اکبر گنجی به دليل اتهاماتی از جمله تشويش اذهان عمومی در زندان است - عکس از ايسنا
صادق صبا
اکبر گنجی روزنامه نگار زندانی در ايران اخيرا جزوه ای را تحت عنوان "مانيفست جمهوری خواهی" نوشته که در شبکه اينترنت منتشر شده است.
او در اين نوشته مردم سالاری دينی را يک توهم می داند و می گويد نه تنها قانون اساسی جمهوری اسلامی بلکه اسلام به عنوان يک دين نيز با دمکراسی سازش ندارد. او می گويد که نظام جمهوری اسلامی اصلاح ناپذير است و پيشنهاد می کند که از طريق برگزاری يک رفراندوم اين نظام به يک حکومت جمهوری به گفته او تمام عيار تبديل شود.
آقای گنجی در اين جزوه حدودا شصت صفحه ای سعی می کند تناقضات حکومت اسلامی ايران را مشخص کند، مزيت های يک حکومت دمکراتيک غير دينی را باز نماياند و راه های رسيدن به آن را نشان دهد.
آقای گنجی در توصيف وضعيت کنونی کشور، می گويد جنبش اصلاح طلبی به رهبری رييس جمهور خاتمی به بن بست رسيده و تاکيد می کند که ديگر هيچ اميدی نمی توان داشت که از طريق اصلاح طلبان حاکم بتوان به مطالبات مردم دست يافت.
آقای گنجی در توصيف وضعيت کنونی کشور، می گويد جنبش اصلاح طلبی به رهبری رييس جمهور خاتمی به بن بست رسيده و تاکيد می کند که ديگر هيچ اميدی نمی توان داشت که از طريق اصلاح طلبان حاکم بتوان به مطالبات مردم دست يافت.
او در توصيف حکومت جمهوری ايده ال خود می گويد که اين نوع حکومت از لحاظ ايدئولوژيک بی طرف است و در آن نهاد دولت از نهاد دين متمايز شده است و دولت هيچ دينی را بر دين ديگر ارجح نمی داند. به همين دليل او تاکيد می کند که مفهوم مردم سالاری دينی که آقای خاتمی از آن دفاع می کند مفهومی "پاردوکسيکال" يا متناقض است.
از نظر آقای گنجی بين مفهوم جمهوری و ايده جهانی حقوق بشر پيوند مستحکمی وجود دارد.
آقای گنجی می گويد که آيت الله خمينی در مدت اقامت در پاريس صرفا از حکومت جمهوری مبتنی بر حقوق بشر سخن می گفت و حکومت ولايت فقيه را هشت ماه پس از پيروزی انقلاب مطرح کرد.
او با نگاهی انتقادی به ديدگاه های بنيانگذار جمهوری اسلامی، می گويد که در نظرات آيت الله خمينی در دوره مبارزه برای تغيير رژيم شاه با دوره به قدرت رسيدن تفاوت فاحش وجود دارد. آقای گنجی می گويد که آيت الله خمينی در مدت اقامت در پاريس صرفا از حکومت جمهوری مبتنی بر حقوق بشر سخن می گفت و حکومت ولايت فقيه را هشت ماه پس از پيروزی انقلاب مطرح کرد.
آقای گنجی با اشاره به اينکه بر مبنای نظريه ولايت فقيه حکمرانی حق فقهاست، تاکيد می کند که اين نوع حکومت هيچ سازشی با حکومت جمهوری ندارد. او از اصلاح طلبانی که سعی می کنند آيت الله خمينی را جمهوری خواه معرفی کنند و او را طرفدار آزادی و دمکراسی بدانند شديدا انتقاد می کند.
آقای گنجی در فصل ديگر کتاب خود می گويد مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی امکان اصلاح اين نظام وجود ندارد. او می گويد قدرت در اين نظام در دست ولی فقيه متمرکز شده و تا او شخصا نخواهد نمی توان قانون اساسی را تغيير داد و يک جمهوری تمام عيار ايجاد کرد.
او می گويد دمکراسی بر مبنای انديشه برابری استوار است، در حالی که به گفته او قانون اساسی جمهوری اسلامی در موارد متعددی نابرابری را تاييد می کند از جمله نابرابری زن و مرد.
آقای گنجی با نقل آياتی از قران می گويد که اين نابرابری در اسلام هم آمده است. او تاکيد می کند که تلاش آن گروه از نوانديشان دينی که سعی می کنند از دل دين اسلام دمکراسی و پلوراليسم، جامعه مدنی و حقوق بشر بيرون آورند بيهوده است.
اکبر گنجی می گويد که کليه نيروهای خارج از حاکميت بايد متحد شوند و با اتخاذ روش مسالمت آميز نافرمانی مدنی و تحريم هر گونه انتخابات، حاکميت را وادار کنند که يک رفراندوم برگزار کند تا مردم نوع حکومت جديد خود را انتخاب کنند.
او به صراحت می گويد که امکان جمع اسلام و دمکراسی وجود ندارد. از نظر آقای گنجی يکی از ويژگيهای دمکراسی حق انتخاب و تغيير دين است، در حالی که در اسلام برگشت از دين مجازات مرگ دارد.
آقای گنجی در بخش ديگری از نوشته خود به مشکلات موجود در ايران و از جمله به فساد سياسی، شکاف بين نسل ها، مطالبات فزاينده جوانان، فروپاشی اخلاقی، بحران مشارکت و جز اينها اشاره می کند و می گويد به دليل ساخت سياسی اقتدارگرا، دولت کنونی و از جمله اصلاح طلبان نمی توانند اين مشکلات را برطرف کنند. او می گويد تنها يک حکومت دمکراتيک می تواند مشکلات جامعه را حل کند.
آقای گنجی در ادامه نوشته خود شرايط ايران را برای دست يابی به دمکراسی مناسب می داند و در فصل آخر جزوه خود راه های رسيدن به آن را نشان می دهد.
او می گويد که کليه نيروهای خارج از حاکميت بايد متحد شوند و با اتخاذ روش مسالمت آميز نافرمانی مدنی و تحريم هر گونه انتخابات، حاکميت را وادار کنند که يک رفراندوم برگزار کند تا مردم نوع حکومت جديد خود را انتخاب کنند.