کشمکش بر سر دو مجسمه؛ مارکس و انگلس به کجا میروند؟

با وجود فروپاشی نظام سوسیالیستی در "آلمان شرقی"، سقوط "دیوار برلین" و متحد شدن شرق و غرب آلمان، هنوز مجسمه بزرگی از مارکس و انگلس در قلب برلین سرپاست. برخی از دولتمردان قصد دارند مجسمه را از محل آن دور کنند، اما مقاومت در برابر آنها بالا است.
پتر رمزاور، وزیر عمران آلمان، از شورای شهر برلین تقاضا کرده است که بنای یادبود مارکس و انگلس از مرکز شهر دور شود. وزارت عمران و شهرسازی آلمان، پروژه بزرگی برای نوسازی مرکز قدیمی شرق برلین در دست دارد. به نظر آقای رمزاور برای اجرای این پروژه عظیم، جا به جایی مجسمه مارکس و انگلس ضرورت دارد.
وزیر عمران آلمان احتمالا خبر نداشت که این مجسمه از محبوبیت ویژهای برخوردار است و پیشنهاد او با موجی از مخالفت روبرو خواهد شد. از وقتی او روز هجدهم ژانویه پیشنهاد خود را مطرح کرده، بسیاری از محافل سیاسی و اجتماعی به آن واکنش نشان داده اند.
آقای رمزاور پیشنهاد کرده است که بنای معروف به "مجسمه دوقلو" به گورستان فریدریکسفلد در برلین منتقل شود. او گورستان یادشده را "انبار بقایای سوسیالیسم" نامیده است، زیرا برخی از بناهای یادبود "آلمان شرقی" به گوشهای از این گورستان منتقل شده است.
آشکار است که پیشنهاد وزیر عمران آلمان با نیت سیاسی مطرح شده است. او و همفکرانش عقیده دارند که مارکس و انگلس به گذشته تاریک آلمان تعلق دارند. به عقیده آنها این دو اندیشمند البته جبار و دیکتاتور نبودند، اما ایدههای آنها به دیکتاتورهای خونآشام کمک کرد تا میلیونها انسان را به زیر یوغ بردگی بکشند.
روزنامهای در پشتیبانی از پیشنهاد آقای رمزاور نوشته است که مارکس و انگلس بی تردید متفکرانی برجسته بودند، اما به دموکراسی هیچ خدمتی نکردند. آنها مدافع "دیکتاتوری پرولتاریا" بودند که نظامی بسته و اختناقآمیز است، پس نمیتوانند نماینده جامعه چندصدایی و پلورالیستی آلمان باشند و مجسمه آنها در چشمگیرترین محل پایتخت قرار گیرد.
"میراث مبارزات قرن بیستم"
وزیر عمران آلمان نه تنها از سوی احزاب مخالف دولت، بلکه از سوی همفکران خود در "حزب دموکرات مسیحی"، نیز با انتقاد روبرو شده است.
احزاب سوسیال دموکرات، سبزها و چپهای آلمان به طور رسمی پیشنهاد وزیر عمران را رد کرده، آن را تلاشی برای "فراموشی گذشته" دانستهاند.
آنها یادآوری میکنند که مارکس و انگلس تنها در تاریخ آلمان اهمیت ندارند، این دو متفکر با جهانبینی خود در قرن بیستم بر سراسر جهان تأثیری تعیینکننده باقی گذاشتند.
روزنامه چپگرای "یونگه ولت" (دنیای جوان) در مقالهای به شدت به وزیر عمران حمله کرده و او را مدافع "جهان سرمایه" دانسته است. روزنامه در مقالهای این موضوع را به اوضاع جهانی ربط میدهد:
«سرنوشت نامعلوم یورو (پول واحد اروپا) میلیونها نفر را به نگرانی فرو برده است. قدرتهای غربی در خاورمیانه و نزدیک جنگهای تازهای علیه ایران و سوریه تدارک میبینند. کارزارهای عراق و افغانستان، که ظاهرا به پایان رسیدهاند، همچنان از این دو ملت قربانی میگیرند. در این اوضاع تیره و تار بهترین کاری که به ذهن تاریک آقای وزیر رسیده این است که مجسمه مارکس و انگلس را از قلب برلین تبعید کند...»
دور از هاله قهرمانی
در معروفترین پیکرهای که از "پایهگذاران سوسیالیسم علمی" وجود دارد، مارکس روی لوحی نشسته و یار همرزمش انگلس کنار او ایستاده است.
کارل مارکس (۱۸۱۸ – ۱۸۸۳) و فریدریش انگلس (۱۸۲۰ – ۱۸۹۵) در آلمان به دنیا آمدند اما هر دو در لندن درگذشتند. آنها در سال ۱۸۴۸ با انتشار "بیانیه حزب کمونیست" دکترین "سوسیالیسم علمی" را پایه گذاشتند.
مجسمه برنزی مارکس و انگلس به سفارش دولت "جمهوری آلمان دموکراتیک" توسط پیکرتراشی به نام لودویگ انگلهارت خلق شد. او دو مرد مبارز را بسیار ساده و "خودمانی" نشان داد. در حالت آنها، برخلاف بیشتر مجسمههای "سیاسی" که معمولا روی ستون یا سکو قرار دارند، هیچ نشانی از برتری یا حس قهرمانی، دیده نمیشود. کارل مارکس آسوده روی لوحی نشسته و یار وفادارش انگلس کنار او ایستاده است.
مجسمه مارکس و انگلس در آوریل ۱۹۸۶ توسط اریش هونکر، رهبر وقت آلمان شرقی، افتتاح شد و در میدان بزرگ "الکساندر پلاتز" وسط برلین شرقی قرار گرفت.
پس از یکپارچگی مجدد آلمان در پایان سال ۱۹۸۹ و فرو ریختن "دیوار برلین" بسیاری از نمادها و یادبودهای حکومت "سوسیالیستی" آلمان شرقی تخریب شد. از جمله در برلین مجسمه بزرگی از سر لنین از سنگ گرانیت قرمز وجود داشت که در سال ۱۹۹۱ در هم شکسته شد و در جنگلی به زیر خاک رفت.
بنای یادبود مارکس و انگلس چند سال پیش به خاطر بنای متروی برلین حدود صد متر از محل اصلی آن دور شد.
مجسمه مارکس و انگلس امروزه از جذابیتهای توریستی برلین به شمار میرود. هر روز هزاران نفر کنار آن عکس میگیرند و اهالی شهر، که با مجسمه خو گرفتهاند، با حسی نوستالژیک، از کنار آن میگذرند.
