ایران تازه ترین کشوری است که انتخابات آن، جهت ارزیابی میزان تطابق با صاول دموکراسی زیر ذره بین جهانیان قرار گرفت؛ اما با توجه به بار معنایی دمکراسی در عرصه جهانی با چه ملاک و معیاری می توان آنرا سنجید.
گاهی اوقات تشخیص دمکراسی بسیار آسان است. مثل انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته آمریکا که مردم آمریکا فرد مورد نظر خود را برگزیدند. باراک اوباما در سخنرانی پس از پیروزی، به قدرت دمکراسی در آمریکا اشاره کرد و گفت: "اگر هنوز کسی تردید دارد که آمریکا جایی است که همه چیز در آن ممکن است، که مطمئن نیست رویای بنیانگذاران [کشور] ما در عصر حاضر هنوز زنده است و یا قدرت دمکراسی ما را زیر سوال میبرد، امشب پاسخ خود راگرفت."
بیست سال پیش در نقطه دیگری هم دمکراسی، خود را نمایان کرد؛ زمانی که دیوار برلین که توسط دولت بصورت حائل دمکراسی ساخته شده بود بدست مردم ویران شد.
دانیل ارچی بوگی که دارای کرسی علوم سیاسی کالج بربک در لندن و نویسنده کتاب "توسعه جهانی دمکراسی" است می گوید که تعیین ارزشهای دمکراتیک پس از سال 1989 اهمیت بیشتری پیدا کرد: "امروزه دمکراسی با مشروعیت سیاسی یکسان در نظر گرفته می شود، به این معنا که اگر شما ادعا می کنید که یک رهبر مشروع سیاسی هستید باید الزاما دموکرات باشید. کلمه دمکراسی که از زبان یونان باستان گرفته شده است، هنوز هم در بسیاری کشورها با نظامهای متفاوت، از سوئد گرفته تا ایران و فلسطین و آفریقای جنوبی معنی می شود. بنا براین باید به تفاوت دمکراسی دربین نظام های مختلف جهان پی برد."
این فکر خوبی است اما چگونه می توان دمکراسی را سنجید؟ آیا می توان انتخابات را محک آزمایش دمکراسی قرارداد؟
جین گران که قبلا در وزارت خارجه آمریکا مسئول مطالعه و سنجش دمکراسی بوده و حال در یک موسسه عمران جهانی کار می کند می گوید آنچه پس از انتخابات روی میدهد محک آزمایش واقعی دمکراسی است.
او میگوید: "بعضی اوقات بعد از انتخابات برای مثال در ونزوئلا هوگو چاوز کنتر ل رسانه ها را بیشتر کرده ومخالفان خود را به زندان می اندازد. بنا براین آزادیهای مدنی حاکم برنهادهای ونزوئلا به بیراهه رفته و ارزشهای دمکراتیک در این کشور هرروزه بیشتر کاهش پیدا میکند."
پس نمی توان تنها انتخابات را ملاک قرارداد. اما تمام معیارهای دمکراتیک دیگر از جمله حقوق بشر، آزادی بیان و نهادهای دولتی را هم نمی توان به سادگی در هرکشوری مورد ارزیابی قرارداد؛ زیرا بدست آوردن اطلاعات در این زمینه ها از بعضی کشورها آسان نیست .
اکثر سازمانهایی که در حال حاضر به سنجش دمکراسی در جهان می پردازند در آمریکا واقع شده اند و این نگاه به دمکراسی در جهان اززاویه تنگی صورت میگیرد. به گفته ارچی بوگی زمان صدور یک نمونه واحد دمکراسی به دیگر نقاط جهان به پایان رسیده است .
او میگوید:"ما باید در این مورد ابتکارو نرمش پذیری بیشتری از خود نشان بدهیم. در اکثرالگوهایی که برای سنجش دمکراسی بکار میرود حقوق اقتصادی و اجتماعی نادیده گرفته شده است و این بیشتر منعکس کننده نقطه نظرهای امریکاست تا کشورهای اروپائی که به حقوق اقتصادی و اجتماعی اهمیت میدهند ."
از آمریکا اغلب تصویر "قهرمان دمکراسی جهان" ترسیم می شود و رهبران این کشور از دمکراسی زیاد سخن بزبان می آورند.در واقع با قبول و شناسایی آمریکا و اتحادیه اروپاست که مهر دمکراتیک بودن بر پیشانی کشورها زده می شود.
اما به گفته فیلیس بنیس از موسسه مطالعات سیاست گذاری در واشنگتن، باید نظام سیاسی متفاوت کشورها، ویژگی های تاریخی و میزان مشارکت مردم راهم در نظر گرفت. فیلیس بنیس می افزاید:"آمریکا قوی ترین و مقتدرترین کشورجهان بشمارمی آید و تعیین کننده شرایط انتخابات دمکراتیک است. اما آمریکا بیشتر برنده انتخابات و نه پروسه آزادانه و منصفانه انتخابات را ملاک قرارمیدهد."
"نمونه آن، انتخابات سال 2006 در سرزمین های فلسطینیان بود که آزادانه و منصفانه در نظر گرفته شد. اما مشکل آمریکا پیروزی حماس بود و درنتیجه به کلی مشروعیت انتخابات حماس نادیده گرفته شد."
جین گران مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا اذعان دارد که انتخابات فلسطینیان منصفانه و آزادنه برگزار شد. اما به گفته او برقراری ارتباط با رهبری حماس مشکل آفرین بود زیرا این سازمان حاضر به محکوم کردن خشونت نیست و از سوی آمریکا یک سازمان تروریستی بشمار می آید.
این موضوع برتعهد آمریکا به دمکراسی تغییری بوجود نیاورد بلکه در محاسبات این کشور و چگونگی برقراری ارتباط با دولت تازه مشکل آفرین بود."
ولی دانیل آرچی بوگی از کالج بربک معتقد است که تصمیمات مربوط به سیاست خارجی هرکشوری باید منعکس کننده موضع دمکراتیک آن باشد . بگفته او درحال حاضر فقط به آن چه در داخل کشورها میگذرد اهمیت داده می شود .حال آنکه اعمال و اقداماتی که کشورها درخارج از مرزهای خود انجام میدهند را هم باید در نظر گرفت .
برای ایجاد دمکراسی به سالها مبارزه برای احقاق حقوق مدنی وبرای مثال آزادی بیان و رسانه ها نیاز است . بعبارت دیگر دمکراسی ها باید بتوانند اشتباهات خود را تصحیح کنند.