روزنامه های پنجشنبه تهران در عنوان های اصلی خود احتمال استعفای رئيس جمهور خاتمی را دنبال کرده و در گزارش های خبری خود در تائيد يا رد آن مقالاتی نوشته و مصاحبه هايی کرده اند.
عنوان اصلی حيات نو، نوروز، و آزاد روزنامه های هوادار اصلاحات اين سخن تازه رئيس جمهور خاتمی است که در پاسخ مخالفان گفته است وفاق با سرکوب به دست نمی آيد.
سياست روز در عنوان بزرگ خود خلاصه ای از يک نظرسنجی را منتشر کرده که مطابق آن 73 درصد از مردم از خاتمی می خواهند که از ظرفيت ها و ابزار های قانونی استفاده بيشتر برد و قاطعيت از خود نشان دهد. به نوشته اين روزنامه 66 در صد مردم خواستار اصلاح کابينه شده و همين تعداد خواسته اند که رئيس جمهور در سخنان خود شفاف تر باشد.
نوروز که حکم دادگاه در موردش صادر شده در سرمقاله خود به تفسير سخنان تازه رئيس جمهور خاتمی پرداخته و پرسيده قانون و يا حاکميت آن؟ در اين مقاله نوشته شده شعار اصلاح طلبان و خاتمی از ابتدا حاکميت قانون بود، شعاری که از صدر مشروطيت مطرح شد وليکن پس از يک قرن نتوانستيم آن را در جامعه محقق کنيم.
به نوشته نوروز تا زمانی که نتوان صاحبان قدرت را در برابر ملت پاسخگو کرد و تا وقتی که مردم از خلال نهادهای مدنی در تمامی ابعاد متشکل نشوند، امکان تحقق قانون وجود ندارد و تا وقتی چنين امکانی فراهم نشود هر گونه بحثی از تغيير قانون بدون آن که شرايط حاکميت قانون فراهم شود آب در هاون کوبيدن است.
صدای عدالت در مقاله ای ضمن انتقاد از رئيس جمهور نوشته تهديد وی به استعفا بر فضای مطبوعات و جامعه تاثير مثبتی گذاشته و نفس کشيدن را برای منتقدان تا اندازه ای راحت تر کرده است.
احمد زيدآبادی روزنامه نگار که به تازگی به 23 ماه زندان محکوم شده است در مقاله صدای عدالت يادآوری کرده که دو سال پيش در يک سخنرانی در کرمانشاه خاتمی را تشويق به استعفا کرده بود که همين نکته باعث شد که دادگاه وی را به اتهام سخنان تحريک آميز به قصد به هم زدن امنيت کشور از طريق تشويق مردم به کشتار به چندين ماه زندان محکوم کند.
زيدآبادی با اشاره به سخنان تازه رئيس جمهور و تهديد وی به استعفا نوشته حالا که آقای خاتمی شخصا تهديد به استعفا می کند قاعدتا ديگر نمی توان به منتقدان اجتماعی چنان اتهاماتی از سوی دادگاه ها وارد کرد و اين خود در اين وانفسا گامی هر چند کوچک به پيش است.
رسالت در مقاله ای خواستار آن شده که عقلا و خردگرايان به کمک خاتمی بروند، زيرا بيم آن می رود که او در برابر فشارهای روزافزون آتی که با نزديک شدن تاريخ برگزاری انتخابات مجلس و رياست جمهوری شدت خواهد گرفت همچنان معتدل و استوار عمل نمايد.
امير محبيان نويسنده رسالت به ياد ها آورده که در روزهای انتخابات اخير رياست جمهوری به خاتمی پيشنهاد کرد که ماندلا شود و با خودداری از شرکت دوباره در انتخابات نام خود را حفظ کند وی نوشته که در آن روزها تخريب همه سويه خاتمی را پيش بينی کرده بودم.
نويسنده مقاله حمايت از خاتمی در برابر راديکاليسم از محافظه کاران که به نوشته وی هيچ گاه گرفتار ماکياوليسم نشدند، خواسته که با حمايت از خاتمی خردگرا و متين و منطقی، راديکاليسم را کنترل کرده و آينده بهتری را برای مردمسالاری دينی ترسيم کنند.
همبستگی نظريات دو نفر از وزيران کابينه را در مورد اشاره خاتمی به کارشکنی های افرادی که نمی گذارند کارها جلو برود منعکس کرده است که بر اساس آن وزير اطلاعات گفته که در صورت موافقت رئيس جمهور اسامی کارشکنان را به اطلاع مردم می رساند و وزير کشور گفته دستگاه هايی که بايد راه را برای دولت هموار کنند هماهنگ نيستند.
توسعه در عنوان اصلی خود خبر داده که بزودی خاتمی خود دست های پشت پرده را معرفی می کند. به نوشته اين روزنامه در يک همايش علمی که درباره اصلاحات برپا شده شرکت کنندگان گفته اند که اصلاح طلبان دولتی به بن بست رسيده اند.
