نزديک به دو هفته پس از اظهارات هاشم آغاجری در همدان، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی با صدور بيانيه ای از آقای آغاجری به عنوان يکی از اعضای ارشد خود دفاع کرده است.
هاشم آغاجری، به اتهام توهين به روحانيت، به دادگاهی در همدان فراخوانده شده است و هنوز روشن نيست که بيانيه سازمان مجاهدين تا چه اندازه بر سرنوشت او موثر باشد. ضمن آنکه رييس مجلس نيز از رايزنی هايی در مورد وضعيت آقای آغاجری خبر داده است.
سازمان مجاهدين در بيانيه خود، واکنش ها به سخنرانی هاشم آقاجری را يکی از پر حجم ترين و گسترده ترين جنجال های سازمان يافته تبليغاتی عليه خود در سالهای اخير دانسته و اظهار داشته که در اين مدت، ترجيح داديم سکوت کنيم تا غوغاگران نقاب از چهره بردارند و ماهيت خويش را بيش از پيش آشکار کنند.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی اعلام کرده که خود، ملاحظاتی بر پاره ای تعابير به کار گرفته شده از سوی آقای آغاجری دارد و بر همين اساس، از کسانی که از موضع نصيحت و خيرخواهی به نقد سخنان وی پرداخته اند، تشکر کرده است
در اين بيانيه، دليل اين سکوت دو هفته ای چنين توضيح داده شده که هر گونه موضع گيری زود هنگام، موجب دامن زدن به فضای ترديد و ابهام و عدم تمايز اظهارنظرهای ناصحانه، از عقده گشايی های انتقام جويانه می شد.
در بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، شرحی از مواضع و عملکرد اين سازمان در 30 سال گذشته دربرابر آنچه "مافيای قدرت و ثروت" و "انحراف و تحجر و جمود" خوانده شده، آمده و نتيجه گرفته شده که اعضای اين سازمان با ايستادگی بر اصول خود، خشم و کينه تقديس کنندگان قدرت و بردگان ثروت و شيفتگان خشونت را عليه خود خريده اند.
بر اساس بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، اکنون تمام جنجال بر سر اين است که دکتر هاشم آغاجری در جمعی محدود به روحانيت اهانت کرده و منکر وجود طبقه ای به نام روحانی در اسلام شده و ميان روحانی و عالم دين فرق گذاشته است و حال به اين بهانه، صاحبان تريبون ها و منبرهای جمعه و جماعات، خود را مجاز به اهانت و فحاشی عليه آقای آغاجری و سازمان متبوع وی دانسته اند.
اين سازمان، اعلام کرده که خود، ملاحظاتی بر پاره ای تعابير به کار گرفته شده از سوی آقای آغاجری دارد و بر همين اساس، از کسانی که از موضع نصيحت و خيرخواهی به نقد سخنان وی پرداخته اند، تشکر کرده است.
اما در عين حال، سازمان مجاهدين تاکيد کرده که در دفاع از هاشم آغاجری و افشای کسانی که آنان را "تعزيه گردانان اين ماجرا" خوانده، لحظه ای ترديد به خود راه نمی دهد و به داشتن اعضايی چون آقای آغاجری افتخار می کند.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، علی رغم اين انتقاد به سخنرانی هاشم آغاجری، حمله به او را حمله به اين سازمان دانسته و اعلام کرده است که از مدتی قبل، در پی تهديدها و پيغام های مختلف، هجوم گسترده ای را عليه خود پيش بينی می کرده است.
پيشينه
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، که از پرنفوذترين و تاثيرگذارترين گروه های سياسی پس از پيروزی انقلاب اسلامی بوده است، در سال 1357 از به هم پيوستن 7 گروه کوچک مبارز اسلامی شکل گرفت.
گروه های توحيدی صف، منصورون، امت واحده، فلاح، خلق، موحدين و گروه توحيدی بدر که در واپسين سال های قبل از انقلاب با هدف سرنگونی رژيم شاه و با مشی مسلحانه شکل گرفته بودند، توانستند تحت يک نام واحد، گرد هم آيند و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی را شکل دهند.
پس از انقلاب، اين سازمان چپگرای اسلامی، به دليل تشکل و سازمان يافتگی نسبی، بويژه در شکل دهی نهادهای نظامی جديد مثل سپاه پاسداران و کميته های انقلاب اسلامی، نقشی فعال برعهده داشت و در عرصه های سياسی نيز اعضايش تا سطوح بالا، مثل وزارت پيش رفتند.
اما پس از درگذشت آيت الله خمينی، جناحی که امروز محافظه کار خوانده می شود، با به دست گرفتن قدرت، به صورتی آشکارتر و موثرتر به مخالفت های گذشته خود با رويه و مشی سازمان ها و گروه هايی مثل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ادامه داد.
تقريبا برای يک دهه، چپ های اسلامی و بويژه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، در قالب يک اقليت کم توان ظاهر شدند.
اما با پيروزی اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوری دوم خرداد 76، اين گروه ها توانستند از نو تجديد قوا کنند و در عرصه های تصميم سازی و تصميم گيری سياسی نقشی فعال بر عهده گيرند.
هدف اصلی؟
محافظه کاران همواره از ايفای چنين نقشی از سوی اعضای اين سازمان نگران و ناخرسند بوده اند.
توقيف هفته نامه "عصر ما"، ارگان سازمان مجاهدين انقلاب و برخوردهای متعدد با چهره های شاخص اين سازمان، نظير بهزاد نبوی، محمد سلامتی، مصطفی تاج زاده و هاشم آغاجری، بيانگر شدت حساسيت محافظه کاران نسبت به آنها است.
از نظر مخالفان، اين سازمان در پی تضعيف نقش روحانيت در جمهوری اسلامی است و پس از يک گذشته مارکسيستی، امروز به آموزه های ليبرالی روی آورده است.
منتقدان، سازمان مجاهدين و جبهه مشارکت را متهم می کنند که به بهانه مدرنيزاسيون و دموکراتيزاسيون، عملا به سوی سکولاريسم حرکت می کنند.
در اين ديدگاه، تاکيد بر مباحثی چون دموکراسی، جامعه مدنی، توسعه سياسی و آزادی های سياسی و مدنی، فرجام و پايانی جز جدايی دين از سياست نخواهد داشت و جدايی دين از سياست نيز، به معنی فروريختن پايه های مشروعيت حاکميت است.
محافظه کاران از اين چرخش ايدئولوژيکی، به عنوان حرکت از "الحاد سرخ" به " التقاط سياه" ياد کرده اند و در تحليل های خود، بويژه به روحانيون حاضر در جبهه دوم خرداد و خصوصا مجمع روحانيون مبارز در اين مورد هشدار داده اند و از آنها خواسته اند که راه خود را از جريان ها و گروه هايی مثل سازمان مجاهدين انقلاب و جبهه مشارکت، که برداشت های نوگرايانه تری از مناسبات دين و قدرت دارند، جدا سازند.
به باور برخی از تحليلگران، همين نکته، زمينه و بستر اصلی ترين شکاف و جدايی آينده، در جبهه اصلاحات خواهد بود.
در چنين فضا و با چنين پيشينه ای است که سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی در بيانيه خود، به "مقام مرجعيت و عالمان راستين" اطمينان می دهد که اعضای اين سازمان، از جمله هاشم آغاجری، همچون گذشته معتقد به استقلال نهاد دين و مرجعيت از حکومت و قدرت هستند و اين استقلال را ضامن سلامت نهاد دين و حفظ ايمان و تضمين آخرت مردم می دانند.