انتشار استعفانامه انتقادی آيت الله سيد جلال الدين طاهری اصفهانی از امامت جمعه اصفهان، که در متن کشاکش های پديد آمده بر سر جايگاه و پايگاه روحانيت صورت گرفت، نمونه روشن ديگری از اختلاف نظرهای عميق موجود در ميان روحانيون حاکم بر ايران به دست داده است.
جامعه ايران در روزهای اخير، هم زمان با سومين سالگرد واقعه کوی دانشگاه، در تب و تاب حوادث و جنجال هايی بوده که در پی سخنرانی هاشم آغاجری، عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، درباره نقش روحانيت و رابطه دين و قدرت پديد آمد.
دامنه اين بحث به سرعت گسترش و تعميق يافته و اکنون سخن تنها بر سر آنچه توهين به روحانيت خوانده شده، نيست.
در تازه ترين موضع گيری ها، دفتر تحکيم وحدت، بزرگ ترين گروه دانشجويی طرفدار اصلاحات، با انتشار بيانيه ای به دفاع از مضمون نامه آيت الله طاهری پرداخته و درعين حال، حمايت کامل خود را از هاشم آغاجری اعلام کرده است.
در تازه ترين موضع گيری ها، دفتر تحکيم وحدت، بزرگ ترين گروه دانشجويی طرفدار اصلاحات، با انتشار بيانيه ای به دفاع از مضمون نامه آيت الله طاهری پرداخته و درعين حال، حمايت کامل خود را از هاشم آغاجری اعلام کرده است.
در مقابل، دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم نيز در بيانيه ای گفته است که ديانت و عقلانيت اقتضا می کند که به جای جانبداری لجبازانه، به طور رسمی سخنان موهن و بی پايه آقای آغاجری تقبيح شود.
در شرايطی که آيت الله علی مشکينی، رييس مجلس خبرگان، در نامه ای سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی را از سوی جامعه مدرسين قم، فاقد مشروعيت دينی دانسته و متدينين را از همکاری با آن برحذر داشته، آيت الله طاهری در نامه خود، با لحنی تلخ و گزنده از کاستی ها و ناراستی ها در جمهوری اسلامی سخن به ميان آورده است.
زمينه ها و پيامدها
انتشار چنين نامه ای، از سوی يک مقام مذهبی برای کناره گيری از امامت جمعه، پديده ای بی سابقه يا لااقل کم سابقه در حکومت 24 ساله جمهوری اسلامی محسوب می شود.
آيت الله طاهری، از معدود امامان جمعه در ايران بود که از محمد خاتمی، رييس جمهوری، جبهه دوم خرداد و اصلاحات حمايت می کرد و با سياست های رايج اعلام شده از سوی ستاد برگزاری نماز جمعه، که در کنترل محافظه کاران است، سر سازگاری نداشت.
وی که در جريان انقلاب، نقش مهمی در شکل دهی تظاهرات در اصفهان داشت، از جايگاه عمده ای در اين استان و حتی در سطح کشور برخوردار است؛ به طوری که پس از درگذشت آيت الله خمينی، جانشين وی، آيت الله خامنه ای نيز همچنان آيت الله طاهری را در مقام امامت جمعه و نماينده ولی فقيه در اصفهان ابفا کرد.
آيت الله طاهری، از معدود امامان جمعه در ايران بود که از محمد خاتمی، رييس جمهوری، جبهه دوم خرداد و اصلاحات حمايت می کرد و با سياست های رايج اعلام شده از سوی ستاد برگزاری نماز جمعه، که در کنترل محافظه کاران است، سر سازگاری نداشت.
وی در رقابت های انتخاباتی رياست جمهوری در سال 76، طرف آقای خاتمی را گرفت و پس از آن نيز در سخنرانی های خود در خطبه های نماز جمعه، مواضعی را اتخاذ می کرد که به مذاق روحانيون وابسته به محافظه کاران چندان خوش نمی آمد.
از همين رو، آنان، حجت الاسلام عسگر، يک روحانی محافظه کار را نيز به عنوان امام جمعه موقت اصفهان منصوب کردند.
دامنه اين نارضايتی چنان بالا بود که چند بار گروه هايی که از آنان به عنوان "گروه فشار" و "انصار حزب الله" ياد می شود، خطبه های وی را قطع و مراسم نماز جمعه را به هم زدند و درگيری هايی را به وجود آوردند.
