آنهارا از درس دور کنیم، حتا برای یک یا نیم روز.

این جواب به حاکم شهر خوش نمی آید و نامه ای به مرکز فرستاده می شود با اين مضمون که رئیس دانشگاه به فرمان رئیس جمهوری اطاعت نمی کند و این اولین بار نیست و در موسم پنبه نیز دانشجویان این دانشگاه نمونه خوبی برای دیگر دانشجویان نبوده اند.

به گفته نزدیکانش در حال حاضر یوسف عبدالله يف با خانواده خود در کره شمالی است و در یکی از دانشگاههای آن که در زمان ریاست او با دانشگاه قرارداد های دوستی و همکاری امضا کرده و سرمایه زیاد برای مجهز کردن دانشگاه زبان های خارجی سمرقند صرف کرده است، درس می گوید.