|
عکسهايی از نمايش 'منظومه مور بی ملکه' | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
"منظومه مور بی ملکه" نمایشی به کارگردانی ناصح کامگاری است که برنامه بهمن و اسفند سال 85 تالار قشقایی است. این نمایش شامل سه اپیزود نمایشی به نام های "ماهی با قلاب گریخته"، "مرغ باغ هپروت" و "منظومه مور بی ملکه" است.
اپیزود اول با نام "ماهی با قلاب گریخته" با نگاهی به داستان "دریچه" اثر "به روژ آکره یی" نویسنده کرد عراقی، نگارش یافته است. بازیگران این اپیزود محمد حاتمی (پدر) و آبیدر کامگاری و ساناز رحمانی ( دختر) هستند.
پدری با هدیه ای به دیدن دختر خردسالش می آید ولی به دلیل قفل بودن در ورودی مجبور است با او از پشت در صحبت کند. گاهی چشمی و دریچه پستی پایین در ورودی نیز وسیله ارتباط قرار می گیرند. پدر و مادر خارج از ایران زندگی می کنند و از هم جدا شده اند.
مادر به همراه مردی که تازه وارد زندگیش شده است، بیرون رفته است و به خاطر رعایت مسایل ایمنی در را به روی دخترک قفل کرده است. تلاش دخترک با راهنمایی پدرش برای برداشتن کلید یدک از روی آویز پشت در نیز به نتیجه ای نمی رسد و پدر از همان چشمی در هدیه دخترک را به او نشان می دهد و با گفتن قصه ای به دیدارش با او خاتمه می دهد.
اپیزود دوم نمایش "مرغ باغ هپروت" نام دارد و آشا محرابی در آن بازی می کند که کاظم بلوچی (غلام )، احمد آقالو (مامور)، فرهاد آئیش (وکیل)، بهروز بقایی (مبارک)، احمد مهرانفر (جوان ) و بهزاد فراهانی (مشاور) به عنوان صدا پیشه او را همراهی می کنند.
دختر که خانواده اش به خارج از کشور رفته اند، تنها در سوئیتی زندگی می کند و می خواهد از خانه بیرون برود که کلید در قفل می شکند و او تلفنی از اتحادیه قفل سازان کمک می خواهد. غلام قفل ساز به در خانه او می آید و وقتی متوجه می شود او تنهاست، تلاش می کند که وارد خانه بشود که بر اثر برخورد با در دچار مصدومیت می شود.
مامور دادگستری احضاریه شکایت زن غلام را برای دختر می آورد ولی چون نمی تواند وارد خانه شود آن را شفاهی به او ابلاغ می کند. دختر که قادر به انجام کاری نیست با مرد سوم که وکیل است مواجه می شود. او وکیل تسخیری دختر است. وکیل به او می گوید که دادگاه حکم به نکاح دائمی او وغلام داده است.
اپیزود سوم نمایش "منظومه مور بی ملکه" نام دارد. دراین نمایش الهام پاوه نژاد(مهرناز و سروناز) و علی بی غم ( بهداد و بابک) بازی می کنند. مهرناز و بهداد دو دلداده هستند که مهرناز به خارج از کشور کوچ کرده است که سبب جدایی این دو دلداده است ولی آنها همچنان باهم ارتباط دارند. آنها وقتی از رویا و خاطرات خود می گویند، تمام سدها و فاصله های میانشان برداشته می شود و پنداری که در کنار یکدیگرهستند.
وجه مشترک این سه داستان جدایی است و غم تنهایی. این فاصله به اندازه یک در گرفته شده است ولی عبور از آن بسیار سخت به نظر می آید. یکی از سبب سازهای این جدایی روی محور مهاجرت به خارج از کشور دور می زند.
اپیزود نخست یک درام غم انگیز است و اپیزود دوم یک مضحکه دلهره آور و اپیزود سوم یک فانتزی است و در این اپیزود است که درِ بسته مانعی برای ارتباط نیست. نمایش با سه نمای مختلف در سه اپیزود در معرض دیده بیننده قرار می گیرد.
با تعریف سینمایی اپیزود اول نمای بسته است که جزئیات این جدایی را به بیننده منتقل می کند. در اپیزود دوم نمای باز استفاده می شود و برای همین داستان مضحکه تلخی به نظر می آید و درنمای بسیار باز اپیزود سوم وجه عرفانی و شهودی آن بارز می شود.
در میزانسن کارگردان و محدوده بازی بازیگران برروی صحنه، نقطه دید بیننده را تعیین می کند. دیالوگ ها و مناسباتی که بازیگران با موضوع برقرار می کنند، تنها درجهت شفاف تر کردن این نقطه دید است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||