پس از گذشت ساليان از عمر جمهوری اسلامی حالا ديگر گفتگو از شکنجه منحصر به زندانيان جمهوری اسلامی و منتقدان نظام نيست.
در دی ماه سال گذشته درپی انتشار فيلم بازجويی از متهمان پرونده قتل های زنجيره ای وزير اطلاعات و رئيس سازمان قضايی و چند مقام ديگر اعتراف کردند که در بازجويی از اين متهمان شکنجه به کار رفته است. متهمانی که زمانی بخشی از نظام جمهوری اسلامی بودند.
يکی ديگر از زندانيانی که زمانی برای جمهوری اسلامی "خودی" محسوب می شد، امير فرشاد ابراهيمی است که به دليل گقتگو از روابط بعضی از شخصيت های نظام با گروه انصار حزب الله زندانی شد.
بسياری ازشکنجه هايی که در دهه 1360 بر مخالفان سر سخت جمهوری اسلامی اعمال شد در سال های اخيردر مورد دانشجويان دربند در پی حوادث تير ماه 1378 به کار رفت.
او می گويد علاوه برکتک های معمول، شکنجه هايی چون آويزان کردن و شلاق زدن بر پشت در مورد وی اعمال شده است و در طول مدت بازجويی و شکنجه از خود می پرسيد که "اگر در مورد من که در داخل نظام بوده ام اين شکنجه ها اعمال می شود، بر سر آنها که مخالف نظام بوده اند چه آورده اند".
منيره برادران يکی از اين مخالفان که از مهرماه سال 1360 تا مهر سال 1369 در زندان بود می گويد: "بازجويان در پی بی اثر بودن شلاق و آويزان کردن و کتک های معمول، به من دستبند قپانی زدند به اين صورت که يک دستم را ازروی شانه به سمت پايين و دست ديگر را از پشت به سمت بالا فشار می دادند تا مچ دو دستم به هم برسند وسپس آنها را با دستبند قپانی به هم می بستند و ساعت ها در اين حالت نگه می داشتند."
بسياری ازشکنجه هايی که در دهه 1360 بر مخالفان سر سخت جمهوری اسلامی اعمال شد در سال های اخيردر مورد دانشجويان دربند در پی حوادث تير ماه 1378 به کار رفت.
يکی از اين دانشجويان مهران مير عبدالباقی است که اخيرا از ايران خارج شد. او می گويد بازجويان در فشار بر بعضی از دانشجويان از هيچ اقدامی، از جمله استعمال بطری به زندانی، فرو گذار نکردند.
اين در حالی است که به گفته منيره برادران در اين زندان ها بر اين شيوه ها نمی توان نام شکنجه گذاشت. او می گويد در هنگام انتقال به زندان از يک زندانی پرسيد آيا شکنجه هم می کنند و آن زندانی که تواب شده بود با تحکم گفت "اينجا شکنجه نمی کنند، تعزير می کنند".
سيامک پورزند گفت که اعترافاتش با "محبت" اخذ شده است
البته آنچه منيره برادران نقل می کند مربوط به سال 1361 است ولی به نظر می رسد در حال حاضر هم، به رغم اختلاف های جدی، در بخش وسيعی از نظام جمهوری اسلامی، در مورد تعريف شلاق به عنوان تعزير و نه شکنجه، اتفاق نظر وجود دارد.
تعريف شکنجه بر اساس ميثاق جهانی* منع شکنجه چيست؟ در ميثاق جهانی عليه شکنجه و اذيت و آزار و رفتار تحقيرآميز آمده: "واژه شکنجه به هر نوع عمل عمدی اطلاق می شود که مامور حکومت يا کسی که به نوعی وابسته به حکومت باشد نسبت به شخصی ديگربه کار ببرد و توليد درد يا رنج شديد جسمی و روحی کند، اعم از اينکه برای اخذ اطلاعات باشد يا به عنوان مجازات."
به دليل همين تعريف گسترده از شکنجه است که ايران به اين ميثاق مهم جهانی نمی پيوندد.
در اين تعريف فراگير از شکنجه، علاوه بر آنچه که در نظام اسلامی تعزير و حد ناميده می شود، فشار های روانی، از زندان انفرادی و جدا کردن کامل زندانی از دنيای موجود تا تهديد به آزار بستگان، نيز می گنجد. فشارهايی که بنا به روايت زندانيان از آغاز استقرار جمهوری اسلامی تاکنون در زندان ها رايج بوده است .
