|
'در کوله پشتی هيچ بيگانه ای آزادی برای ما حمل نمی کنند' | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
"امروز متاسفانه در ايران، يک عده از جوانها و بخصوص دانشجويان آنقدر از دست اين نظام رنج کشيده اند و عصبانی هستند که می گويند اين آمريکا بيايد ما را راحت کند. يعنی همان اشتباهی که ما در آن زمان به دليل نا آگاهی از تاريخ مرتکب شديم و می گفتيم شاه برود، هر کسی که می خواهد بيايد..." دکتر محمد ملکی دکتر محمد ملکی ، اولين رييس دانشگاه تهران بعد از انقلاب اسلامی ايران و از فعالان سياسی -اجتماعی که در تورنتوی کانادا به سر می برد، روز شنبه (3 فوريه) طی سخنانی در جمع ايرانيان مقيم کانادا در دانشگاه تورنتو به تشريح ريشه های انقلاب فرهنگی در ايران پرداخت و نا آگاهی تاريخی را علت اصلی "انقلاب يا کودتای فرهنگی " دانست. وی گفت: "نبايد دوباره با بی تجربگی و نا آگاهی دچار اشتباهی بشويم که ما قديمی ترها کرديم. وی تاکيد کرد: "ما بايد در آگاهی نسل جديد بکوشيم، چرا که اگر اين نسل آگاه باشد، ديگر اتفاقات اين چنينی تکرار نمی شود." دکتر ملکی در پاسخ به سوال يکی از ايرانيان جوان در زمينه افزايش روند سرکوب جنبش دانشجويی در دوران رياست جمهوری آقای احمدی نژاد و نقش تحريم انتخابات در بدتر شدن اوضاع گفت: "چيزی که بديهی است اين است که اصلا در مملکت ما انتخاباتی وجود ندارد. شما مثل اينکه فراموش کرديد که واقعه ۱۸ تير ۷۸ در دوران حکومت اصلاح طلبان اتفاق افتاد و اساسا از نظر من هيچ فرقی بين دوران خاتمی و احمدی نژاد نيست. فقط احمدی نژاد دارد مچ اين حکومت را روز به روز باز تر می کند." وی در بخشی از سخنان خود در زمينه مبارزات سياسی دانشجويان گفت : "من معتقدم ما اگر می خواهيم انتقادی بکنيم، بايد همانجا انتقاد بکنيم. باشيم که بيايند ماستخور ما را بگيرند... من معتقدم اگر کسی می خواهد واقعا مبارزه کند بايد در ايران مبارزه کند و هزينه اش را هم بپردازد." دکتر ملکی ، درنشست ۳ ساعته خود با ايرانيان خارج از کشور، ضمن پرداختن به نقش دانشگاهها و دانشجويان در تحولات ايران و انقلاب ايران، گفت: "نقش روحانيون در جريان وقوع انقلاب اسلامی، ۲۰ از ۱۰۰ بود. اين حزب توده بود که توانسته بود با جذب روشنفکران، تا قبل از جريان ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد، که دانشگاهيان را درگير مسايل سياسی ايران کرد، فعاليت سياسی کند و پس از رفتن رضا خان، مذهبيون درگير چادر به سر کردن زنان و راه انداختن دسته های سينه زنی بودند، کارهايی که رضا خان آنها را منع کرده بود. " وی سپس با ارايه گزارش هايی مستند از روند بازگشايی دانشگاهها در مهر ماه سال ۱۳۵۸ و تشکيل شوراهای هماهنگی در دانشکده ها و شوراهای عالی در دانشگاهها ، گفت : " وقتی به دستور و اصرار آقای طالقانی سرپرستی دانشگاه تهران به من محول شد، قرار شد که شوراهای هماهنگی را تشکيل بدهيم که همه مشکلات از همين جا شروع شد. نامه ای به شورای انقلاب داديم که تصويب کنند همه کسانی که از سال های ۳۲ زندان بودند، برگردند دانشگاه. شورا هم تصويب کرد و حدود ۱۰۰۰ نفر برگشتند دانشگاهها. کسانی که برگشتند