زمانی كه ايالات متحده آمريكا حملات هوايی به افغانستان را آغاز كرد، نگرانی هايی ابراز شد مبنی بر اينكه اين حملات ممكن است به موجی از نا آرامی در ميان مسلمانان پاكستان خاورميانه و ديگر مناطق جهان اسلام دامن زند و اين مناطق را بی ثبات كند اما به رغم تظاهرات پراكنده وابراز خشم عليه آمريكا در سطح وسيع اين پيش بينی ها به واقعيت نينجاميد.
برای توضيح اينكه چرا حملات آمريكا به افغانستان منجر به انفجار جهان اسلام نشد، دلايل مختلفی می توان يافت. در بعضی كشور ها مثل پاكستان، اسلام گرايان روی توانايی شان برای بسيج مردم و جلب حمايت از اعتراض خود بيش از حد حساب كرده بودند و از سوی ديگر قدرت دولت در فرو نشاندن اين اعتراض را دست كم گرفته بودند.
درنوار غزه در سرزمين های فلسطينی نشين وقتی ماه گذشته در حمايت از اسامه بن لادن تظاهرات انجام شد، پليس فلسطينی به سوی تظاهر كنندگان آتش گشود كه منجر به كشته شدن سه تن از آنان شد.
از سوی ديگر، از زمان آغاز بحران افغانستان تاكنون تغيير مهم ديگری نيز مشاهده می شود: تغيير در روحيه عمومی در جهان اسلام.
دليل اين تغيير هم روشن است. از آن زمان تاكنون، ماهيت بحران افغانستان دگرگون شده است. تصوير عمومی حالا ديگر بمباران يك كشور مصيبت زده جهان سوم توسط بمب افكن های آمريكايی و كشتار غير نظاميان بی گناه نيست.
همين موضوع باعث شده بسياری از مسلمانان از خود بپرسند كه معلوم نيست در افغانستان چه خبر است و منتظر بمانند ببينند در آينده چه پيش می آيد.
در عين حال، نبايد فراموش كرد كه بعضی مسلمانان هم شايد ديگر چندان قهرمان بودن اسامه بن لادن را باور ندارند.
مجموعه اين دلايل را می توان برای عدم وقوع نا آرامی هايی كه پيش بينی می شد، بر شمرد ولی البته وضع موجود به معنای آن نيست كه می توان افكار عمومی در جهان اسلام را دست كم گرفت.
بعضی ها در غرب نتيجه گرفته اند كه افكار عمومی در جهان اسلام مثل ببر كاغذی است. اين روی ديگر همان اشتباه پيشين است يعنی پيش داوری كردن در مورد واكنش مسلمانان.
شايد حاكمان كشور هايی مانند پاكستان يا عربستان سعودی در اين مورد، برآورد دقيق تری از افكار عمومی در كشورشان داشته باشند.
آنها البته از اينكه بحران افغانستان وارد مرحله ی ديگری شده است، خشنودند اما بر خلاف تحليلگران غربی چندان مطمئن نيستند كه خطر بکلی رفع شده باشد.