شهرنوش پارسی پور، نويسنده، که پنج سال در دهه 1360 زندانی بود، می گويد: "در زندان های جمهوری اسلامی تلاش زيادی می شود که تمامی زندانيان به آن هيات روحی روانی در آيند که بازجويان می خواهند"، واين همان روندی است که تواب سازی نام گرفته است.
منظور ديگر از اين فشارهای روانی فراهم کردن زمينه برای آن چيزی است که هدف بازجويان در مورد متهمان شناخته شده است يعنی اعتراف در مصاحبه های تلويزيونی به ارتکاب جرائمی که بازجويان به زندانی نسبت می دهند، مصاحبه هايی که در آنها متهم تاکيد می کند که در شرايط کاملا آزاد اقدام به اعتراف کرده است.
سيامک پورزند، روزنامه نگار، که درمصاحبه تلويزيونی اخيرش اتهامات وارده را پذيرفت گفت اعترافاتش با رضايت کامل او و با "محبت" اخذ شده است اما به گفته احمد زيد آبادی، روزنامه نگار، به رغم آنچه در ظاهر و بر صفحه تلويزيون مشاهده می شود، در پشت اين مصاحبه ها لحظاتی نهفته است که در آن فشارهای روانی، زندانی را به هر آنچه که بازجويان می خواهند سوق می دهد.
اعتراف در اين شرايط از نظر موازين حقوق بشر تا چه حد ارزش دارد؟ عبدالکريم لاهيجی، نايب رئيس فدراسيون های جهانی حقوق بشر می گويد از آنجا که بر اساس ميثاق جهانی منع شکنجه، هر گونه آزار جسمی و روحی محکوم شده است هر گونه نتيجه ايی که از آزار و اذيت زندانی عايد شود نيز از درجه اعتبار ساقط است.
طرح مجلس ايران در تعريف مصاديق شکنجه می توانست در کاستن از کاربرد برخی از انواع شکنجه موثر واقع شود اما رد اين طرح توسط شورای نگهبان اين اميد را بر باد داد.
عبدالکريم لاهيجی
البته همانطور که گفته شد فشارهای روانی هميشه به قصد گرفتن اعتراف نيست. به عقيده شهلا شفيق، محقق اجتماعی که در مورد شکنجه در جمهوری اسلامی کتاب منتشر کرده، بخشی از مشکل اينجاست که در نظام های مذهبی جرم که يک عارضه مدنی است با مفهوم گناه در می آميزد. و اين بدان معناست که به زندانی هر گونه فشار وارد می آيد تا گناه را ازخود بزدايد و توبه کند.
او می گويد: "توبه عملی است که از سوی زندانی در يک روند مداوم هر روز بايد از نو اثبات شود". به اين ترتيب، به اعتقاد شهلا شفيق، زندانی را وارد يک مدار بسيار مخرب ساديستی می کنند که در بسياری از موارد به جنون منتهی می شود.
شهر نوش پارسی پور از يکی از اين موارد جنون بر اثر فشارهای روانی می گويد: "زن جوانی به نام زويا وارد زندان شد. او چنان متعصب بود که به شوهرش که اذعان به بعضی اشباهات سياسی گروهش کرده بود، گفته بود تو را حتی در صورتی که اعدام شوی نمی بخشم. زويا بعدها در زندان تحت فشار های شديد جسمی و روحی تواب شد و نام خود را به "زينب" عوض کرد. اوبه طور مداوم حس می کرد هنوز نجس است و بر عوارض اختلال روانی اش افزوده شد. بعدها شنيديم که او دچار جنون شده و گاه زوياست و گاه زينب".
مورد اشاره شهرنوش پارسی پوربه سال های دهه 1360 باز می گردد . از آن زمان جامعه و حکومت در ايران دستخوش تغييراتی شده است.
آيا می توان اميد داشت که اين تغييرات به طور نسبی به رعايت حقوق زندانيان و منع شکنجه و آزار آنان منجر شود؟ عبدالکريم لاهيجی می گويد طرح مجلس ايران در تعريف مصاديق شکنجه می توانست در کاستن از کاربرد برخی از انواع شکنجه موثر واقع شود اما رد اين طرح توسط شورای نگهبان اين اميد را بر باد داد.
به گفته آقای لاهيجی، به رغم تغيير و تحولات در جامعه و حکومت ايران، در ارتباط با شکنجه "در بر همان پاشنه پيشين می چرخد".
---------------------------------------------------------
* عنوان کامل ميثاق جهانی منع شکنجه به انگليسی و سال تصويب آن در سازمان ملل:
Convention Against Torture and Other Cruel, Inhuman or Degrading Treatment or Punishment -1984