BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 21:12 گرينويچ - دوشنبه 05 سپتامبر 2005 - 14 شهریور 1384
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
260 سال با شهرداری تهران؛ پرماجرا و پردردسر
 

 
 
پوستر تبليغاتی باقر قاليباف در انتخابات رياست جمهوری ايران
باقر قاليباف که رقيب محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری ايران بود، سرانجام جانشين او در شهرداری تهران شد
شهرداری تهران که دو ماه پيش مسوولش به رياست جمهوری کشور انتخاب شد، سرانجام به محمد باقر قاليباف رسيد که پنج ماه قبل، رياست پليس کشور را برای شرکت در انتخابات رياست جمهوری ترک گفته بود.

اين پردردسرترين سمت حکومتی در ايران از نود سال پيش که تاسيس شد تاکنون ده ها مسوول را به زندان انداخته و تنها يکی را به رياست جمهوری رسانده است.

دويست و شصت سال قبل که سرسلسله قاجاريه، تهران را که در متون تاريخی به عنوان قريه ای در شمال ری از آن ياد شده به مرکزيت کشور گماشت، حکومت بر اين شهر را به صدراعظم سپرد و مهم ترين وظيفه اش را هم اين قرارداد که وقت مرگ او دروازه شهر را جز به روی وليعهد (فتحعليشاه بعدی) نگشايد. در آن زمان در قريه پرچنار و بيست هزار نفری تهران، کاری مهم تر از حفاظت از قصرهای سلطنتی نبود.

از آن پس، در زمان مرگ چهار پادشاه، وليعهدش به تهران رسيد و تاجگذاری کرد. تا شهر شاهد انقلاب مشروطيت شد و پيش از آن که پنجمين شاه قاجار بميرد، فرمان مشروطيت به امضايش رسيد و برای نخستين بار خبرنگار روزنامه تايمز لندن از آن گزارش ها به جهان فرستاد.

ششمين پادشاه اما وقتی که شهر توسط مخالفانش فتح شد، همراه حاکم تهران به سفارت روس پناهنده شد و اين آغاز روندی بود که سرنوشت سه پادشاه بعدی ايران را هم رقم زد که از دروازه های پايتخت به تبعيدی رفتند که بازگشتی در کار نبود. تا سرانجام آخرين پادشاه، در يک روز زمستانی بيست و هفت سال قبل رفت و با رفتنش نظام پادشاهی هم برافتاد اما تهران همچنان پايتخت ماند.

وقت پايان کار پادشاهی، شهردار تهران تنها مقامی بود که استعفای خود را به رهبر آينده کشور، آيت الله خمينی تقديم کرد که ده روز قبل از تبعيدی سيزده ساله به شهر بازگشته و در ميان آن نشسته و رييس دولت تعيين کرده بود.

اما تا نوبت به جواد شهرستانی، آخرين شهردار دوران سلطنت برسد تهران بيش از چهل شهردار و سرپرست شهرداری پيدا کرده بود که نخستين آن ها ميرزا عيسی وزير همان است که برای اولين بار نقشه جامعه و محدوده شهر را به يک فرانسوی سفارش داد و تهيه کرد و در مقابل ساختن دوازده دروازه و بارو برای شهر، زمين های خالی درون شهر و اطرافش را از شاه هديه گرفت.

اين قريه ها که به نام زنان اولين حاکم (شهردار) مستقل نامگذاری شده اند اينک در دل شهری قرار گرفته اند که جمعيتش از بيست هزار به بالای ده ميليون رسيده است. نازآباد، فخرآباد، عشرت آباد، مهرآباد، بهجت آباد و...

اولين در هم ريختگی

اولين باری که تهران به هم ريخت همزمان با جنگ جهانی اول بود که خبر رسيد شاه قصد دارد از تهران برود و پايتخت به جائی ديگر (احيانا اصفهان) منتقل خواهد شد. در اين زمان بود که ضعف سيستم حمل و نقل (درشکه) خود را نشان داد که در يک روز نرخش از دو شاهی به ده تومان رسيد.

اولين بار که کودتايی در تهران رخ داد، سوم اسفند سال ۱۲۹۹ شعار نخست وزيرکودتا (سيد ضياالدين طباطبايی) پاکسازی خيابان ها، بستن قمارخانه ها، تامين امنيت، تميزکردن معابر و جوی ها بود، کاری که از فردای گرفتن حکم صدارت به آن همت گماشت و برای همين منظور ايپکچيان، تنها شهردار ارمنی را مامور کرد و خود هر روز به نظارت پرداخت تا سرانجام وقتی سه ماه بعد تبعيد می شد برای مخارج سفرش بودجه ای را که شهردار منصوبش گرد آورده بود، پنجاه هزار تومان به او دادند.

