جنگ عليه حکومت صدام حسين، بيش از هر زمان در گذشته، به کمک مهمات دقيق هدايت شونده يا بمب های "هوشمند" به پيروزی رسيد.
هرچند پيشروی سريع نيروهای زمينی، نقشی تعيين کننده داشت، مسير پيشروی اين نيروها با بمباران مواضع لشکرها و مراکز فرماندهی عراق از قبل همواره شده بود.
دقت مهمات
اين جنگ بيش از هر چيز جنگ بمب های "جی دم" (Jdam يا Joint Direct Attack Munition) بود.
بمب های "جی دم" سوار بر بال های ب-52
"جی دم" يک بمب معمولی پانصد يا هزار کيلويی است که با تعبيه تجهيزاتی در انتهای آن، به بمبی "هوشمند" بدل می شود.
اين تجهيزات شامل ملخ هايی است که توسط ماهواره و سيستم های داخلی کنترل می شود و به بمب امکان مانور می دهد.
اين وسيله، بمب را به يک سلاح دقيق با ضريب خطای 12 متر يا کمتر (نسبت به هدف)، تبديل می کند.
بمب های "جی دم" به طراحان عمليات نظامی دو برتری مهم دادند:
کاهش خطر انهدام ناحيه اطراف هدف يا "خسارات جانبی."
امکان استفاده از تعداد بسيار کمتری بمب برای نابودی يک هدف.
به گفته يک فرمانده آمريکايی، در مواردی که از اهداف بمباران شده عکس برداری شد 99 درصد بمب ها به هدف خورد.
يک امتياز ديگر اين بمب ها، هزينه نسبتا پايين آنها در مقايسه با ساير سلاح هاست. اين بمب حدود 20 هزار دلار هزينه دارد.
در مقابل، هر فروند موشک کروز، يک ميليون دلار برای ارتش آمريکا هزينه دارد که عمدتا از ناوهای جنگی آن کشور در خليج فارس پرتاب می شد.
در پايان جنگ بيش از 750 عدد از اين موشک ها پرتاب شده بود.
بمب "ضدپناهگاه"
نخستين حملات عليه بغداد به وسيله دو هواپيمای اف-117 با بمب حدودا 900 کيلوگرمی "ضدپناهگاه" (Bunker Busting) انجام شد.
پرتاب موشک های کروز از ناوهای جنگی
اين نوع بمب در گذشته هرگز به کار گرفته نشده بودند و توسط ليزر، ماهواره و سيستم های داخلی هدايت می شود.
کاربرد اين بمب ها چنان که از نام آن پيداست تخريب پناهگاه های مستحکم زير زمينی است. در شب اول جنگ، ارتش آمريکا پس از دريافت اطلاعاتی داير بر محل پنهان شدن صدام، آنجا را با اين بمب ها هدف قرار داد.
نيروهای آمريکايی همچنين از بمب های خوشه ای هدايت شونده برای کوبيدن تشکيلات زرهی عراق در جنوب بغداد استفاده کردند.
به گفته ارتش آمريکا، در مجموع، 70 درصد از 18 هزار بمب و موشک به کارگرفته شده در عراق از نوع هدايت شونده دقيق بود.
به عبارت ديگر، يک سوم سلاح های جنگی آمريکا از نوع بمب های "کور" بود.
در يک مورد، يک هواپيمای بی-2 آمريکا که از پايگاه خود در ميزوری برخاسته بود تا سفر رفت و برگشت بدون وقفه 34 ساعته به عراق را طی کند، حدود 80 بمب حدودا 250 کيلوگرمی بر يک پايگاه نظامی عراق تخليه کرد.
برتری زمينی
در زمين نيز تانک های آمريکايی "ام 1 آبرامز" و تانک های بريتانيايی "چلنجر 2" نيز برتری مطلق خود را بر تانک های "تی 72" و "تی 55" عراق ثابت کردند.
تفنگداران دريايی و نيروهای زمينی نيز از پشتيبانی هليکوپترهای آپاچی و کبرا برخوردار بودند.
اما نيروهای تحت رهبری آمريکا همچنين از عنصر کليدی ديگری برخوردار بودند که عراق فاقد آن بود: "سی 4 آی اس آر".
اين عبارت مخفف "فرماندهی، کنترل، ارتباطات، کامپيوتر، اطلاعات امنيتی، نظارت و تجسس" است که شامل توانايی يک ارتش در پی بردن به رويدادهای ميدان نبرد و کمک به برنامه ريزی برای عمليات می شود.
هواپيمای تجسسی "پريدتور" عراق را زير نظر داشت
هواپيماهای نظارتی و تجسسی نيروهای ائتلافی در آسمان عراق، فعاليت بيست و چهارساعته داشتند تا به فرماندهان، تصويری از زمين ارائه دهند.
بيش از 50 ماهواره در دسترس آنها بود، که بخشی از آنها برای کنترل سلاح های هدايت شونده و بخشی برای تهيه تصاويری از زمين به کار گرفته می شد.
همچنين هواپيماهای "کنترل هوايی پيشگام" از جمله، هواپيمای "پريدتور"، ميدان نبرد و مواضع عراقی ها را بی وقفه زير نظر داشتند و ضمن شناسايی اهداف تازه، هواپيماهای جنگنده را برای بمباران آنها هدايت می کردند.
عمليات شبانه
برتری نظامی ديگر نيروهای تحت رهبری آمريکا "تسلط شبانه" آنها بر ميدان نبرد بود که به کمک تجهيزات پيشرفته برای ديد در شب، چه توسط سربازان و چه توسط تانک ها و هواپيماها عملی شد.
اين توانايی، به ويژه برای نيروهای ويژه که در سراسر عراق پياده شده بودند حياتی بود.
يکی ديگر از ابعاد اين جنگ، عمليات روانی بود که طی آن بيش از 43 ميليون اطلاعيه پيش از جنگ و در جريان آن از آسمان برای نيروهای عراق پخش شد
از جمله وظايف اين نيروها، تهيه اطلاعاتی درباره اهداف تازه و تحويل آن به هواپيماهای جنگنده بود.
يکی ديگر از ابعاد اين جنگ، عمليات روانی بود که طی آن بيش از 43 ميليون اطلاعيه پيش از جنگ و در جريان آن از آسمان برای نيروهای عراق پخش شد.
به نظر می رسيد بسياری از سربازان عراقی "پيام نيروهای اطلاعاتی" را درک کردند و به جای جنگ، سلاح هايشان را زمين گذاشتند و به خانه هايشان بازگشتند.
يکی از موفقيت های غيرمنتظره نيروهای ائتلافی، تسخير ميادين نفت جنوب عراق به شکل دست نخورده و سالم بود. انتظار می رفت دولت صدام حسين اين چاه ها را به آتش بکشد.
يک فرمانده آمريکايی گفت که در واقع بسياری از اين چاه ها با مواد منفجره سيم کشی شده بود اما حتی اگر عراق قصد انفجار آنها را می داشت نيز شکست می خورد چون فلکه خط لوله نفتی توسط آمريکايی بسته شده بود.
او گفت وقتی کارمندان صنايع نفتی عراق مورد مصاحبه قرار گرفتند گفتند: "ما اطلاعيه های شما را خوانده بوديم. ما پيام های راديويی شما را شنيده بوديم. ما می فهميم که حفظ تاسيسات نفتی برای آينده ما مهم است. به اين دليل، برای حفاظت از جان خود از دستورات رژيم اطاعت کرديم، اما اطمينان حاصل کرديم در عمل خسارتی جدی متوجه ميادين نفتی نشود."