درست چند هفته پس از سقوط طالبان، ابرهای تيره جنگ کمی آن طرف تر، در سمت شرق، سايه افکندند.
صدها هزار تن از نفرات ارتش های هند و پاکستان، که در "جنگ عليه تروريسم" ظاهرا با آمريکا همسو بودند، در شرايطی متشنج در برابر هم صف کشيدند.
گرچه اين تنش فروکش کرده، اما تا به امروز ادامه داشته است.
رويارويی دو کشور بزرگ و پرجمعيت، با توانايی های هسته ای و يک ششم جمعيت جهان، به همان اندازه مناقشه اسرائيل و فلسطينيان و تنش در هر نقطه دردسرآفرين ديگری، توجه جامعه بين المللی را جلب کرده است.
ارتش هند با عمليات جدايی طلبان در داخل کشمير هم مواجه است
هند و پاکستان از زمان استقلال از بريتانيا در سال 1947 تاکنون سه بار درگير جنگ تمام عيار شده اند.
همين سه سال قبل دو کشور در منطقه کارگيل، در کشمير، به زد و خورد پرداختند و صدها نفر ديگر را به جمع قربانيان درگيری های پنجاه ساله خود اضافه کردند.
اما حملات 11 سپتامبر بعد تازه ای به اين مناقشات بخشيد.
تا آن زمان پاکستان هم پيمان اصلی رژيم طالبان بود و طالبان در سايه حمايت های پاکستان رشد کرده بود.
به دنبال حملات نيويورک و واشنگتن، جرج بوش به کشورهايی مانند پاکستان اخطار داد که "يا با ما هستيد يا عليه ما."
در اين هنگام بود که پاکستان 180 درجه تغيير جهت داد.
ژنرال مشرف، رييس جمهوری پاکستان، تصميم گرفت با همکاری تدارکاتی با ائتلاف بين المللی به رهبری آمريکا، از عمليات هوايی عليه افغانستان حمايت کند.
او می دانست خطر واکنش شديد مردم پاکستان وجود دارد و اعتراضات عليه سياست وی نيز تا مدتی ادامه يافت.
هند با نگرانی اوضاع را زير نظر داشت.
اين کشور همواره پاکستان را متهم کرده بود که به جدايی طلبان کشمير، تنها ايالت هند که اکثريت جمعيت آن مسلمان است، کمک نظامی رسانده است.
هند گمان می کرد قطع حمايت پاکستان از طالبان، به افزايش فشار در کشمير منجر خواهد شد.
حمله اصلی
برای هند، دو حمله پياپی و ويرانگر، يکی به مجلس ايالتی کشمير در سرينگر، پايتخت تابستانی اين ايالت، و ديگری به ساختمان پارلمان هند در دهلی، به مثابه تعبير آن نگرانی ها بود.
اين وقايع تجمع نيروهای هند در مرز پاکستان و نخستين موج از تحرکات ديپلماتيک برای رفع تنش دو جانبه را به دنبال آورد.
پرويز مشرف انتظار داشت همکاری وی با ائتلاف ضد تروريسم موضع پاکستان را در جهان تقويت کند اما ظاهرا از تغيير در استنباط جهانيان از مفهوم تروريسم خبر نداشت
زمانی که پرويز مشرف، رييس جمهوری پاکستان، در ماه ژانويه اعلام کرد شبه نظاميان کشميری را کنترل می کند، جامعه بين الملل از هند خواست به پاکستان فرصت دهد.
برای مدتی، بروز خشونت های هولناک فرقه ای در ايالت گجرات هند، بحران مرزی را تحت الشعاع قرار داد.
اما بلافاصله، يک حمله جدی عليه تاسيسات نظامی هند در کشمير صورت گرفت.
هند ادعا کرد شواهد متعددی را در دست دارد که نشان می دهد وعده ژنرال مشرف برای کنترل تندروهای کشميری عملی نشده است و تنش ميان دو کشور بار ديگر اوج گرفت.
هند دليل می آورد که درگير جنگ عليه تروريسم است و جهان به اندازه کافی به ژنرال مشرف فشار نمی آورد.
در مقابل، پاکستان استدلال قديمی خود را تکرار می کرد که ريشه اصلی مشکل از آن جاست که هند حق مردم کشمير در تعيين سرنوشت خود را ناديده می گيرد.
بنابراين، به گفته مقامات پاکستانی، جامعه بين المللی بايد به هند فشار وارد آورد و نه به پاکستان.
ژنرال مشرف احتمالا نزد خود حساب می کرد که همکاری او با ائتلاف بين المللی ضد تروريسم، موضع پاکستان را تقويت خواهد کرد.
اما ظاهرا او از تغييری که حملات 11 سپتامبر در استنباط جهانيان از تروريسم به وجود آورده بود خبر نداشت.
دولت های غربی با صراحتی روزافزون از پاکستان خواستند آنچه را که "تروريسم فرامرزی" می خواندند، متوقف کند.
اما لازم بود آنان خطر بروز بی ثباتی در داخل پاکستان را نيز در نظر بگيرند.
انتخابات پارلمانی ماه اکتبر در پاکستان، که نخستين انتخابات پس از کودتای سال 1999 توسط ژنرال مشرف است، صحنه ای برای آزمون خواهد بود.