از اين زمان تا شش سال بعد که سردار سپه خود را به سلطنت برساند، نظارت بر شهر و گردش امور آن را خود به عهده داشت و برای اجرا نظاميانی مانند سرلشگر کريم بوذرجمهری را مامور داشت که که نوسازی شهر و تاسيس بلوارها و اسفالت و تنظيم و تقسيم آب قنات ها از وی به يادگار ماند.

تا اين زمان، شهر يک تراموا داشت که در نقاط مرکزی آن می گشت و قطاری هم به جنوب می رفت و زايران را به حرم حضرت عبدالعظيم می رساند.

به دستور شهردار نظامی، تراموا جمع شد تا شهر گسترش يابد و دويست اتوميبلی که در آن بودند بتوانند گذر کنند و ماشين دودی هم ماند تا شهرداری ديگر سی و پنج سال بعد آن را با وعده ساخت مترو جمع کند.

سوم شهريور سال ۱۳۲۰ که ارتش متفقين به ايران وارد شد، اولين باری بود که ساکنان شهر هواپيمائی را ديدند که بمب و اعلاميه می ريخت.

بمب که درکهريزک افتاد به اندازه ای همه را ترساند که مردم در صدد فرار برآمدند اما به سرعت دانستند که امن تر از تهران جائی نيست و بزرگان همه کشور در اين جا گرد آمدند.

رضاشاه قبل از استعفا شهر را به دست حاکم نظامی سپرد تا سه هفته بعد که با مشايعت همان فرماندار نظامی، صبحگاهی تهران را ترک گفت.

وظايف سياسی

در آزادی هايی که بعد از استعفای رضاشاه بروز يافت، وظيفه تازه ای بر وظايف شهرداری تهران افزوده شد و آن هر دو سال برگزاری انتخابات بود که شهرداران در تدارک و برپايی آن نقش اصلی داشتند. از همين رو شغل شهرداری تهران سمتی سياسی شد که با تغيير هر دولت جابه جا گشت.

بيست سال بعد، همزمان با آغاز اصلاحاتی که انقلاب سفيد نام گرفته بود، احمد نفيسی شهردار درس آموخته تهران نقش مشاور شاه را به عهده گرفت و از جمله برگزاری کنگره ای بر عهده اش گذاشته شد که با عنوان "کنگره آزاد زنان و آزاد مردان" مقدمات همه پرسی اصولی را فراهم کرد که سرآغاز مدرنيزم بود. اما احمد نفيسی از شهرداری برای سه سال به زندان رفت.

با آغاز فوران بهای نفت، نوسازی شهرتهران از جمله اولين اقداماتی بود که به دستور شاه در دستور کار دولت قرار گرفت که طرح جامعی داشت و نقشه ای بلندپروازانه و برای اين کار غلامرضا نيک پی مامور گشت که علاوه بر تغييرات اساسی در شهر، بنای يادبودی را افتتاح کرد که "شهياد" نام گرفت و بعد ها بنای آزادی شد و نشانه شهری که قبل از آن نشانه اش ساختمان قديمی شهرداری بود که در همين زمان به علت بدهی به دولت تخريب شد.

اما سومين شهردار اثرگذار تهران، در اوج انقلاب در جواب انتقادهای عمومی به سخت گيری های او برای کنترل محدوده و جمعيت شهر برکنار شد و پس از آن، به حکم دادگاه انقلاب، تنها شهردار تهران بود که سرنوشتش به اعدام ختم شد.

بعد از انقلاب

کوتاه مدتی بعد از آن که جوادشهرستانی استعفای خود را در مدرسه علوی به آيت الله خمينی داد و مامور شد که به اداره شهر ادامه دهد، با پيروزی انقلاب محمد توسلی از اعضای نهضت آزادی توسط دولت موقت به شهرداری تهران منصوب شد که نزديک دو سال در اين سمت ماند.

هشت ماهی پس از او، شهرداری با سرپرست گشت تا نوبت به غلامحسين دلجو، استاد دانشگاه پلی تکنيک رسيد که سال بعد جای خود را به سيفيان، استاد دانشکده هنرهای زيبا داد و از پس شهرداری شهر جنگ زده ای که در آخرين روز تابستان سال ۵۹ برای دومين بار و اين بار به طور جدی بمباران شده بود دست به دست گشت.

حسين بنکدار چندماهی شهردار ماند تا نوبت به محمد نبی حبيبی، رهبر فعلی هيات موتلفه اسلامی رسيد که چهار سال بعد با وقوع سيلی در جنوب شهر، وزير وقت کشور برکنارش کرد. مرتضی طباطبايی، شهردار بعدی، که بمباران ويرانگر سوم در زمان وی اتفاق افتاد بعد از ۲۶ ماه وقتی ساختمان شهرداری را ترک گفت که مديرانش به زندان افتاده بودند و خودش هم احضار شده بود.

