BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 16:41 گرينويچ - چهارشنبه 07 ژوئن 2006
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
زندگی کاری زنان روزنامه نگار در ايران: يک تجربه
 

 
 
روزنامه فروش در تهران
'زنان روزنامه نگار با يک 'سقف شيشه ای' (قانون نانوشته) در حرفه خود روبرو هستند که مانع از پيشرفت آنها می شود'
'آزاده'، زن جوان روزنامه نگاری است که در دو روزنامه در تهران کار می کند. او در عين حال در زمينه مسائل زنان هم فعاليت می کند. پر جنب و جوش است و به کارش عشق می ورزد. او اعتقاد دارد که يک زن در ايران بايد عاشق حرفه روزنامه نگاری باشد تا بتواند در اين حرفه دوام بياورد.

برای رفتن به سر کار حجاب اسلامی اش را به طور کامل رعايت می کند. او نه تنها در محيط کارش در روزنامه بلکه بايد هنگام تهيه گزارش هم به نوع پوشش خود توجه کامل داشته باشد.

يک بار که قصد داشته با يکی از روحانيون مصاحبه کند، مجبور می شود کفشش را در بياورد اما چون جورابش مناسب نبوده اجازه نمی دهند مصاحبه اش را انجام دهد.

در راه که به طرف محل کار او می رويم، می گويد که "امروز صبح مثل خيلی روزهای ديگر با زنگ تلفن همراهش بيدار شده و باز هم پای تلفن او را تهديد کرده اند."

با لبخند می گويد که تهديدهای تلفنی بيشتر صبح های زود اتفاق می افتد: "اينجوری به من صبح بخير می گويند و آن وقت تمام روز تن من می لرزد."

ساعت ۱۰ صبح است که با او به محل کارش می روم. او توضيح می دهد: "ما ساعت کاری مشخصی نداريم. گاهی بايد شب يک گزارش را تمام کنيم و به نوعی هميشه در دسترس باشيم. خيلی وقت ها هم مجبوريم تا ساعات دير وقت شب کار کنيم."

در دفتر روزنامه، دبير سرويس با پيشنهاد او برای تهيه گزارشی از زنان فالگير در بازار تهران مخالفت می کند. استدلالش اين است که بازار جای تهيه گزارش برای زنان نيست.

اين اولين باری نيست که او به دليل زن بودنش نمی تواند گزارشی را دنبال کند. برافروخته از مشکلاتش به عنوان يک زن روزنامه نگار می گويد: "زنان روزنامه نگار با يک "سقف شيشه ای" در حرفه خود روبرو هستند که مانع از پيشرفت آنها می شود. نوعی قوانين نانوشته. مثلا زنان به ندرت دبير سرويس می شوند. در برخی روزنامه ها زنان را به سرويس های سياسی و اقتصادی راه نمی دهند. وقتی که يک خبر نگار زن گزارش خوبی تهيه می کند به جای اينکه او مورد تشويق قرار بگيرد، دبير سرويس تشويق می شود."

دبير سرويس، موضوع مصاحبه ای را در اختيارش می گذارد. "آزاده" اميدوار است که بتواند از کانال های شخصی خودش اين مصاحبه را انجام دهد: "بيشتر وقتها ارتباطات کمک بيشتری می کنند تا مجرای رسمی روزنامه. برای همين ما برای انجام کار روزنامه نگاری در ايران بايد از همه امکاناتی که داريم کمک بگيريم . حتی بايد در مواردی هزينه های کاری را هم متقبل شويم. مثلا اگر سوژه ای را پيشنهاد بدهم که برای تهيه آن بايد سفر کنم هزينه اش را بايد خودم پرداخت کنم."

'روزنامه ها در استخدام و پرداخت حقوق مردان را در اولويت قرار می دهند و استدلال می کنند که آنها نان آور خانه هستند'

هوا در نيمه خرداد ماه در تهران داغ است و راه بندان ها نفس گير. نزديک ظهر است. از ساعات کار و نهار می پرسم. "آزاده" انگار حرف تازه ای شنيده باشد با خنده می گويد: "می گويند همه روزنامه نگاران ايرانی زخم معده دارند. به دليل اضطراب دائم کاری و نامنظم غذا خوردن. بيشتر وقتها با عجله تنها برای رفع گرسنگی چيزی می خوريم .ما اگر برای تهيه مطلب در راه نباشيم فشار کار در روزنامه آنقدر زياد است که فرصت غذا خوردن نمی ماند. کار در روزنامه های صبح از ۲بعد از ظهر شروع می شود. اما عملا ما از صبح در گير آماده کردن گزارش هستيم. بعدازظهرها هم برای کار تايپ و صفحه بندی است."

تنها حسن راه بندان های تهران اين است که فرصتی فراهم می کند برای اين که از هر دری سخن بگويی.

تلفن همراه روزنامه نگار جوان زنگ می زند؛ کسی که پشت خط است می خواهد مطمئن شود که او حالش خوب است: "خانواده من موافق نبودند که من اين شغل را انتخاب کنم، برای اينکه کار خطرناکی است. در ايران روزنامه نگاران امنيت شغلی ندارند. به جز درگيری های سياسی که ممکن است برای آدم پيش بيايد. بيکاری، دائم ما را تهديد می کند. هر وقت زودتر به خانه می روم مادرم با نگرانی می پرسد : چی شد؟ روزنامه تان را بستند؟ بيکار شدی؟"

"آزاده" می گويد در موقع دريافت حقوق هم زنان روزنامه نگار وضع بدتری دارند: "در روزنامه های مستقل حقوق ها نا مرتب پرداخت می شود. در اين مورد هم وضع زنان بدتر است . با اين استدلال که مردان نان آور خانه هستند اول آنها حقوق می گيرند . من يادم نمی آيد که به موقع حقوق گرفته باشم. در روزنامه های دولتی وضع فرق می کند."

از "آزاده" در مورد بيکاری زنان روزنامه نگار می پرسم. او می گويد: "وضع زنان از اين نظر هم بدتر است. وقتی روزنامه ای تعطيل می شود روزنامه ها ی ديگر سعی می کنند روزنامه نگاران آنها را جذب کنند. برای اين روزنامه ها هم اولويت با مردان است با هما ن استدلال نان آور بودن. در مواردی زنان حاضر می شوند بدون پول و يا با درآمد بسيار پائين کار کنند با اين اميد که روزی دوباره حقوقی دريافت کنند."

زن جوان روزنامه نگار در هماهنگی هائی با دبير سرويس متن مصاحبه اش را آماده می کند و می توان دريافت که او ده ها نکته را بايد در نظر بگيرد تا مطلبش چاپ شود و دچار دردسر نشود.

آزاده می گويد: "در روند کار ابتدا دبير سرويس قسمت هايی را حذف می کند. وقتی او مطلب را امضاء کرد بايد شورای سردبيری آنرا تائيد کند. اگر اشکالی وجود داشته باشد مدير مسئول بايد به عنوان آخرين نفر آن را تائيد کند. معمولا مطلبی که به اين مرحله می رسد چاپ نمی شود. همه اين مراحل غير از خود سانسوری اوليه است ."

تلفن همراهش دوباره زنگ می زند و او بر آشفته می شود. بازهم تهديد.

"آزاده" در ميان ترس از حکومت، ترس از بيکاری، فشارهای اجتماعی و کارهايی که به دليل زن بودنش به او تحميل می شود، با دلواپسی يک روز کاری ديگر را دنبال می کند.

 
 
مطالب مرتبط
بار فقر بر دوش زنان ايرانی سنگين تر است
06 نوامبر، 2005 | اقتصاد و بازرگانی
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران