جان واکر لند، نخستين عضو آمريکايی طالبان، در ماه اوت محاکمه خواهد شد
شبکه چهار تلويزيون بريتانيا اخيرا فيلم مستندی درباره شورشهای سال گذشته اسرای طالبان در "قلعه جنگی"، در نزديکی شهر مزارشريف در شمال افغانستان، پخش کرده است.
در بين روزهای 24 تا 28 ماه نوامبر سال گذشته، در جريان شورشهايی که از سوی اسرای طالبان در اين قلعه رخ داد، عده زيادی کشته شدند.
راويان اين فيلم مستند خبرنگارانی هستند که در آن روزها در مزارشريف و قلعه جنگی بودند و بر حسب تصادف شاهد آن رويدادهای خونين شدند.
اين فيلم که "خانه جنگ" نام دارد با سخنان توصيفی خبرنگاری آغاز می شود که می گويد "نمی دانيد چه قدر دهشتناک بود" و به دنبال آن چهره عبدالرشيد دوستم و افرادش نشان داده می شود که با ملا فاضل فرمانده طالبان در شمال افغانستان در حال مذاکره هستند.
ملا فاضل متعهد می شود که در ظرف سه روز افرادش را تسليم نيروهای جبهه شمال کند.
همه سه روز جنگ با تصاوير نادر در فيلم "خانه جنگ " آمده است. در همان لحظات نخست درگيری يکی از دو آمريکايی به نام مايکل اسپن کشته می شود و ديويد که در فيلم از او به عنوان جاسوس "سيا" يا پليس مخفی آمريکا ياد شده جان سالم به در می برد و به سفارت آمريکا در تاشکند زنگ می زند و حوادث را گزارش می کند.
در پی اين گفت و شنود، بامداد يک روز شنبه کاميون های حامل حدود 500 طالب خارجی به سوی قلعه جنگی راه می افتد.
قلعه جنگی از نگاه فيلمبردار "خانه جنگ " حصاری است بلند و زيبا که شايد قدامت 100 تا 200 ساله داشته باشد. ديوارهای بلند دارد و می توان در آنجا زندانيان را تحت کنترل قرار داد و ستاد نيروهای ژنرال عبدالرشيد دوستم نيز همانجا مستقر بود.
نخستين زندانيان، از جمله طالبان خارجی، وارد قلعه جنگی می شوند و به دستور سربازان جبهه شمال به دسته های کوچک تقسيم می شوند.
فيلمبردار سی ان ان، که در ساخت اين فيلم همکاری داشت، می گويد ظاهرا در ابتدا برخورد سربازان ژنرال دوستم با اسيران خيلی خوب بود؛ نه دستی قطع شد و نه کسی مورد ضرب و جرح قرار گرفت.
از يکی از اسيران می پرسند که اهل کجاست، می گويد: "از پاکستان برای جهاد عليه آمريکا آمده ام."
صحنه با وقوع انفجاری در پشت اين گفتگو تدريجا به سود اسيران تغيير می کند.
يکی از اسيران با بمبی خود و اطرافيانش را منفجر کرده بود و امکان شورش بيش از 400 اسير طالبان، کاملا واقعی به نظر می رسيد.
سيد نورالله ، معاون ژنرال عبدالرشيد دوستم، که شاهد عينی اين حوادث بوده است، در گفتگويی با بخش فارسی بی بی سی، اينگونه آن را به ياد می آورد:
"زمانی که آنها توسط نيروهای امنيتی به قلعه جنگی آورده شدند ژنرال نادر علی، فرمانده امنيتی شهر مزار شريف، و ژنرال سيد اسدالله مسرور، يکی از فرماندهان حرکت اسلامی، و تعدادی از مسئولين مربوط به جنبش اسلامی افغانستان و جمعيت اسلامی، کار تشخيص هويت آنها آغاز کردند. همزمان، دفعه اول آنها يک بمب دستی به سوی ژنرال نادر علی مرحوم و سيد اسدالله مسرور پرتاب کردند و اين دو ژنرال همانجا شهيد شدند و خود آنها هم کشته شدند."
به دنبال اين انفجار همان طالب پاکستانی که ادعای جهاد عليه آمريکا را داشت آرام و با تمکين می گويد "ما تسليم نشده ايم، ژنرال دوستم به ما اجازه داده که به قندهار برويم، ما هرگز تسليم نشده ايم."
فيلمبردار سی ان ان، که در ساخت اين فيلم همکاری داشت، می گويد ظاهرا در ابتدا برخورد سربازان ژنرال دوستم با اسيران خيلی خوب بود؛ نه دستی قطع شد و نه کسی مورد ضرب و جرح قرار گرفت.
