ازبکستان از زمان تاسيس خود در 1924 ميلادی سياست ملی گرای خاصی را دنبال کرده است که در طول دوره شوروی يا ناديده گرفته می شد و يا مورد حمايت قرار داشت.
بر اساس اين سياست هويت تاجيکان اين کشور دست کم به صورت ظاهری بايد تغيير می يافت. آنها تشويق می شدند که به زبان ازبکی حرف بزنند و در شناسنامه ها و گذرنامه های خود ازبک معرفی می شدند.
شهروندان تاجيک ازبکستان البته می توانستند خود را تاجيک معرفی کنند و در مدارس تاجيکی هم درس بخوانند اما اين موضوع چندان خوشايند مقامات رسمی نبود و بهرحال سياست ازبکی کردن مردم تاجيک ادامه می يافت.
با باز شدن فضای سياسی در اوان استقلال جمهوری های سابق شوروی اولين درخواست تاجيکان کنار گذاشته شدن اين هويت تحميلی بود چنان که اعتراض دانشجويان تاجيک به اين هويت سازی دولتی نا آرامی گسترده ای در 1991 ايجاد کرد.
اما ده سال پس از استقلال، مسائل تازه ای برای تاجيکان ازبکستان به وجود آمده که آن هويت سازی اسنادی، حال به يک مسئله جزئی تبديل شده است.
کتاب شعری به تاجيکی آماده چاپ با مهری که مفهوم آن چنين است: اجازه انتشار ندارد
تاجيکان اين کشور اکنون بشدت از ناحيه کتاب درسی و فضای آموزشی، رواج فرهنگ تاجيکی، داشتن نشريات به زبان خود و برخورداری از روابط آزاد با کشور همزبان، تاجيکستان، و فضای علمی و فرهنگی آن در تنگنا هستند. آنها حتی از داشتن راديوی محلی به زبان تاجيکی محروم اند.
از نظر ارتقای اجتماعی و يا اشتغال در مشاغل حساس نيز آنها با محدوديت روبرويند مگر آن که خود را ازبک معرفی کنند.
در غياب رسانه های ديگر، مدرسه و روزنامه از مهمترين منابع آگاهی تاجيکان از فرهنگ قومی خود به شمار می رود اما کاسته شدن سال به سال از شمار مدارس تاجيکی و شمارگان تنها روزنامه سراسری آنها، يعنی آواز تاجيک، نشان می دهد که تاجيکان تا چه اندازه با زوال نهادهای آگاهی دهنده روبرويند.
روزنامه آواز تاجيک اکنون فقط در 4000 نسخه منتشر می شود حال آنکه جمعيت تاجيکان بر اساس آمار رسمی حدود يک ميليون نفر است.
درس خواندن در مدارس تاجيکی نيز حتی اگر دانش آموزان همه مشکلات را تاب آورند آينده ای ندارد چرا که برای ورود به دانشگاه ها تسلط بر زبان و ادب ازبکی خواسته می شود و دانش آموزان تاجيک از ورود به رشته های فنی و پزشکی و يا حقوق محروم می مانند.
اما حتی همين مدارس همه جا در دسترس نيست و شمار روزافزونی از تاجيکان با توجه به شرايط اجتماعی ترجيح می دهند فرزندان خود را به مدارس ازبکی بفرستند.
مشکلات آموزشی تاجيکان با اقدام دولت در نابودی کتاب های درسی دوره شوروی پيچيده تر هم شده است. دولت با اتخاذ اين سياست که کتاب های درسی چاپ شده تا 1995 بايد از دور خارج شود زمينه را برای نابودی کتب های درسی تاجيکی که حتی به صورت کتابسوزان انجام شد آماده کرد. بسياری از متون کلاسيک ادبی نيز در اين ميان از کتابخانه ها جمع آوری و نابود شد.
در حالی که نياز مدارس تاجيکی حدود 100 عنوان کتاب است تا کنون تنها حدود نيمی از آنها تامين و جايگزين کتاب های از رده خارج شده است و با روند کنونی ممکن است تکميل دوره کتاب ها بيشتر از عمر تحصيل يک نسل طول بکشد.
وضعيت کنونی چشم انداز روشنی از آينده تاجيکان در ازبکستان ترسيم نمی کند. آنها توانسته اند در طول هفتاد سال حکومت شوروی زبان خود را حفظ کنند و از اين پس نيز احتمالا قادر به حفظ آن خواهند بود ولی تنگ ماندن شرايط اجتماعی هم زبان آنها را به حد محاورات معمولی فرو خواهد کاست و رابطه آنها را با گذشته تاريخی و فرهنگی مکتوب خواهد گسست و هم ايشان را به شهروندان درجه دوم ازبکستان تبديل خواهد کرد که از سطوح پايين هرم اجتماعی قادر به برآمدن نخواهند بود.
به نظر آگاهان، تنها اقدام سازمان های بين المللی و بويژه سازمانهای دفاع از حقوق بشر ممکن است از پيش آمدن يک فاجعه اجتماعی و فرهنگی و در واقع زوال تدريجی قوم تاجيک در ازبکستان جلوگيری کند.