با اين همه، حمايت تقريبا گسترده ای که در سطح استان اصفهان نسبت به آيت الله طاهری وجود داشت، مانع از کاميابی مخالفان وی می شد.
اينک، در شرايطی که بحث درباره مناسبات دين و قدرت و نحوه عملکرد روحانيون در قدرت، به شکلی بی سابقه فزونی گرفته، انتشار استعفانامه آيت الله طاهری از ورود اين مباحث به مرحله ای جديد خبر می دهد.
طيف سنتی روحانيون، که روابط نزديکی با مراکز قدرت تحت کنترل محافظه کاران دارند، اکنون خود را با طيف نوانديشی از روحانيون در چالش می بينند که عمدتا از مواضع اصلاح طلبان درون حاکميت دفاع می کنند.
به دنبال انتشار نامه آيت الله طاهری و اعلام حمايت از آن، از سوی احزاب عمده جبهه دوم خرداد، مثل جبهه مشارکت، به نظر می رسد که رويارويی افزايش يافته ميان دو طيف روحانی حاضر در قدرت، می تواند تاثيرات قابل توجهی بر صحنه سياسی و اجتماعی کشور و آرايش نيروهای سياسی بر جای گذارد و جامعه را آبستن تحولات تازه ای کند که چه بسا، نتايج آن هم، چندان دلخواه هيچ يک از اين دو طيف نباشد.
درهمين حال، اين کناره گيری می تواند بار ديگر بحث خروج از حاکميت را که پيش از اين از سوی اصلاح طلبان مطرح شده بود، دوباره زنده کند.
اصلاح طلبان در واکنش به آنچه کارشکنی محافظه کاران خوانده اند، احتمال خروج دسته جمعی از حاکميت را به عنوان يک راه و امکان برای خود، مطرح کرده اند.
از سوی ديگر، انتقادهای صريح و بی پرده آيت الله طاهری از شرايط حاکم بر کشور، می تواند مرزهای موجود در انتقاد و اعتراض به شيوه های رايج در حکومت، به ويژه در حوزه های مصون از انتقاد مثل رهبری و مجموعه های زير نظر وی را تا حد زيادی گسترش دهد و به گشايش بيشتری در ابراز عقايد ناهمسو با ديدگاه های رسمی بينجامد.
آيت الله طاهری چه نوشته است؟
آيت الله طاهری در نامه خود نوشته: "اصل جمهوری يعنی جابجايی مرتب و مكرر مديران كشور و جامعه مدنی يعنی نقد و انتقاد مداوم برنامه های حكومت و انقلاب يعنی تامين و تضمين خواسته های ملت كه مع الاسف، امروز واقعيت غير از اينهاست."
وی مصلحت كشور و آزادی را به مسلخ و مقتل ديده و گفته است:" هنگامی كه از وعدهها و قول و قرارهای اول انقلاب ياد می آورم، همچون بيد بر سر ايمان خويش می لرزم."
آنان كه بر شتر چموش قدرت سوارند و در ميدان سياست دو اسبه می تازند و از نردبان مقدسات و اعتقادات مردم بالا می روند و گردآسياب رياست می چرخند و از پل دين می گذرند تا به دنيا برسند، متاسفانه مويد و مشوق عده ای چماق به دوش و فرقه ای كفن پوش هستند كه دندان تمساح خشونت را تند و تيز می كنند و می خواهند عجوزه تندخو و عفريته زشت روی خشونت را به نكاح دين درآورند.
بخشی از استعفا نامه آيت الله طاهری
آيت الله طاهری سپس به همتايان روحانی خود و فرزندان آنها اشاره کرده و نوشته است: "برای آنها كه اموال مردم را به غارت می برند، آنان كه بيت المال مسلمين را از خود و كشور را ملك طلق و ثروت موروثی خويش می پندارند، عرق شرم می ريزم. آيا اين بود آنچه را با مستضعفين پيمان بستيم؟"
وی افزوده: "در برابر اين همه انحراف و اجحاف و قانونشكنی، تغافل و تجاهل و تساهل تا چند؟ اكنون كه شاه و آمريكا بر اين كشور تسلط ندارند كه مضايق و معايب و مشكلات را متوجه آنها بدانيم، چرا به انتقادات دلسوزانه گوش نمی دهند؟"
وی افزوده: "لاف زدن و گزاف گفتن و تزوير نمودن و حريم خصوصی افراد را شكستن و تصفيه حساب خصوصی و سياسی نمودن و آب در شير كردن و به سخنان كليشه ای دلخوش بودن و از جمعيتهای خيابانی سان ديدن، تاكنون نتوانسته است از حجم انبوه مشكلات و معضلات بكاهد."
