اگر جنگ عليه عراق آغاز شود بزرگترين پوشش خبری تاريخ را به نام خود ثبت خواهد کرد
نيک هايم، خبرنگار بی بی سی در امور رسانه ها
آيا اين روزها کسی هست که آرتور کنت را به ياد بياورد؟ کنت خبرنگار جذاب يکی از شبکه های تلويزيونی آمريکا در عربستان سعودی بود که در جريان جنگ خليج فارس در سال 1991 دل بينندگان زن در آمريکا را به لرزه درمی آورد.
او جنگ را از فراز بام هتلی در ميان آنتنهای بشقابی ماهواره ای و نورافکنهای تلويزيونی، با به جان خريدن خطر دائمی موشکهای اسکاد عراقی دنبال می کرد و به همين دليل "اسکاد کش" لقب گرفته بود.
کنت از آن جهت به شهرت رسيد که جنگ خليج فارس در سال 1991 نخستين جنگی بود که در دوران شبکه های خبری 24 ساعته رخ داد.
گزارشگرانی که با هزينه های گزاف به سراسر خاور ميانه اعزام شده بودند، حتی زمانی که چيزی برای گفتن نبود و حتی زمانی که خبر تازه ای نداشتند، با قيافه ای قاطعانه يا وحشتزده جلوی دوربين می رفتند.
آرتور کنت در جنگ خليج فارس دل بينندگان زن را به لرزه در می آورد
گاه به گاه، مثلاً وقتی گزارشگران سی ان ان در بيت المقدس در جريان حمله ای که گمان شيميايی بودن آن می رفت با ماسکهای ضدگاز روی صفحه تلويزيون ظاهر شدند، پوشش خبری جنگ چهره نمايش مسخره ای به خود می گرفت.
در نخستين مراحل جنگ که حمله منحصراً به کمک بمب افکنها و موشکهای هدايت شونده از هوا جريان داشت، ستاد نيروهای ائتلافی تصاويری از "بمبهای هوشمند" که به سوی اهداف نظامی شليک شده بود پخش می کرد.
اين تصاوير تداعيگر بازيهای رايانه ای بود.
هيچ کس از تأثير حملات هوايی بر عراق خبر نداشت زيرا کليه خبرنگاران غربی، آن کشور را ترک کرده و تنها تيم سه نفره ای از سی ان ان و گزارشگر روزنامه اسپانيايی ال موندو در آن کشور باقی مانده بودند.
البته کمتر کسی خبرنگار ال موندو را می شناخت، چون پيتر آرنت خبرنگار سی ان ان به او اجازه نمی داد از تلفن همراهش استفاده کند.
پاداش آرنت خبرنگار سی ان ان هم چيزی جز بدنامی نبود.
برخی او را به دليل ماندن در پايتخت "دشمن" به نداشتن حس وطن پرستی متهم کردند، بويژه وقتی گزارش داد که کارخانه ای که نيروهای ائتلافی بمباران کرده اند نه محل توليد سلاحهای شيميايی، بلکه در واقع کارخانه توليد شير خشک بچه بوده است.
جنگ خليج فارس بيش از هر جنگ ديگری در تاريخ تحت پوشش خبری قرار گرفت.
در زمان جنگ خليج فارس تنها تيم سه نفره ای از سی ان ان و روزنامه اسپانيايی ال موندو در عراق باقی ماندند
با اين حال در پايان جنگ مشخص بود که رسانه ها از جنبه های بسيار مهمی در انجام وظيفه ناکام مانده اند.
ابعاد گسترده خسارات وارده به ارتش عراق غالباً گزارش نشده باقی ماند.
عکسهای زيادی از تانکها و توپخانه های درحال آتش وجود داشت، اما دست و پنجه نرم کردن با مرگ که نتيجه اين آتشباريها در آن سوی جبهه بود، پوشش داده نمی شد.
به استثنای حادثه عماريه که به مرگ سيصد غيرنظامی عراقی منجر شد، جنگ عمدتاً کم تلفات جلوه داده شد و برای افکار عمومی ناراحت کننده نبود.
