|
امواجی که ايرانيان را به دوبی برد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
درباره پيشينه حضور ايرانيان در ساحل جنوبی خليج فارس روايتهای تاريخی گوناگونی وجود دارد اما در دوره های اخير تاريخی، تجمع ايرانيان در اين کشور به قرن نوزدهم ميلادی باز می گردد. سرزمينهای حاشيه جنوبی خليج فارس که خود بخشی از تاريخشان را به عنوان پاره ای از خاک ايران سپری کرده اند عمدتاً پس از کشف نفت در اواخر قرن نوزدهم ميلادی و نياز گسترده به نيروی کار، به دليل جمعيت اندکشان کمبودی را که در نيروی کار داشتند از پرجمعيت ترين کشوری که در نزديکی شان قرار داشت، يعنی ايران تأمين کردند. اما در ميان اميرنشينهای عربی که زيستگاه ايرانيان مهاجر شدند، دوبی حکايت ديگری دارد و ايرانيان نه برای پر کردن خلأ نيروی کار در صنعت نفت بلکه به عنوان بازرگان و سرمايه گذار راهی اين بندر عربی شدند. شمار ايرانيان ساکن دوبی بين دويست تا سيصد هزار نفر تخمين زده می شود و ايرانيان پس از مهاجران شبه قاره هند، عمده ترين جمعيت مهاجر در دوبی را تشکيل می دهند. اين اميرنشين که به گفته مورخان از تاريخ پيدايش آن حتی دويست سال هم نمی گذرد، بخش عمده ای از همين تاريخ کوتاه را با ايرانيانی شريک است که سوار بر موجهای خليج فارس از آن سوی آب آمدند. درباره اين موجها، محمد مسينايی که از ايرانيان پرسابقه دوبی است و سالها به مطالعه هموطنان خود در اين شهر نشسته است می گويد نخستين موج مهاجرت ايرانيان به دوبی در زمان فرمانروايی ناصرالدين شاه قاجار بر ايران در قرن نوزدهم ميلادی پس از آن به راه افتاد که برای نخستين بار بر کالاهايی که از شبه قاره هند به بندرعباس وارد می شد و از اين بندر به ديگر بنادر حاشيه خليج فارس انتقال می يافت عوارض گمرکی وضع گرديد. بازرگانان بندرعباس و مناطق اطراف آن که پرداخت عوارض گمرکی را مقرون به صرفه نمی ديدند به دنبال بارانداز ديگری برای کالاهای خود گشتند و خور دوبی را در آن سوی خليج فارس برای خود مناسب ديدند.
خور دوبی خليج کوچکی است که از ميان شهر دوبی می گذرد و باراندازی طبيعی برای اين بندر فراهم آورده است. دوبی در آن زمان اميرنشينی تحت الحمايه بريتانيا و فاقد مقررات گمرکی و مالياتی بود. آن گونه که مورخان می گويند، حکام دوبی در دورانی که نخستين مهاجران ايرانی را جذب اين شهر کردند، امکانات و امتيازات ويژه ای برايشان فراهم آوردند که نمونه آن را می توان در محله بستکيه دوبی ديد، محله ای که حکام دوبی مخصوص بازرگانان و صيادان مرواريد از شهر کوچک بستک در استان هرمزگان در جنوب ايران ساختند. موج دوم مهاجرت ايرانيان به دوبی، آن گونه که محمد مسينايی می گويد با واقعه کشف حجاب در زمان حکومت رضا شاه پهلوی در ايران آغاز شد. در هفدهم دی 1314 (هفتم ژانويه) 1936، دولت ايران استفاده از حجاب سنتی را برای زنان ممنوع اعلام کرد و اين امر باعث شد شماری از مردم حاشيه خليج فارس که ميزان تعصبات مذهبی در آنها بالا بود به آن سوی خليج فارس و از جمله دوبی بکوچند تا بتوانند به دلخواه خود احکام مذهبی را به جا آورند. به روايت محمد مسينايی، موج بعدی مهاجرت را وقوع انقلاب در سال 1979 در ايران به راه انداخت، انقلابی که در واقع جمع کثيری از ايرانيان را به دلائل مختلف سياسی، فرهنگی، اقتصادی و غيره روانه خارج کرد. اين طيف از مهاجران از جهات مختلف با مهاجران پيشين ايرانی متفاوت بودند و از جمله تفاوتهايی که محمد مسينايی به آنها اشاره می کند، اين است که بسياری از اين دسته از مهاجران به دوبی به چشم ايستگاهی برای يافتن راه مهاجرت به غرب نگريستند و بيشتر آنان تاکنون موفق شده اند به کشورهای غربی بکوچند. امواج مهاجرت ايرانيان به دوبی همچنان ادامه يافت و عمدتاً در سالهای پس از پايان جنگ ايران و عراق، آن گونه که محمد مسينايی می گويد، گروه تازه ای از مهاجران ايرانی وارد دوبی شدند که او از آنان با عنوان تکنوکراتها ياد می کنند، يعنی مهاجرانی که برای پرکردن بازار کار و در جستجوی فرصتهای شغلی به دوبی کوچيدند. تازه ترين موج مهاجرت ايرانيان به دوبی، آن گونه که محمد مسينايی می گويد، طی چند سال اخير به راه افتاده و هنوز ادامه دارد. اين گروه از مهاجران، به گفته آقای مسينايی، بر اثر تبليغات وسيع و امکاناتی که برای سرمايه گذاری در دوبی به راه افتاده جذب اين اميرنشين شده و برخی به صورت دائم و بعضی به شکل موقت دوبی را برای زندگی برگزيده اند. آن گونه که محمد مسينايی می گويد، بخش عمده فعاليت اين دسته از مهاجران ايرانی، سرمايه گذاری در ساخت و ساز و املاک است. شما هم اگر درباره پيشينه حضور ايرانيان در دوبی و ديگر اميرنشينهایی عربی حوزه خليج فارس روايت ديگری داريد به زبان و خط فارسی برای ما بنويسيد تا به نام خودتان در همين صفحه درج شود. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||