14:15 گرينويچ - شنبه 31 مه 2008 - 11 خرداد 1387
مدیا مصور
خبرنگار در تهران
ویترین بزرگ مغازه پرشده از اسباببازیها و عروسکهایی که برخی از آنان به بزرگی قامت یک انسان است، در مغازه که باز میشود یک سمت پرشده از ماشینها و موتورسیکلتهای کنترلی که اغلب نشانهای از اسپایدرمن، سوپرمن یا بتمن بر بدنه آنها قابل مشاهده است و در طرف دیگر عروسکهای کوچک و بزرگ (که البته باربیها و سندیها چشمگیرترند) با لباسهای رنگارنگ و وسایل خالهبازی تمام قفسهها را پر کردهاند.
اما اگر در این میان کسی قصد خرید اسباببازی ساخت ایران را داشته باشد باید زمان بیشتری را به این امر اختصاص دهد تا شاید پس از جستجوی فراوان در میان این همه اسباببازی رنگارنگ وارداتی موفق به یافتن اسباببازی مورد نظرش شود .
درست زمانی که شرایط اغلب اسباببازیفروشیهای ایرانی کم و بیش بر همین منوال است چندی پیش قربانعلی دری نجفآبادی، دادستان کل ایران، طی نامهای به معاون اول رییس جمهور ضمن هشدار به خطرات واردات بیرویه اسباببازی لازم دانست زیر چهار سرفصل کلی یعنی «فرهنگی – اجتماعی»، «اقتصادی – بازرگانی»، «زیست محیطی – بهداشتی» و بالاخره «تربیتی و آموزشی» پیامدهای منفی واردات این کالا را یادآور شود.
اما اینکه در ایران چرا واردات اسباببازی تا این حد گسترش یافته؟ چرا مردم از انواع ایرانی آن استقبال قابل توجهای نمیکنند؟ یا اصولا واردات این کالا تا چه میزان میتواند برای کشوری مانند ایران زیانبار باشد موضوعات مناقشه برانگیزی است که دست اندرکاران و کارشناسان این صنعت با آن مواجهه اند.
محمد، فروشنده یکی از قدیمیترین مغازههای اسباببازیفروشی، در مرکز تهران است و همان طورکه یکی یکی انواع اسباببازیهای پر سروصدا به شکل ادوات موسیقی را برای خانم خریداری بر روی پیشخوان مغازه میچیند از اسباببازیها و کشورتولید کننده آنها صحبت میکند: "۹۸ درصد اسباببازیها ساخت چین هست و چیزی قریب به دو یا سه درصد به اسباببازیهای ایرانی اختصاص دارند."
اسباببازیها چیده شده روی پیشخوان اغلب به خاطر گرانی قیمتهایشان از طرف خریدار کنار گذاشته میشوند.
محمد توضیح میدهد که دامنه قیمتها بسیار گسترده است: "ما اینجا اسباببازی از پانصد تومان داریم تا دویست ـ دویست و پنچاه هزار تومان از هر قلم اسباب بازی."
او به اسباببازیی که از سوی خانم خریدار انتخاب شده نگاه می کند و با توجه به ترکیب بندی رنگی آن سعی دارد کاغذ کادوی مناسبی انتخاب کند.
روی ورقهای کاغذ کادو، پرشده از عکسهای باربی، اسپایدرمن، تام و جری و .... او دلیل وجود این شخصیتهای کارتونی غربی بر روی همه وسایل مربوط به بچهها را در علاقه آنها به این شخصیتها می داند: "معمولا دخترها عروسکهای باربی و سندی را میپسندند و پسرها نیز شخصیتهای کارتونی مثل اسپایدرمن، سوپرمن را انتخاب میکنند. ولی شخصیت کارتونی ایرانی که بخواهد بورس شود تا حالا نداشتیم اگر شخصیتی هم مثل کلاه قرمزی یا چی و چرا مطرح شدند فقط برای زمانی بوده که برنامهاش در حال پخش بود، با تمام شدن برنامه و نهایتا بعد از دوماه شخصیت کارتونی برنامه هم فراموش شد."
