|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
انفجار رسانه ای در عراق
با سقوط حکومت صدام حسين در عراق و اشغال اين کشور به دست ارتش های آمريکا و بريتانيا، يکی از نخستين اتفاقاتی که افتاد، توقف فعاليت رسانه های عراقی بود که همگی يا رسما و مستقيما به دستگاههای دولتی و حزب حاکم بعث تعلق داشتند يا اينکه زيرنظر عدی، فرزند صدام حسين فعاليت می کردند. در بخشهای کردنشين که از پيش از زمان سقوط صدام حسين از نوعی استقلال غير رسمی برخوردار بودند رسانه ها از پيش فعال بودند اما در مناطق عرب نشين که بخش عمده خاک عراق را تشکيل می دهند، خلا بزرگ اطلاعاتی پديد آمد. صفا الصالح، خبرنگار بخش عربی بی بی سی در بغداد می گويد که اين خلأ را روزنامه ها و نشريات تازه ای پر کردند که به يکباره از گوشه و کنار بغداد و ديگر شهرهای عراق سر بر آوردند: "در اوائلی که عراق به اشغال نيروهای آمريکايی و متحدان آن درآمده بود و به علت قطع پی در پی برق دسترسی مردم به شبکه های ماهواره ای امکانپذير نبود، مردم برای دسترسی به اخبار تنها به نشرياتی که تازه انتشار خود را آغاز کرده بودند اتکا می کردند و اين نشريات گزارشها و اخبار را در اختيار مردم قرار می دادند و شمار خوانندگان روزنامه ها بسيار زياد بود. البته به مرور زمان برخی روزنامه ها دست به انتشار گزارشهايی زدند که پايه و اساس چندانی نداشتند و صرفا برای جلب خواننده چاپ می شد و به همين دليل خيلی از نشريات شمار زيادی از خوانندگان خود را از دست دادند." حاصل ورود يکباره نشريات نورس به خيابانهای شهرهای عراق پديده ای بود که آن را انفجار رسانه ای در عراق توصيف می کنند، به دليل اينکه اين نشريات در عراق هنوز هيچ نظام و سازمانی نيافته اند، هيچ آمار دقيقی از تعداد نشريات در حال انتشار و شمارگان آنها در دست نيست اما دست اندکاران رسانه ها در عراق برآورد می کنند که هم اکنون بين يکصد تا يکصد و پنجاه نشريه در اين کشور در حال فعاليتند. عراق از اين حيث از نوعی آزادی استثنايی برخوردار شد که حتی در آزادترين کشورهای دنيا نيز بی سابقه است، چراکه هر کسی می تواند بدون آنکه نيازمند کسب اجازه از نهاد خاصی باشد دست به انتشار نشريه بزند. تا آنجا که آنهايی که به بغداد رفته اند، از مردی سخن می گويند که مقالات خود را با دست روی کاغذ می نويسد و پلی کپی می کند و در خيابان سعدون بغداد می فروشد، صفا الصالح اين جنبه از آزادی مطبوعات را اين گونه توصيف می کند:
"هيچ مرجعی برای اعطای اجازه نشر به مطبوعات وجود ندارد و صاحبان مطبوعات آزادانه و بدون کسب اجازه از هيچ نهادی اقدام به چاپ و توزيع نشريه خود می کنند، البته نيروهای ائتلاف از دارندگان ايستگاههای راديويی و تلويزيونی خواسته اند برای کسب اجازه به آنان مراجعه کنند و پيش بينی می شود اين موضوع بزودی شامل حال روزنامه ها نيز بشود." با اينکه زندگی تحت اشغال ارتش آمريکا و متحدانش به عراقيها امکان داده است آزادانه دست به انتشار نوشته های خود بزنند، اما اين به آن معنی نيست که مقامهای آمريکايی بر آنچه از طريق مطبوعات منتشر می شود نظارت نداشته باشند. خط قرمزی که آمريکاييها برای روزنامه نگاران تعيين کرده اند عدم تحريک به مردم به مقاومت مسلحانه عليه آنان است اما علی الزبيدی، روزنامه نگار عراقی، نحوه نظارت آمريکاييها بر مطبوعات عراقی را در حد اعمال سانسور ارزيابی می کند و از نارضايتی روزنامه نگاران عراقی نسبت به برخورد آمريکاييها با آنان شکايت دارد: "امکان انتقاد از حکومت آمريکاييها در عراق وجود ندارد و پل برمر، حاکم آمريکايی عراق دستور العملی صادر کرده است که بنابر آن، هر روزنامه نگار يا نويسنده ای که مردم را تحريک به کشتار و خونريزی کند بازداشت می شود در حالی که هيچ قانونی وجود ندارد که سربازان آمريکايی را برای کشتار افراد مورد بازخواست قرار دهد نيروهای آمريکايی محدوديت فراوان بر آن اعمال می کنند تا آنجايی که روزنامه نگاران از خط زرد هم نمی توانندعبور کنند چه رسد به خط قرمز." در يک مورد، روزنامه نگاری که سردبير يکی از نشريات عراقی بود می خواست وارد محلی بشود که در آن جلسه شورای حکومتی عراق برقرار بود که سربازان جلويش را گرفتند و هنگامی که با يکی از سربازان قدری به تندی صحبت کرد دستبند به دستش زدند و او را روی زمين انداختند و ساعتی او را به همين حال رها کردند." در عراقی که تا چند ماه پيش همه رسانه ها به نوعی بازگو کننده ديدگاهها و مواضع حاکميت بودند اکنون هيچ نشريه ای ارگان رسمی حاکمان کنونی به شمار نمی رود، احزاب و گروههای سياسی نشريات خود را دارند و در کنار آنها نشرياتی هستند که خود را مستقل می دانند، برخی روزنامه های بين المللی عربی در عراق نيز به چاپ می رسند و يگانهای ارتش آمريکا نيز نشرياتی به انگليسی و عربی چاپ و ميان سربازان خود و مردم به رايگان توزيع می کنند. البته بالارفتن کميت نشريات عراقی، باعث افت کيفيت آنها شده است، روزنامه نگارانی که در عراق فعاليت می کردند تا چند ماه پيش همگی کارمند دولت صدام حسين بودند و در راستای تبليغ سياستهای حکومتی قلم می زدند که حاکمان کنونی عراق، آن را خطری برای جهانيان می دانستند، از ميان آن روزنامه نگاران، تنها تعداد اندکی که دارای تخصص بالا و صاحب قلم بودند به روزنامه های کنونی دعوت به کار شدند اما بسياری از نشريات با سطح کيفی پايين و با محتوايی که در بسياری از موارد به دور از معيارهای حرفه ای روزنامه نگاری است منتشر می شوند. اما با تمام اين اوصاف، ترديدی نيست که مطبوعات عراق هم اکنون از درجه ای بی سابقه از آزادی برخوردارند که در سطحی بالاتر از بسياری از کشورهای عربی قرار دارد و کارشناسان معتقدند که در آينده خيلی از نشريات غيرحرفه ای از انتشار باز خواهند ايستاد و تنها آنهايی به بقای خود ادامه خواهند داد که معيارهای روزنامه نگاری را رعايت کنند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||