همانگونه که در فيلم "خانه جنگ" مشاهده می کنيم صبح آرام و آفتابی روز يکشنبه 25 نوامبر در مزار شريف حاکی از هيچ اغتشاسی نبود. خبرنگاران، سوار بر يک خودرو، راه قلعه جنگی را در پيش می گيرند تا ببينند که آيا رفتار سربازان ژنرال دوستم با زندانيان به همان خوبی ديروز رفتار می کنند يا نه؟
بازرسی و تشخيص هويت اسيران ادامه دارد. يکی از اسرا به فيلمبردار به زبان انگيسی شکسته ای می گويد "من خبرنگار شبکه الجزيره ام، مجاهد نيستم. من دوربينم را در کندوز گم کرده ام" و به نشانه اينکه مجاهد نيست به ريش کوتاهش اشاره می کند. اما پس از آنکه از کمک خبرنگاران نوميد می شود با دشنام و ناسزا تقاضا می کند که دستانش را باز کنند.
در مقابل حدود 500 اسير خارجی فقط دو آمريکايی قرار دارند که به گفته راويان داستان اين جنگ يکی از آنها مامور "سی آی ای" ، اداره مرکزی اطلاعات آمريکا، است به نام ديويد.
يکی از اسيران خطاب به ديويد می گويد "من با شما هستم، من تروريست نيستم." اما ديويد، اعتمادی به گفته های او نشان نمی دهد و می گويد "تو به مانند همه اين اسيران يک تروريست هستی."
اينجاست که با صدای شليک گلوله های تفنگ خود کار اوضاع را به کلی به هم می زند.
سيد نورالله درباره اين رويداد بخصوص که نقطه عطفی در حادثه قلعه جنگی بود، می گويد:
"بار ديگر ما خواستيم آنها را تشخيص هويت کنيم. ببينيم آنها کی هستند. آيا سلاحی پيش آنها باقی مانده؟ زمانی که می خواستند کار را شروع کنند بار ديگر افراد مربوط به القاعده دست به سلاح بردند. به سربازان موظفی که در اطراف آنها حلقه زده بودند حمله کردند. سلاحها را از دست آنها گرفتند و شروع به تيراندازی کردند."
وی افزود: "جنگ از همين جا آغاز شد. يک تعداد سربازان کشته شدند و با سلاحهايی که از دست اين سربازان گرفته شد افراد القاعده مسلح شدند. بالاخره جنگ طولانی شد و سه روز جنگ شديد جريان داشت."
و همه اين سه روز جنگ با تصاوير نادر در فيلم "خانه جنگ " آمده است. اما در همان لحظات نخست درگيری يکی از دو آمريکايی به نام مايکل اسپن کشته می شود و ديويد که در فيلم از او به عنوان جاسوس "سيا" يا پليس مخفی آمريکا ياد شده جان سالم به در می برد و به سفارت آمريکا در تاشکند زنگ می زند و حوادث را گزارش می کند.
ديويد در اين گفتگوی کوتاه تلفنی می گويد: "صد ها نفر کشته شده اند، فکر می کنم يک آمريکايی هم کشته شده باشد. اما هنوز مطئن نيستم. فکر می کنم اين محل را بايد تخليه کنيم."
اما سيد نورالله، برخلاف ادعايی که در اين فيلم می شود، می گويد که در اين عمليات هيچ مامور "سيا " شرکت نکرده است.
يکی از خبرنگاران می گويد که هر چند از نفس جنگ متنفر است اما برای نخستين بار از کاربرد بمب در اين جنگ استقبال کرده است، چون همه خارجيان، از جمله خبرنگاران، در آن هنگام در مزار شريف و قلعه جنگی خود را در خطر جدی احساس می کردند.
به گفته وی "آنها از مسئولين نظامی بودند. چون قلعه جنگی منطقه نظامی بود، تقريبا موقعيت دايمی آنها در آن زمان در همان قلعه جنگی بود. جنگ شديد شد و يکی از آنها کشته شد و ديگری از منطقه بر آمد. آنان از نظاميان بودند."
به هر حال، صرف نظر از اينکه ديويد مامور "سيا" بود يا خير، مقامات آمريکايی به سخنان او اعتنا نکردند و جنگنده های خود را به محل حادثه فرستادند.
بمباران منطقه شروع شد.
يکی از خبرنگاران می گويد که هر چند از نفس جنگ متنفر است اما برای نخستين بار از کاربرد بمب در اين جنگ استقبال کرده است، چون همه خارجيان، از جمله خبرنگاران، در آن هنگام در مزار شريف و قلعه جنگی خود را در خطر جدی احساس می کردند.
