BBC Persian

طراحی شعارهای انقلاب؛ سازماندهی شده يا خودجوش؟


تحلیگران اجتماعی، شعارهایی را که در هر دوره زمانی در یک جامعه مطرح می شوند، جزئي از ادبيات یک سرزمين می دانند که می توانند بخشی از واقعیت ها را در باره رویدادهای سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی آن جامعه منعکس کنند.

زمینه ها، ایدئولوژی، اهداف و خواسته های مطرح در یک انقلاب هم در شعارهای آن تجلی می یابد و می توان شعارهای مطرح در اجتماعاتی را که زمینه ساز تحول بزرگی مانند یک انقلاب می شوند، به عنوان بخشی از اسناد و منابع مهم مطالعه آن انقلاب به کار گرفت.

شعارهایی که مردم ایران در تظاهرات پیش از پیروزی انقلاب اسلامی سر می دادند از این قاعده مستثنی نیست، هرچند به عقیده احمد سلامتیان ، کارشناس مسائل سیاسی ایران و نماینده اولین دوره مجلس پس از انقلاب سال 1357، در شعارهای انقلاب ایران، در قیاس با انقلاب ها در کشورهای دیگر، تفاوتی قابل توجه وجود داشت. او می گوید: در زمان انقلاب، میزان خلاقیت و نوآوری و ابتکار در حد وسیع مردمی، از کم سوادترین تا باسوادترین آنها، در ایران بی نظیر بوده است و می توان گفت که کشور صحنه ابداع، ابتکار و خلق شعارها و شعرهایی مختلف بود. مجموعه جامعه به صورت یک هیات تحریریه و هیات انتخاب کننده عمل می کرد و از بین این شعر و شعارها، چیزی را بزرگ می کرد که بیش از بقیه، بیانگر نظراتش بود و آهنگ حرکت و راهپیمایی ها را داشت.


به گفته آقای سلامتیان، جامعه ایران، جامعه ای با فرهنگ شفاهی بسیار قوی است که شعر و نظم به طور طبیعی در آن جریان دارند و منطقی است که در هر شرایط و اوضاع و احوالی که فعالیت جمعی در این کشور به راه می افتد، ذوق و استعداد مردم برای ساختن نظم ها و شعرهای مختلف و هماهنگ کردن آن با قدم های خود به کار گرفته می شود.

عباس عبدی، کارشناس مسایل ایران که در سال های پیش از پیروزی انقلاب از رهبران جنبش دانشجویی طرفدار این انقلاب بوده است هم شعارهای مطرح در تظاهرات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را شعارهایی رسمی و پذیرفته شده می داند و می گوید: این شعارها، شعارهای رسمی، پذیرفته شده و ناظر بر مسایلی کلیدی و تاریخی در ایران بود؛ از جمله بحث استقلال، دخالت بیگانگان و وابستگی شاه به آنها بحثی کلیدی بود که در ذهن همه وجود داشت و در اطلاعیه ها هم مطرح می شد، در نتیجه طبیعی بود که این موضوع ها در قالب یک شعار مطرح شود، ولی ترکیب این خواسته با آزادی و جمهوری اسلامی، به مرور زمان شکل گرفت.

عباس عبدی، شعارهای آن دوره زمانی را به دو دسته تقسیم می کند؛ شعارهایی کلیدی که ناظر بر نیازهای اساسی بودند و شعارهایی که بر حسب موقعیت، مطرح می شدند. وی می گوید: افزون بر شعارهای کلیدی مهم که ناظر بر نیازهای اساسی بودند، شعارهای دیگری بر حسب موقعیت مطرح می شدند که نمی توان گفت چه کسی آنها را درست می کرد؟ مانند زمانی که ازهاری گفت "این صدای نوار است" و مردم شعاری علیه او سر دادند؛ ولی زمانی که این موقعیت به پایان می رسد، شعارهای مربوط به آن هم از بین می رود و در ذهن کسی نمی ماند.

او می افزاید: برخی شعارهای مطرح در سال های انقلاب اسلامی، تاکتیکی و بیشتر آهنگین و بر وزن شعر بودند که متناسب با موقعیت و جا و مکان مطرح می شدند ولی تعداد شعارهای کلیدی که تکرار می شدند و رسمی تر بودند، محدود بود، ولی تا به حال نشنیده ام که مرجع و نهادی خاص یا یک گروه و تشکیلات آنها را تصویب و ابلاغ کرده باشد.


با این حال، ابراهیم نبوی روزنامه نگار و از فعالان دانشجویی در سال های انقلاب اسلامی در ایران، سازمان یافته بودن برخی شعارها را امکان پذیر می داند و می گوید: طرح این موضوع که افرادی در جریان سازمان دهی انقلاب، برخی شعارها را برای مراسم هایی خاص طراحی می کردند، چندان بی ریشه نیست.

ولی او نیز با اشاره به این موضوع که گاه در ابتدای روز در تظاهرات، شعاری دو قسمتی مطرح می شد و پس از مدتی، در بین جمعیت به چهار یا پنج قسمت می رسید و گسترده تر می شد، نتیجه گیری می کند که در بیشتر موارد، تمام شرکت کنندگان در تظاهرات، در شکل گیری شعارها دست داشته اند و می گوید: در باره برخی شعارها که وزن و شکل دارند، می توان این نظر را داشت که شاید بعضی ها آنها را تنظیم می کردند، ولی در بین مردم ایران که به طور طبیعی، دست کم 30 درصد آنها شاعرند، همیشه چنین آمادگی هایی هست و می توانند به راحتی هر چیزی را در زمانی کوتاه به صورت شعر و با وزن بیان کنند.