از معروفترین اسباببازیهای ایرانی میتوان به دارا و سارا اشاره کرد، اما اینکه این عروسکها چقدر مورد توجه قرار گرفتند موضوعی بود که محمد با توجه به داشتن سابقه طولانی مدت در زمینه فروشندگی اسباببازی و برخوردهای هر روزهاش با مشتریان این کالا در مورد آن چنین توضیح داد: "قبلا که توریستهای بیشتری به ایران رفت و آمد داشتند از دارا و سارا خیلی بیشتر استقبال میشد، خیلیها بودند که دنبال عروسک ایرانی میگشتند ولی در حال حاضر با توجه به اینکه توریست کمتری به ایران میآیند از عروسکهای ایرانی به ویژه دارا و سارا نیز کمتر استقبال میشود."
محمد عقیده دارد با لحاظ کردن برخی موارد میتوان مشتریهای بیشتری برای اسباب بازیهای ایرانی از جمله دارا و سارا فراهم آورد: "اگر به کیفیت دارا و سارا توجه بیشتری کنند و لباسهایشان نیز متنوعترشود و منحصرا با یک نوع لباس محلی عرضه نشوند یا به لحاظ شکلی فقط یک دارا و سارا نباشند صدرصد مشتریانش هم بیشتر می شوند."
علی به عنوان یکی از طراحان و سازندگان عروسک، بزرگترین دلیل عدم توفیق اسباببازیهای ایرانی در بازار مصرف را نداشتن برنامهریزی بلند مدت در این صنعت ارزیابی میکند.
او می گوید: "به نظرم روی اسباببازیها به طور اصولی برنامه ریزی نشده و غالبا برنامهها همه جانبه و درازمدت نمیباشند مثلا همین کلاه قرمزی را در نظر بگیرم وقتی که سریالش تمام شد عروسکهایش هم بعد از یکی یا دوسال فراموش شدند."
علی با اشاره به تکرار شخصیتهای کارتونی خارجی مهمترین علت موفقیت کارتونها و بهطریقاولی عروسکهای وارادتی را شخصیتپردازی مناسب آن قلمداد میکند: "الان عروسکهای خارجی بیشتر جا افتاده شاید علاوه بر تکرار، پردازش مناسب شخصیت آن باشد به طور مثال شخصیت اسپایدرمن با شخصیت کلاه قرمزی ما اصلا قابل قیاس نیست، اسپایدرمن قدرتمند و تخیلات کودک را درگیر خودش می کند در حالیکه کلاه قرمزی چنین نیست و اگر توفیقی هم برای آن متصور باشد مقطعی و کوتاه مدت خواهد بود."
در حالی که مقامات ایرانی از آمار اعلامی مراجع خبری مبنی برقرار گرفتن ایران پس از آمریکا و بریتانیا در جایگاه سومین کشور وارد کننده اسباببازی چندان خشنود به نظر نمیرسند برخی از دست اندرکاران این صنعت از جمله محمدعلیتوحیدی، مدیر مسئول نشریه صنعت اسباب بازی، از این آمار به نتایج دیگری رسیدهاند: "من به عنوان یک ایرانی خیلی خوشحال شدم چون از این آمار به این نتیجه می رسم که بچههای ما در آینده از خلاقیت بیشتری برخوردار خواهند بود."
آقای توحیدی معتقد است از حدود سال ۱۳۸۲شمسی که استاندارد اسباببازی زیر نظر شورای عالی اسباببازی اجباری شد نظارت مناسبی بر واردات این کالا اعمال میشود.
او می گوید: "شوارای اسباب بازی در زمینه واردات اسباب بازی مجوز صادر میکند. برای برخی از موارد که تشخیص داده میشود که موانعی برای واردات آن وجود دارد مجوز صادر نمی کنند. اما با توجه به رواج تجارت زیرزمینی یا قاچاق (بین هفت تا ده میلیارد دلار در سال برآورد میشود) بخشی از اسباب بازیهایی که به آن مجوز داده نمی شود از این طریق وارد کشور میشوند. البته آمار دقیقی در دست نیست که سهم وارادات اسباببازی از طریق قاچاق را مشخص کند."
با وجود مخالفت مقامات رسمی ایرانی اسباب بازیهای وارداتی نزد کودکان و نوجوانان ایرانی جاذبه ویژهای دارند و روزانه بر طرفداران آن نیز افزده میشود.
به نظر میرسد توفیق در این بخش نظیر حوزههای مختلف مستلزم تحقق سلسلهای از عوامل است که شاید مهمترین آن مطالعه و تحقیق گسترده برای ارائه و پردازش شخصیتی متناسب با مقتضیات ذهنی کودک و نوجوان و توجه به الزامات فرهنگی جامعه ایرانی باشد.