به نظر آيت الله طاهری، عدم تعهد به قانون، حضور نهادهی ای غيرمدنی نامسوول، باندهای مافيايی، خلع يد مجلس، رانت خواری و يغماگری، فراری دادن مغزها، بگير و ببندها و حصر و حبسهای نامالوف، باب شدن مردمستيزی و قانون گريزی، ايزوله كردن ارباب فكر و انديشه، اسير كردن منتقدان، ذبح نامطبوع مطبوعات و حبس نامشروع اصحاب نشريات، نظارت جناحی ناصواب و نامعقول استصوابی ، دادگاه نامقبول روحانيت ، فلج كردن دولت و بافت نامطلوب شورای مصلحت، مردم را هيچ انگاشتن و بر شيپور قدرت دميدن و كشور را بر بال باد گذاشتن، سرانجامی ناميمون دارد كه بايد از نكبت آن به خدای بزرگ پناه برد.
وی به روحانيون حاکم و استفاده آنان از گروه های فشار تاخته و نوشته است: "آنان كه بر شتر چموش قدرت سوارند و در ميدان سياست دو اسبه می تازند و از نردبان مقدسات و اعتقادات مردم بالا می روند و گردآسياب رياست می چرخند و از پل دين می گذرند تا به دنيا برسند، متاسفانه مويد و مشوق عده ای چماق به دوش و فرقه ای كفن پوش هستند كه دندان تمساح خشونت را تند و تيز می كنند و می خواهند عجوزه تندخو و عفريته زشت روی خشونت را به نكاح دين درآورند."
آيت الله طاهری اين عده را رجاله ها و فاشيستهايی خوانده كه معجونی از جهل و جنونند و بند نافشان به مراكز قدرت متصل است وهم فقيه و هم فيلسوف و هم داروغه و هم حاكم و هم مفتی و هم قاضی هستند! و ذوب شدگانی اند كه ماست را سياه می بينند.
وی در ادامه نامه خود نوشته: "شعبان بيمخها با هتاكی و سفاكی، ننگ عنيف كوی دانشگاه را آفريدند و با تهاجم حيوانی، مرتع دانشگاه را چريدند و با تعرضات شنيع، پرده ناموس فرهنگ و علم را دريدند و در قتلهای زنجيرهای مظلومان بی گناه و قربانيان بی پناه، لعنت سرمدی خدا و نفرت ابدی خلق را خريدند.".
آيت الله طاهری، سپس به مساله بازداشت خانگی آيت الله منتظری پرداخته و افزوده است: "من در اين سراشيبی عمرم كه صدای هولناک مرگ را می شنوم و مشتاقانه لقاء حق تعالی و وصال اجداد طاهرينم را انتظار می كشم، می پرسم حصر فقيهی وزين و مجاهدی نستوه و مرجعی مبارز، با كدام عقل و نقل و آيه و حديث و عرف و شرع و سياست قابل توجيه است؟ سوابق مستحسن و مدارج علمی چه فقيه و مرجعی همسنگ حضرت آيت الله منتظری مدظله است؟"
به نوشته وی، عزت و حرمت و عظمت حريم مرجعيت شيعه که حتی در سياه ترين حكومت و فرعونی ترين رژيم نيز استوار و برقرار بوده، اکنون به دست غوغاييان معركه سياست و بازيگران صحنه رياست، به سود استعمار ضربه ای جانكاه خورده است.
آيت الله طاهری در پايان اين نامه تاکيد کرده است: "حقير حدود سی سال پيش، در نجف اشرف با كسب اجازه از محضر مبارك حضرت امام، رهبر كبير انقلاب، به اقامه نماز جمعه در اصفهان مجاز شدم، ولی با كمال تاسف در شرايط موجود، از امامت جمعه كنار می روم."