کيهان در سرمقاله پنجشنبه تحليل های چند روزه گذشته خود را پی گرفته و نوشته سخن آقای خاتمی از آشفتگی در کشور باعث شد که عده ای از نمايندگان مجلس و دولت و مطبوعات نشان دهند که آستانه آشفتگی چه کسانی تحريک پذير است.
محمد مهاجری نويسنده سرمقاله کيهان اظهار عقيده کرده که جريان سومی در کار سنگ اندازی بر سر راه دولت و پيشرفت کارهاست که ويژگی مشترک اعضای آن بی اعتقاديشان به نظام و اصرارشان بر تخريب ارکان آن است.
سرمقاله کيهان در پايان بدون نام بردن از رئيس جمهور، اصلاح طلبان را مورد انتقاد قرار داده و نوشته که آنها از يک سو ادعا می کنند که رقيب آنها رو به مرگ است چون بر خلاف منافع مردم حرکت می کند و از سوی ديگر همين رقيب رو به مرگ را مزاحم و سنگ انداز معرفی می کنند و تمام کاسه و کوزه ناکامی های اصلاحات را بر سر آنها می شکند.
آزاد نظريات دری نجف آبادی وزير سابق اطلاعات را منعکس کرده که ضمن انتقاد از اصلاح طلبان، اصلاح طلبی آنان را يک شوخی خوانده و گفته پرچمدار اصلاحات در ايران رهبری است و همه با هم هستيم و تقسيم بندی افراد به طرفدار خامنه ای و خاتمی کار خانم رايس مشاور امنيت ملی آمريکاست و ما نبايد اين حرف ها را تکرار کنيم.
بحث مذاکره با آمريکا و اين که آيا کسانی از جانب ايران مذاکراتی مخفی با آمريکايی ها کرده اند يا نه عنوان اصلی چند روزنامه پنجشنبه تهران است.
مردم سالاری با عنوان «تائيد می کنم، تکذيب می کنم» نظريات سخنگوی دولت و رئيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس را منعکس کرده است که نشان می دهد رمضان زاده هر گونه مذاکره ای را با آمريکاييان از سوی نمايندگان دولت تکذيب کرده و محسن ميردامادی در جلسه ای با حضور احزاب سياسی کشور گفته که چنين مذاکراتی صورت گرفته است.
به نوشته نوروز، محسن ميردامادی مدير اين روزنامه ضمن تاکيد بر آن که اطلاع دارد مذاکراتی با آمريکايی ها صورت گرفته با آن مخالفت کرده و گفته معتقدم اگر قرار بر مذاکره با آمريکاست بايد اجماع بر آن باشد و در غير اين صورت ما بازنده ايم. وی تاکيد کرده که بر خلاف شايعات مذاکره کننده صادق خرازی معاون وزارت خارجه نبوده است.
از دو ماه پيش و به دنبال افشاگری روزنامه ها درباره مذاکراتی که در پنهان با آمريکا صورت گرفته صادق خرازی معاون وزارت خارجه بی هيج توضيحی از سمت خود کنار رفت که اين استعفا و يا برکناری به اين حساب گذاشته شد که وی طرف مذاکره با آمريکا بوده است. دو روز پيش روزنامه ها خبر دادند که به اصرار و حمايت عده ای از نمايندگان مجلس و مقامات بلندپايه صادق خرازی بار ديگر بر سر کار خود بازگشته است.
صدای عدالت مقاله ای دارد که نويسنده آن دبيرکل حزب پاک است که به دعوتش در شهريور ماه عده ای از جوانان تهرانی در اجتماعی در ميدان مادر تهران با قربانيان حوادث يازده سپتامبر همدردی نشان داده و برای آنها شمع روشن کردند.
بيژن اسماعيل زاده در مقاله صدای عدالت از هاشمی رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت که در نماز جمعه هفته گذشته تهران شرکت کننده در تظاهرات همدردی با قربانيان يازده سپتامبر را «سوسول» خوانده انتقاد کرده و نوشته اگر آن روز که اين عمل باعث تلطيف فضای بين المللی شد و از ايرانيان چهره ای متفاوت با قبل و مصمم به مبارزه با تروريسم نشان داده شد هم آنان سوسول بودند.
در مقاله دبيرکل حزب پاک آمده است بهتر نيست سياستمداران حاضر در حاکميت اين نکته را درک کنند که در مقابل کشوری مانند آمريکا که تمام پايه های سياست آن سرشار از وحشتناک ترين عمليات ميليتاريستی و تهاجمی بوده و به هر دليل در موضع هيستريک و تهاجمی نسبت به ايران قرار گرفته، اگر عده ای به هر طريق سعی در ملايم کردن، تعديل و حتی منطقی کردن اين قدرت جهانی نموده اند خدمتی بزرگ در تاريخ ايران به انجام رسانده اند و سزاوار تهمت و افترا نيستند.