مطلب زير بخش هايی از مصاحبه نشريه فرانسوی لاکروا La Croix با آقاخان، رهبر روحانی شيعيان اسماعيليه است.
شمار شيعيان اسماعيلی 12 تا 15 ميليون نفر در 25 کشور عمدتا در هند، پاکستان، شرق آفريقا، آسيای ميانه و همچنين در سوريه، ايران و افغانستان است.
نهادهای مذهبی آقاخان علاوه بر ياری رساندن به همکيشان خود، در همکاری با سازمان های بين المللی، درگير برنامه های توسعه در کشورهای جهان سوم است. پس از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی، او خود را به شدت وقف آسيای ميانه کرده است.
مناقشه جاری در عراق را چگونه می بينيد؟
کريم آقاخان: اين خطرناک ترين مناقشه ای است که پس از يک دوره طولانی تجربه می کنيم. کنترل پيامدهای آن بسيار دشوار خواهد بود، چون برخی نهادهای اين بخش از جهان، از جمله سياسی، مذهبی و اقتصادی را تحت تاثير قرار داده است.
عراق در خط گسل ميان دو بخش جهان عرب واقع شده است، ميان اعراب مسلمانان و اعراب غيرمسلمان؛ ميان اهل شيعه و اهل سنی؛ ميان وهابيون و شيعيان.
عراق کشوری با مردم تحصيل کرده و دارای سنت های عظيم است. اما نحوه تفکر آن از افغانستان کثرت گراتر نيست. دمکراسی، اگر در عراق برقرار شود، بايد به مشروعيت کثرت گرايی منجر شود. دستيابی به اين هدف آسان نيست.
آقاخان
مناقشه حاضر يک سلسله پرسش های اساسی پيش آورده که رسيدگی به آنها نيازمند تدبير است. اين جنگ توازن مذهبی منطقه را تحت تاثير قرار داده است. در عراق، شيعيان در اکثريت هستند درحالی که يک دولت سنی حاکم است. سوريه برعکس است.
با توجه به اين بستر، بايد پرسيد آرزوی ما برای عراق پس از صدام حسين چيست. آيا سازمان ملل نقش محوری در بازسازی عراق را خواهد پذيرفت؟ آيا به سوی استعمار موقتی عراق توسط انگليسی ها و آمريکايی ها پيش می رويم؟ آيا انتخابات در عراق باعث به قدرت رسيدن شيعيان خواهد شد؟ آيا اين اکثريت شيعه با ايران يا يمن متحد خواهد شد؟ آيا درک متقابل بيشتری ميان شيعيان عرب و شيعيان غيرعرب يا ميان شيعيان عرب و سنی های عرب پديد خواهد آمد؟ اينها پرسش های اساسی است.
از لحاظ نظامی و اقتصادی، محور ايران-عراق بسيار قدرتمند خواهد بود. آيا اعراب اهل تسنن و شرکای آنها به اين واقعيت چه واکنشی نشان خواهند داد؟ در برابر اين پرسش ها، گفته می شود که مردم عراق سرنوشت خود را تعيين خواهند کرد. اما وضعيت پس از طالبان در افغانستان نمايانگر دشواری های اتحاد کشور، تغيير حکومت و يافتن رهبرانی برای هدايت تحولات است.
بسياری از طرفين اين درگيری از خدا نام می برند. احساس شما چيست؟
من به نبرد ميان جهان اسلامی و جهان مسيحی اعتقادی ندارم. در هر جنگی، وقتی کسی جان مردان و زنان را به مخاطره می اندازد، مشکل اخلاقی وجود دارد: سرنوشت اين مردان و زنان. اما من در بوش يا بلر دشمنی مسيحيت با اسلام را حس نمی کنم. شايد تمايل به اين گفته حرف داشته باشد که: "ما اين جنگ را به نام ارزش های اخلاقی دين و مذهب خود راه می اندازيم." تجربه 11 سپتامبر عميقا برای آمريکا تکان دهنده بود.
من به نبرد ميان جهان اسلامی و جهان مسيحی اعتقادی ندارم. در هر جنگی، وقتی کسی جان مردان و زنان را به مخاطره می اندازد، مشکل اخلاقی وجود دارد: سرنوشت اين مردان و زنان. اما من در بوش يا بلر دشمنی مسيحيت با اسلام را حس نمی کنم.
آقاخان
من تونی بلر را خيلی خوب می شناسم. به نظر من فلسفه شخصی او عليه جهان اسلامی موضع گيری نشده است. از سوی ديگر، در اروپا يا آمريکا اين تمايل شديد هست که واژه های عمومی "عرب" يا "مسلمان" برای شمار زيادی از کشورها يا اوضاع به کار برده شود.
ما به پيچيدگی اين بخش از جهان که اطلاعات چنان ضعيفی از آن داريم توجه کافی نشان نمی دهيم. پيش از انقلاب ايران، غرب با کلمه "شيعه" آشنا نبود. همچنين تنها پس از جنگ افغانستان بود که کلمه "وهابی" در غرب شناخته شد. غرب اکنون در جريان اين بحران در حال درک پيچيدگی های جهان اسلامی است. من آرزو داشتم اين ادراک به طرق ديگری حاصل می شد.
آيا پس از جنگ، امکان ايجاد دمکراسی در عراق يا در کل در جهان عرب وجود خواهد داشت؟
دمکراسی در عراق سابقه طولانی ندارد. ايجاد يک نظام معتبر وقت می خواهد و سازمان دادن آن خيلی سخت است. افغانستان اين مساله را ثابت می کند. به علاوه، ما بايد برای پذيرش حکم دمکراسی آماده باشيم. اين دمکراسی بايد در طول زمان و در شرايط پايدار اعمال شود.
