بار تامين بسياری از خانواده ها تنها بر دوش زنان است
مهدی شريف
زنان يکی از پر تکاپوترين گروه های اجتماعی در جامعه تاجيک اند. با آن که جامعه از نظر بافت خانوادگی و اجتماعی تا حدود زيادی سنتی به نظر می آيد اما زنان تاجيک همواره قادرند که مشاهده گر خارجی را از تکاپوی خود، که متناسب با جوامع امروزی است، شگفت زده کنند.
دانش آنها، توان تحليلی آنها، درک اجتماعی آنها و حتی صبر و بردباری ايشان شاخص است و در مواردی کاملا مدرن.
در واقع، در يک تقسيم بندی کلان زنان تاجيک به دو گروه نخبگان شهرنشين و زنان سنتی روستاها قابل تقسيم هستند. عمده نخبگان را می توان محصول نوع تربيت شوروی شمرد که در جوامعی سنتی و عمدتا روستانشين مانند تاجيکستان به گروه های کوچک تری از زنان تکيه داشت تا تربيت حزبی و سياسی را به عمق های دسترس ناپذير اجتماعی انتقال دهند.
هم پهلو بودن نظام سنتی و مردسالار با ساختارهای نوين که زنان را با تربيت جديد آشنا می کند ويژگی های قابل اعتنايی را در جامعه زنان تاجيک ايجاد کرده است.
نظافت شهری معمولا با زنان است
برای نمونه در حالی که زنان با نفوذ با شدت و علاقه به دنبال مشارکت اجتماعی، رفع محدوديت های قانونی و سياسی برای ارتقای اجتماعی و دفاع از حقوق زنان وتشکيل نهادهای مدنی برای پيشبرد اهداف خود هستند، توده زنان در عرف خانوادگی عموما از تصميم گيری برای خود محروم اند و تحصيل و اشتغال و ازدواج آنان به تصميم مرد خانواده بستگی دارد.
موقعيت زنان تاجيک پس از استقلال و بويژه به دنبال جنگ داخلی با دشواری های تازه ای که پيش آمد ناهموارتر و آسيب پذيرتر شد. بی ثباتی و تسلط سلاح بدستان بر جامعه امنيت زنان را بسرعت در مخاطره قرار داد و آنها برای حفظ خود به حاشيه نشينی رو آوردند.
در عين حال، بی سرپرست شدن بسياری از خانواده ها در اثر کشته شدن مردان يا مهاجرت آنها مشکلات زنان را دو چندان ساخت و بار اداره خانه را به دوش آنان انداخت و يا آنان را سربار خويشان کرد چنان که به افزايش تعداد زنانی که زن دوم يا سوم مردان می شدند افزود.
ما را فقط به عنوان مادر که حيثيتی طبيعی است نشناسيد ما را همچون فرد صاحب شخصيت بشناسيد که دارای نقش و حقوق اجتماعی است.
فعالان حقوق زن تاجيک
مجموعه اين شرايط به خشونت بيشتر با زنان انجاميده است. اما جامعه شناسان معتقدند که خشونت با زنان ريشه در سنت های تربيت دختران دارد و شرايط دوره جنگ تنها آن را شدت بخشيده است.
بنابر اين، هرگونه بهبود در وضع اجتماعی و خانوادگی زن تاجيک وابسته به تغيير ديدگاه مردان و تعريف تازه ای از نقش آنها در خانواده نيز خواهد بود. ولی خشونت در مقابل زنان تنها به دست مردان صورت نمی گيرد و دولت و حتی خود زنان، و بويژه مادرشوهرها، در اين خشونت سهم دارند.
فعالان حقوق زن در تاجيکستان وجود قوانين بازدارنده برای ارتقای اجتماعی و کسب استقلال اقتصادی برای زنان را از نمونه های خشونت دولتی بر می شمارند. به نظر آنها تا زنان از استقلال مالی بر خوردار نباشند مهار خشونت در برابر آنها توفيق جدی نخواهد يافت.
زنان فعال در اين جهت در سالهای اخير با حمايت نهادهای بين المللی دست به کار تاسيس سازمان های غير دولتی ( NGO ) برای کمک به زنان شده اند و فعاليت آنها به رشد چشمگير اين نوع سازمان ها انجاميده است. جان کلام تمام اين فعاليت ها آن است که : ما را فقط به عنوان مادر که حيثيتی طبيعی است نشناسيد ما را همچون فرد صاحب شخصيت بشناسيد که دارای نقش و حقوق اجتماعی است.