در اين زمان دولتی که برای سازندگی بعد از جنگ به رياست اکبر هاشمی رفسنجانی بر سر کارآمده بود به صرافت طرحی افتاد که از سال های دور در سر حکومتگران بود؛ تغيير پايتخت از تهران به اصفهان.

از دل اين طرح، نه که پايتخت به کنار زاينده رود نرفت بلکه استانداری که اصفهان را دگرگون کرده بود شهردار تهران شد.

غلامحسين کرباسچی چهارمين شهرداری بود که در طول عمر دويست و پنجاه ساله پايتخت، بعد از ميرزا عيسی وزير، کريم بوذرجمهری و غلامرضا نيک پی، دگرگونی شهر را عهده دار شد و موفق گرديد تهران را از حالت شهری جنگ زده و هشت سال رها شده به شهری مدرن تبديل کند.

پايان کار او همانند سلفش شد، مديرانش به زندان افتاده و خودش دارای پرونده ای که سرانجام ماه ها به زندانش انداخت.

او هشتمين شهردار تهران در دوران جمهوری اسلامی بود، که گرچه به حبس افتاد اما پرآوازه ترين آن ها نيز بود.

در زمان وی شهردار تهران دارای کرسی ثابتی در هيات دولت شد، شهر دارای روزنامه ای شد که پرشمارگان ترين روزنامه کشور گشت و زيباسازی و عمران شهر، تهران را خواهر خوانده بسياری ازشهرهای معتبر جهان کرد و شهردار را دارای بخت رياست جمهوری و همزمان در راس حزبی از مديران و تکنوکرات های دولتی نشاند.

پس از کرباسچی

در حالی که کرباسچی با مشايعت وزيران و نمايندگان مجلس و مردم به زندان اوين رفت اما کسی در جست و جوی پرکردن جای خالی او نبود تا زمانی که اولين شورای شهر تهران انتخاب شد و همگی اعضای آن که از اصلاح طلبان بودند مرتضی الويری را به جانشيی کرباسچی گماردند.

اولين شهردار منتخب اولين شورای شهر تهران، در پی درگيری طولانی مدت با اعضای شورا بعد از دو سال کنار رفت و اين در حالی بود که اولين رييس شورای شهر،عبدالله نوری هم راهی زندان شده و نايب رييسش سعيد حجاريان در مقابل عمارت شورای شهر ترور شده بود.

محمد حسين ملک مدنی، دهمين شهردار جمهوری اسلامی در اواسط سال ۸۰ نهاد عظيمی را که خود سال ها نفر دوم آن بود به عهده گرفت اما ابلاغ دستور توقف فروش تراکم – که زمينه ساز ساخت برج های بلند در شهر شده بود – چنان بحرانی در پی آورد که شورای شهر تهران را به بدترين تجربه شورايی تبديل کرد و اولين نهادی شد که از دست اصلاح طلبان به در رفت.

محافظه کاران که با استفاده از عدم رغبت مردم به حضور در انتخابات دوم شورای شهر تهران، تمامی کرسی های آن را به دست آورده بودند در يک حرکت نامنتظر محمود احمدی نژاد، استاندار سابق اردبيل را به شهرداری تهران منصوب کردند.

با حضور او آن صندلی که به نام شهردار تهران در هيات دولت گذاشته شده بود، برداشته شد. اما تحرک های سياسی بعدی، از جمله پيروزی محافظه کاران در انتخابات مجلس هفتم، زمينه ای فراهم آورد تا احمدی نژاد در حادثه ای غيرمنتظر از شهرداری تهران به رياست جمهوری رسيد.

در سه ماهی که از برگزاری انتخابات رياست جمهوری می گذرد نامی که قرارست به جای احمدی نژاد در راست تشکيلات وسيع شهرداری تهران بنشيند در زبان ها گشت.

گمانه زنی های مختلف از جمله نامزدهای رياست جمهوری را شامل می شد تا سرانجام شورای شهر تهران با يک رای اضافی، در مقابل معاون فعلی شهرداری، باقرقاليباف سردار نام آشنا را به عنوان دوازدهمين کسی که در بيست و شش سال گذشته شهرداری پايتخت را به عهده گرفته ، برگزيند.

اينک سئوال اين است که فرمانده نيروی انتظامی که رای قابل توجهی هم برای رياست جمهوری به دست آورد، در مقامی که برای شهرداران پيشين هم محل پرش بوده است و هم دام زندان، چه سرنوشتی به عهده خواهد داشت.

قاليباف اولين کسی نيست که به گفته رييس شورای شهر، به اکراه اين سمت را پذيرفته است. پيش از وی در همه ساليان گذشته، بسيار کسان در راس شهرداری تهران نشستند که با توجه به عظمت مشکلات آن و مطالبات گسترده مردمانش، تمايلی به گرفتن اين سمت پردردسر نداشتند.

 
 
مطالب مرتبط
قاليباف شهردار تهران شد
04 سپتامبر، 2005 | ايران
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران