به زير کشيدن مجسمه صدام حسين، سوزاندن عکس هايش و حتی معرفی يک واحد پولی جديد که عکس او را به همراه ندارد اقدامات نمادين مهمی به حساب می آيد.
اما زدودن ميراث صدام حسين از عراق کار آسانی نخواهد بود.
در منطقه ای که حکومت های استبدادی در آن به راحتی رشد و نمو می کنند، تسلط صدام حسين بر عراق سنگين تر و بی رحمانه تر از اکثر آنها بوده است. استيلای صدام و حزب بعث، بر همه سطوح جامعه عراق غالب بود.
قدرت رئيس جمهور و تشکيلات حاکم بيش از هر چيز به وسيله شبکه بی رحمی از خبرچين های آژانس های مختلف اطلاعاتی حفظ می شد.
تاثير اين نظام سهمگين بر عراق، حذف هرگونه فعاليت سياسی بود.
مردم عراق نه تنها در نظام سياسی کشور از هرگونه حقوقی محروم بودند بلکه از آن هراس داشتند.
زوال حکومت 24 ساله صدام در هفته جاری با حوادث چشمگير همراه بود
انقلاب فرهنگی
با توجه به ادعاها و خواست های ضد و نقيض گروه های قومی و مذهبی نواحی مختلف عراق، ايجاد يک نظام تازه سياسی، فرآيندی آهسته و دشوار خواهد بود.
همچنين جلب اعتماد مردم در حدی که بتوان آنها را به مشارکت در فرآيند سياسی کشور تشويق کرد آسان نخواهد بود.
چالش بعدی، قانع کردن مردم عراق نسبت به اين امر است که معيار انتصاب افراد در سمت های خدمات عمومی و اداره دولت های محلی، صلاحيت آنها و نه روابط آنها با حزب حاکم است.
همچنين زمانی که برنامه های تلويزيونی و انتشار روزنامه ها از سرگرفته شود بدون آنکه عکس ها و تصاوير صدام در آنها به چشم بخورد، برای مردم تکان دهنده خواهد بود.
عراق از هر نظر نيازمند يک انقلاب فرهنگی است.
ترميم نظام آموزشی
ريشه کن کردن ميراث صدام و آماده کردن نسل های آينده برای زندگی در يک جامعه دمکراتيک، بيش از هر بخش ديگری به تلاش برای بازسازی نظام آموزشی محتاج است.
متون کتاب های درسی از جمله بخش های مهم کتب تاريخ و جغرافيای سياسی، نيازمند بازنويسی است.
همچنين برنامه های تربيت آموزگاران که در دوره حکومت صدام به نظام امنيتی متصل بود بايد متحول شود.
گروه های مخالف عراقی خواهان تشکيل يک هيات ويژه از سوی دولت انتقالی در بغداد شده اند تا رسيدگی به اين مسائل را در اولويت قرار دهد.
مشکل ديگری که بخش آموزش و ساير بخش های جامعه عراق با آن روبرو هستند، تاثير تحريم های سازمان ملل است.
گزارشی از سوی يک گروه کاری از تبعيدی های عراقی به اين نتيجه رسيد که از زمان جنگ خليج فارس در سال 1991 به بعد، "يک نسل کامل از کودکان عراقی، به ويژه در استان های جنوبی، عمدتا يا کاملا از آموزش محروم بوده اند."
مدارس و دانشگاه ها، خدمات اجتماعی، ترابری و ارتباطات، از منابع مالی لازم محروم شده اند و در وضعيت بدی به سر می برند.
تاسيسات زيربنايی عراق در اثر دو جنگ قبلی و حتی پيش از جنگ اخير نيز در آستانه فروپاشی بود. اين تاسيسات در نتيجه رکود اقتصادی ناشی از تحريم ها به وخامت گراييده بود و فرسوده شده بود.
جمعيت وابسته به سازمان ملل
برنامه نفت در برابر غذا توسط سازمان ملل اداره می شد و به عراق اجازه می داد تحت مقررات معينی ضمن صادرات نفت به وارد کردن مواد غذايی و دارو بپردازد.
به مرور زمان، بر جمعيتی که برای بقای خود به جيره بندی غذايی سازمان ملل وابسته بودند افزوده شد. اکنون تغذيه ميليون ها نفر از مردم مسکين عراق چالش مهمی خواهد بود.
در طول سال های تحريم، درآمد ناچيز عراق عمدتا صرف سازمان هايی می شد که صدام برای بقای خود به آنها نياز داشت. گارد رياست جمهوری و نيروهای اطلاعاتی و امنيتی و همچنين کاخ های پرزرق و برق و ساير ولخرجی ها اين منابع را می بلعيدند.
هر نشانه ای دال بر اين که دولت آينده عراق نيز مانند حکومت صدام فاسد است و به وابستگان خود امتياز می دهد، اعتماد مردم به آينده دمکراتيک، آينده ای که حق مردم در آن لگدمال نمی شود، را تضعيف خواهد کرد.
درآمد صدام حاصل از نفت بود. اما تسلط او بر کشور چنان بود که حتی مقام های ارشد نفتی و بانک مرکزی نيز اطلاع دقيقی از ميزان درآمد نفت يا چگونگی صرف آن نداشتند.
به غير از ميلياردها دلاری که برای تعمير و نوسازی تاسيسات نفتی عراق مورد نياز است، يک چالش جدی، ايجاد يک ساختار نو برای بخش هايی است که امکان شفافيت در همه سطوح را فراهم می کنند.
يک خبر خوب اينکه صنايع نفتی عراق طی چند دهه گذشته در سطوح مديريتی توسط افراد حرفه ای که به حزب بعث آلوده نشده اند اداره شده است.
با اين حال هرچند ممکن است حزب بعث ناپديد شده باشد، اما نفوذ آن تا مدت ها در خاطره ها خواهد ماند.
همين موضوع در مورد ميراث سنگين صدام نيز صادق است. به زيرکشيدن عکس های او از گوشه هر خيابان تنها نخستين گام در اين راه خواهد بود.