غرب اکنون در جريان اين بحران در حال درک پيچيدگی های جهان اسلامی است. من آرزو داشتم اين ادراک به طرق ديگری حاصل می شد.
آقاخان
در بسياری از کشورها، تجربه دمکراسی شکست خورده است. اگر بخواهيد در جهان سوم فرآيند دمکراسی را آغاز کنيد، واجب است نه تنها در مورد روند آن، بلکه همچنين بر تاثير آن و نتايج آن تامل کنيد.
عراق کشوری با مردم تحصيل کرده و دارای سنت های عظيم است. اما نحوه تفکر آن از افغانستان کثرت گراتر نيست. دمکراسی، اگر در عراق برقرار شود، بايد به مشروعيت کثرت گرايی منجر شود. دستيابی به اين هدف آسان نيست. هدف نهايی داشتن يک دمکراسی موفق است و برای اين کار ضروری است نخبگان لايق در دولت حضور يابند.
آيا مفهوم دمکراسی در همه جا يکسان است؟
مدل دمکراسی بايد با معيار هر کشور تنظيم شود. اگر کسی يک حکومت تک حزبی را تغيير می دهد، مثل مورد عراق، من طرفدار آنم. اما در آن صورت ضرورت دارد يک نظام سياسی که بر واقعيت های سياسی، مذهبی، قومی و زبانی کشور قابل انطباق است ايجاد شود. برای من مساله اساسی، مديريت اين کثرت گرايی است. اين يک موضوع بنيادی در جهان سوم است.
جامعه بين المللی تا کجا بايد اين فرآيند دمکراتيک را مورد حمايت قرار دهد؟
بازسازی اقتصادی نيازمند حمايت طولانی است تا ايجاد يک نظام مالی تازه، آزادسازی اقتصادی، و مديريت بهتر دارايی های عمومی عملی شود. عراقی ها به لطف نفت از ابتدای کار از فرصت داشتن يک اقتصاد سالم برخوردار خواهند بود. در سطوح سياسی، تصميم در مورد پالايش فرآيند دمکراتيک برای تطابق با کشور به عهده عراقی هاست. اين همان فرآيندی است که امروز در افغانستان دنبال می شود. اين همان چيزی است که ايرانی ها هم اکنون در جستجوی آن هستند.
ما در جهان اسلامی وارث يک گزينه تحميلی هستيم: انتخاب ميان مدل اتحاد جماهير شوروی يا مدل نظام سياسی غرب. راه ميانه هم به نتيجه نرسيد. امروز ما در جستجوی راه تازه ای هستيم. اين فرآيند با بی ثباتی همراه است.
آقاخان
ما در جهان اسلامی چه عرب و چه غيرعرب، در سطوح سياسی وارث يک گزينه تحميلی هستيم: انتخاب ميان نظام اتحاد جماهير شوروی يا نظام غربی. راه ميانه، يعنی راه غيرمتعهدها با موفقيت همراه نبود. ما دوره مرکزگرايی، با حاکميت تک حزبی را پشت سر گذاشتيم. امروز ما در جستجوی راه تازه ای هستيم. اين فرآيند با بی ثباتی همراه است، چون تازگی دارد. برای مثال رهبران کشورهای آسيای ميانه نظام شوروی را کنار گذاشته اند و در حال کشف و بازآموزی هستند.
شما با توجه به موقعيت خود به عنوان رهبر اسماعيليان چه تجربه ای به ارمغان می آوريد؟
شيعه اسماعيلی يک امام زنده دارد که در جهان زندگی می کند، و پيوندهای زيادی دارد. من تغييرات (جهان) را نظارت می کنم و تا حد امکان نحوه ساخت نهادهايی که نيازهای اسماعيليان را برآورده می کند پيش بينی می کنم.
ما در جامعه اسماعيليه يک گروه قومی، يک زبان يگانه، يا يک تاريخ مذهبی منفرد نداريم. من به اين کثرت گرايی سابقه دار توجه می کنم. من عملکرد خود را با توجه به بستر زمانه تنظيم می کنم. من خروج از دوران استعمار، پايان جنگ سرد، ايجاد بنگلادش و انقلاب ايران را تجربه کرده ام. مواجهه با اين وضعيت ها، مستلزم تامل، پيش بينی آينده، و واکنش نشان دادن به ضروريات بود....
درباره موضع سرسختانه پاپ عليه جنگ در عراق چه نظری داريد؟
اظهار نظر درباره اين مسائل نيازمند ظرافت است. شخصا، من با انديشه مناقشه ذاتی ميان جهان مسيحی و جهان اسلامی مخالفم. اين نظريه سفسطه آميز است.... عناصر وحدتبخش سه دين توحيدی جهان، اسلام، يهوديت و مسيحيت که هرسه ريشه های ابراهيمی دارد، بيش از عناصر تفرقه انگيز آنهاست.
مهم اين است که تعيين شود اين مذاهب يگانه پرست چگونه می توانند بر آنچه مايه اتحاد آنهاست تکيه کنند و اجازه ندهند شرايط زندگی روزمره آنها را از هم جدا کند. من به جيم ولفنسون رئيس بانک جهانی که لزوم اين گفتگوی اديان را درک کرده احترام می گذارم. او خواهان گفتگويی است که فقط به مباحث الهياتی محدود نمی شود بلکه به حوزه هايی می پردازد که برای مردم در جوامعی که بانک در آن مسئوليت هايی دارد نيز فوايدی به همراه دارد. ما خود با کليسای کاتوليک در کشورهای متعدد همکاری داريم.