ابراهیم نبوی معتقد است که شعارهای دوران انقلاب اسلامی در دو دوره زمانی شکل گرفته اند. وی می گوید: به نظر می رسد از پاییز سال 57 به بعد، سر و سامانی در شعارها وجود دارد و حساب شده هستند، ولی تا پیش از آن، مثلا در تظاهراتی که گروه های دانشجویی تا پیش از مهر و آبان 57 برگزار می کردند، بیشتر شعارها علیه حکومت، شاه و استبداد بود، ولی نام آیت الله خمینی و تاکید بر وجه اسلامی انقلاب از نیمه دوم سال 57 در شعارها مطرح شد یعنی زمانی که رهبران انقلاب و گروه هایی که انقلاب را سازماندهی می کردند، در حال ثبت سند انقلاب به نام خود بودند.

فرخ نگهدار، از رهبران گروه های چپگرای مخالف شاه در سال های پیروزی انقلاب اسلامی هم چنین اعتقادی دارد و می گوید با وجود مشارکت تمام گروه های سیاسی در اجتماعات مردمی، تنها شعارهایی خاص در این تظاهرات مطرح می شدند. به گفته او، شرکت وسیع مردم از تمام گروه ها در تجمع های انقلابی ویژگی بارز روزهای قبل از پیروزی این انقلاب بود، ولی نوعی انحصار طلبی وجود داشت و طرفداران آیت الله خمینی اجازه نمی دادند دیگران با شعارهای خود در خیابان ها تظاهرات کنند و حضور داشته باشند.

با این حال، عباس عبدی با بیان این که در زمان انقلاب، بیشتر شرکت کنندگان در تظاهرات چندان سازمان یافته نبودند و به صورت خودجوش به تجمعات مردمی می پیوستند، می گوید: برخی گروه ها کاملا سازمان یافته در این تجمع ها شرکت می کردند و مثلا در یک تظاهرات 100 یا 200 هزار نفری، ممکن بود 5 هزار نفر هم طرفدار گروه های چپ حضور داشته باشند که شعارهای خود را می دادند و حتی پلاکارد هم به همراه داشتند، ولی شعارهای آنها در بین جمعیت تعمیم نمی یافت و با واکنشی همراه نمی شد، در نتیجه در حد همان گروه و به صورت محدود باقی می ماند، ولی این موضوع به معنای آن نیست که این گروه ها فرصتی نداشتند شعاری بدهند.

احمد سلامتیان، با بیان این که مراحل مختلف اوج گیری انقلاب ایران، با سلسله ای از مناسبت های مذهبی مقارن شده بود، می گوید: اوج انقلاب اسلامی با مسایل مربوط به عاشورا، تاسوعا، اربعین و روزهای 28 و 29 صفر همراه شد، یعنی روزها و ایامی که نوحه و مرثیه خواندن در جامعه ایران رسم بود، در نتیجه شعر سیاسی به راحتی و به میزان زیادی، جایگزین شعر، شعار و نوحه و مرثیه های مذهبی شد، ولی شکل و استخوانبندی آنها را حفظ کرد.


او معتقد است که در شرایط آن زمان، ضرب آهنگ زمانی و مکانی، برای طرح شعارهای سیاسی که رنگ و بوی مذهبی نداشتند، مناسب نبود. وی می گوید: اگر فرض کنیم حرکت انقلابی در فصل و شرایط دیگری اتفاق می افتاد، توازن و نوع شعر و شعارها هم فرق می کرد.

احمد سلامتیان، همچنین به تغییراتی اشاره می کند که در دوره های زمانی پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در پلاکاردها و تصاویر موجود در تظاهرات، نمود پیدا کردند. وی می گوید: در سال های نخست، گروه و دسته های مختلف، عکس هایی از دکتر مصدق، دکتر شریعتی یا عکس های بعضی قربانیان سرکوب در آن سال ها را به همراه می آوردند، ولی این عکس ها به سرعت جای خود را به پلاکاردهای بزرگ و پرچم های مذهبی داد و غیر از عکس آیت الله خمینی، عکس دیگری در این مجموعه باقی نماند.

ولی عباس عبدی، چندان به اجباری بودن برداشتن برخی پلاکاردها و تصاویر اعتقاد ندارد و می گوید: در آن زمان، هرکس متناسب با خواسته ها و میل خود چیزی را به همراه می آورد، هرچند در برخی موقعیت ها، مانند زمانی که برنامه ریزی ها برای حضور در تظاهرات در یک مسجد انجام می شد، پلاکاردهایی که توزیع می شدند، بر اساس گرایش هایی خاص بود.

شعارهای مطرح در هر اجتماع مردمی، تبلور خواسته های اصلی شرکت کنندگان در آن است و تمام جنبش ها و گروه ها تلاش می کنند با طرح شعارهایی هماهنگ و همراه داشتن نوشته هایی مشخص، افزون بر اعلام خواسته ها و آرمان های خود، گردهمایی و حرکت مردم را سازماندهی کنند و حمایت و مشارکت بیشتری را به دست آورند. اتفاقی که در رویکرد بیشتر مردم ایران به تظاهرات، در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی هم تجربه شده است.