روز دوشنبه 26 نوامبر انفجار يک بمب عظيم 900 کيلويی قارچ بزرگی از دود را در اطراف قلعه به وجود آورد. به گفته يکی از فيلمبرداران، قارچ عظيمی بود در نهايت زيبايی. اما به محض وقوع اين انفجار، نجيب، جوان افغان و مترجم خبرنگاران، فرياد زد که محاسبه اشتباه بوده و بمب جای ديگری اصابت کرده است.
بعدا معلوم شد که بر اثر اين انفجار حدود شش افغان از نيروهای جبهه شمال کشته و پنج آمريکايی زخمی شده اند و يک تانک نيروهای متحد از بين رفته است.
اما صرف نظر از اين خطای محاسبه، سيد نورالله معتقد است که حملات هوايی آمريکا در اين کارزار بسيار موثر بوده است.
وی گفت: "يقينا ما در همان لحظه کمک خواستيم. چون حالت استثنايی بود ما از نيروی هوايی آمريکا کمک خواستيم. حملات هوايی موثر بود."
وی افزود: "همچنان نيروی زمينی ما هم که در داخل قلعه جنگی بودند و با القاعده و تروريستها می جنگيدند خيلی مفيد و موثر بودند. يعنی دو عمليات هوايی و زمينی هماهنگ با هم. بالاخره نتيجه آن شد که تعداد بيشتر تروريستها کشته و باقی آنها گرفتار شدند."
در صحنه پايانی فيلم "خانه جنگ" نجيب، مترجم افغان، می گويد: "در اين جنگ فقط يک آمريکايی، مايکل اسپن، کشته شد، در حاليکه از جمله افغانها بيش از 300 نفر به قتل رسيدند که بسياری از آنها را من به چشمان خودم ديدم."
از سوی ديگر، آنگونه که در فيلم "خانه جنگ" مشاهده می شد، نيروهای متعلق به جنبش ملی عبدالرشيد دوستم هم بر تعداد خود افزوده بودند و در اطراف قلعه جنگی حلقه ای ايجاد کرده بودند.
تصاوير، جنگجويان طالبان را نشان می داد که بيرون می آمدند و با تفنگ کلاشينکف رو در روی دشمن قرار می گرفتند و غالبا کشته می شدند.
تعداد بسيار اجساد در محوطه و اطراف قلعه پخش شده بودند و برخی از جنگجويان جبهه شمال از اجساد طالبان به عنوان سنگر استفاده می کردند.
افراد باقيمانده طالبان و القاعده در زيرزمين قلعه جنگی پناه گرفته بودند. اما نيروهای جبهه شمال زير زمين را به آب بستند و در نهايت، به گفته سيد نورالله، از حدود 500 اسير تنها 83 نفر زنده خود را تسليم مخالفان شان کردند.
بخش پايانی فيلم "خانه جنگ" مملو از صحنه های ناراحت کننده اجساد پراکنده شده در ميدان نبرد است، اما سيد نورالله می گويد جنگ قلعه جنگی را با اين حال يک جنگ موجه می داند:
"ما اصلا نمی خواستيم جنگ کنيم. ما آنها را بسيار محترمانه به قلعه جنگی انتقال داديم. خواستيم هويت آنها را تشخيص دهيم که آنها کی هستند. آنها متاسفانه چون ماهيتا تروريست تربيت شده بودند دست به سلاح بردند. دفعه اول دو تن از ژنرالها را شهيد کردند. روز دوم هم به عين عمل دست زدند و بالاخره دست به خودکشی زدند. طرف مقابل، يعنی نيروهای ما را هم ضربه زدند و يک تعداد آنها را کشتند."
وی افزود: "من بر اين باور هستم اين جنگ که از طرف تروريستها آغاز شد يک جنگ مشروع بود."
اما در صحنه پايانی فيلم "خانه جنگ" نجيب، مترجم افغان، می گويد: "در اين جنگ فقط يک آمريکايی، مايکل اسپن، کشته شد. در حاليکه از جمله افغانها بيش از 300 نفر به قتل رسيدند که بسياری از آنها را من به چشمان خودم ديدم."
در جنگ قلعه جنگی برای نخستين بار يک آمريکايی در افغانستان کشته شد و در جريان همين جنگ قلعه جنگی بود که نخستين آمريکايی عضو طالبان به نام جان واکر لند بازداشت شد که محاکمه او روز 26 اوت در آمريکا آغاز خواهد شد.