در حادثه عماريه، نيروهای ائتلافی نقطه ای را که تصور می کردند انبار مهمات است هدف قرار دادند اما بعداً معلوم شد اين محل پناهگاه غيرنظاميان بوده است.
با اين حال زمانی که شاهد ويرانی کاروانی از اشغالگران عراقی بوديم که از کويت به سوی شمال و بصره می گريختند، برداشت ساده ما از جنگ تغيير کرد.
در زمينه پوشش خبری سربازهايی که خود را برای جنگ با عراقيها آماده می کردند هيچ کم و کسری وجود نداشت و هدف اين گزارشها روحيه بخشيدن به مردم کشورهای ائتلاف بين المللی بود.
اما در پايان جنگ از ناآگاهی ما نسبت به آنچه عامه عراقيها پيش خود می انديشند کاسته نشد و اين ناآگاهی امروز هم ادامه دارد.
واقعيت يا دروغ
احتمال دارد عراق از خبرنگاران به عنوان سپر انسانی استفاده کند
در آن جنگ نيز مثل هميشه گزارشگران و دبيران خبری با اين مشکل روبرو بودند که کدام خبر حقيقی و کدام خبر غيرواقعی، کدام راست است و کدام دروغ، کدام تبليغاتی است و کدام اطلاعات صادقانه.
تا کجا بايد گزارشهای رسمی منابع وابسته به دولتهای عراق، آمريکا يا بريتانيا را باور می کردند؟ و درحالی که هموطنان آنها جان خود را در نبرد به خطر انداخته بودند، کنجکاوی خبرنگاری تا چه حد قابل توجيه بود؟
اگر جنگ تازه ای روی دهد، رسانه ها بايد با چالشهای تازه ای رودررو شوند که از جمله آنها، خطر گسترده تر حملات شيميايی و ميکروبی در مقايسه با سال 1991 است.
ارتش بويژه اينگونه تهديدها را جدی گرفته و برای خبرنگاران جنگی دوره هايی تدارک ديده است.
دبيران خبری همچنين با اين پرسش آزاردهنده روبرو هستند که امنيت جانی خبرنگارانی که در عراق می دانند در چه حد است.
عراق ممکن است از خبرنگاران غربی به عنوان سپر انسانی استفاده کند، اما خروج از بغداد تهيه گزارش درباره تأثير بمباران يا تأييد ادعاهای طرفين درگيری را غيرممکن خواهد کرد.
به علاوه، موضوع خبرنگاران کشورهايی مطرح است که به نيروهای ائتلافی وابستگی ندارند.
زمانی که مقاومت ارتش عراق درهم شکسته شد، اين خبرنگاران مترصد ارائه گزارشهای گويا از وقايع پس از جنگ خواهند بود.
در خط آتشبار
گاه اشاره می شود که هرکس از تلفن ماهواره ای يا آنتن بشقابی استفاده کند که ارتشهای ائتلافی ثبت نکرده اند، ممکن است هدف قرار گيرد.
گفته می شود هواپيماهای ائتلافی نمی توانند امواج اين نوع تجهيزات را از امواج رادارهای ضدهوايی تشخيص دهند.
پديده ديگری که در دوران جنگ گذشته وجود نداشت، ظهور تلفن تصويری است که امکان ارسال تصوير از خط مقدم جبهه را بدون نياز به آنتن بشقابی فراهم می کند، البته کيفيت تصويری اين تلفنها پايين است.
اما آيا دبيران خبری از اين فرصت برای پخش تصاوير زنده از صحنه های واقعی نبرد بر صفحه تلويزيون استفاده خواهند کرد؟
در اين مورد ترديد دارم، زيرا مخابره تصاوير زنده و دست نخورده که افراد را درحال مرگ يا جراحات وحشتناک نشان می دهد کاری خطرناک است.
اگر جنگ آغاز شود، يک چيز قطعی است: اين جنگ بزرگترين پوشش خبری در تاريخ جنگهای جهان را به خود اختصاص خواهد داد.