همه سياسی بودند و لذا دانشگاه يک فرم ديگری گرفت و شورای هماهنگی در همه دانشگاههای ايران تشکيل شد. به اين ترتيب که دانشجوها، سه دانشجو را با کمال آزادی انتخاب می کردند و سه استاد و سه نفر کارمند انتخاب می شد و اين می شد شورای دانشکده و فردی را به عنوان رييس دانشکده معرفی می کردند که همه امور دانشکده زير نظر اين شوراها اداره می شد. هيچ کاری هم نداشتيم که گرايشات سياسی افراد چه بود. برای همين افراد زيادی که متمايل به فداييان خلق و يا مجاهدين بودند انتخاب شدند." وی گفت : "آن روزها زمين چمن دانشگاه هر روز محل بحث و فعاليت گروههای مختلف بود. چند تا تانک هم در داخل دانشگاه بود، بالای دانشکده علوم پرچم مجاهدين خورده بود و يک جای ديگر پرچم فداييان. کم کم زمزمه هايی شد و ديدند که دانشگاه استقلال خودش را حفظ کرده و زير بار ظلم و زور نمی رود. فشارها از همان زمان شروع شد. ولی ما توانستيم دانشگاهها را اول مهر ۵۸با پيام آقای خمينی و صحبت های چند نفر بازگشايی کنيم." دکتر ملکی ضمن توصيف همه وقايع و فشارهای بعد از بازگشايی دانشگاهها در سال ۵۸ و حمله گروههای فشار به دانشجويان، اظهار داشت : " همه اين فشارها آنقدر ادامه يافت که بالاخره در روز ۲۷ فروردين ۵۹ وقتی آقای رفسنجانی ميروند دانشگاه تبريز سخنرانی می کنند يک نفر به نام حسن عبدی بلند می شود و شروع می کند عليه ايشان شعار دادن و خلاصه نظم بر هم می ريزد و جلسه به هم می خورد. اما بعدها ما فهميديم که اينها همه برنامه بوده. چون قبل از اين جريان هم آقای آيت ، دبير سياسی حزب جمهوری اسلامی يک نواری را پر کرده بود و گفته بود که دانشگاهها بايد تعطيل شود. از همان جا بحث بسته شدن دانشگاهها جدی شد و به تهران و شورای انقلاب کشيده شد. گفتند دانشگاهها بايد تا روز سه شنبه دوم ارديبهست ۵۹ تخليه شوند و همه گروههای سياسی دفترهايشان را خالی کنند. بسياری از گروهها هم تخليه کردند، جز يکی از گروههای فداييان خلق. زد و خرد و داد و فرياد به راه افتاد و صبح آن روز هم ريختند به دانشگاهها و حمله کردند. چند نفر کشته شد و خيلی ها مجروح شدند و دانشگاهها بسته شد. " در حاشيه دکتر ملکی بارها در صحبت هايش تاکيد کرد که می خواهد به کشور برگردد و از حاضرين خواست تا مراقب سوال هايی که می پرسند باشند. کتاب خاطرات ۶۰۰ صفحه ای وی از دوران زندان مدتی است که آماده شده ، ولی اجازه چاپ ندارد. | مطالب مرتبط شعار 'مرگ بر ديکتاتور' در سخنرانی احمدی نژاد11 دسامبر، 2006 | ايران تاثیر هجدهم تیر بر جنبش دانشجویی ایران09 ژوئيه، 2006 | ايران تولد از بطن خشونت: به بهانه سالروز تشکيل ستاد انقلاب فرهنگی13 ژوئن، 2006 | ايران تازه ترين گزارش ها از ناآرامی های دانشجويی در ايران 24 مه، 2006 | ايران احمدی نژاد ناخواسته نگذاشت جنبش دانشجویی به خواب زمستانی برود28 نوامبر، 2005 | ايران تشکيل دادگاه عزت ابراهيم نژاد07 ژانويه، 2005 | ايران خاتمی: از کج انديشان متعصب طلبکارم06 دسامبر، 2004 | ايران اعتراض صنفی يا طرحی برای برخورد با اصلاح طلبان در دانشگاهها؟12 اکتبر، 2004 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||