|
رای دادن يا رای ندادن؟ هنوز مساله اين است | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مردم ايران در حالی قرار است روز جمعه، سوم تيرماه، در دور دوم انتخابات رياست جمهوری شرکت کنند که با وجود تحولات کم سابقه ای که در اين انتخابات پيش آمده، هنوز اين سوال که چه اندازه از واجدان حق رای در انتخابات شرکت خواهند کرد، سوالی اصلی و پاسخ به آن، پاسخی تعيين کننده محسوب می شود. اگرچه در پی اعلام نتايج دور اول، مرزبندی های تازه ای در عرصه سياسی کشور صورت گرفت و با دو قطبی شدن فضا، طرفداران هر يک از دو نامزد راهيافته به دور دوم تمام توان خود را به کار گرفتند که مردم را به شرکت در انتخابات و برگزيدن نامزد مورد حمايـت خود ترغيب کنند، اما به نظر می رسد که هر دو نامزد با ترديدهای بسياری در اين زمينه روبه رو هستند.
در اين فضای دو قطبی شده، سه جهت گيری عمده و متمايز قابل تشخيص است: جهت گيری اول، از آن طيف متنوع و نه چندان هماهنگی است که با وجود اختلاف های چشمگير درونی، تنها برای جلوگيری از پيروزی محمود احمدی نژاد، به سود اکبر هاشمی رفسنجانی قصد دارند در دور دوم انتخابات شرکت کنند. اين طيف، از هواداران سنتی و ثابت آقای رفسنجانی از جمله حزب کارگزاران، گروهی از محافظه کاران ميانه رو و روحانيون، تندروترين گروه های اصلاح طلب جمهوری اسلامی، مانند جبهه مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و بخشی از نيروهای منتقد حاکميت تشکيل شده و در مجموع، بر طبقه متوسط جامعه متمرکز است. به اين ترتيب، گروهی از فعالان سياسی که تا پيش از اين در شمار منتقدان اکبر هاشمی رفسنجانی بوده اند، اکنون از هراس پيروزی محمود احمدی نژاد، مردم را به شرکت هر چه بيشتر در انتخابات و رای دادن به آقای رفسنجانی فرا می خوانند. جهت گيری دوم، متعلق به گروه ديگری از کسانی است که بر شرکت در انتخابات و رای دادن تاکيد می کنند، اما خواستار پيروزی محمود احمدی نژاد هستند.
اين طيف، شامل هواداران ثابت و بخش تندرو جناح محافظه کار است که به دليل برخورداری از خصلت سازمان يابی می تواند به طور موثر به سود آقای احمدی نژاد وارد عمل شود؛ ضمن اينکه به نظر می رسد اقشار سنتی و کم درآمد جامعه نيز تا حد زيادی جذب شعارها و برنامه های محمود احمدی نژاد شده اند. آخرين جهت گيری در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری، مربوط به کسانی است که از ايده تحريم انتخابات و عدم شرکت در آن دفاع می کنند. تحريم کنندگان انتخابات، عمدتا شامل کسانی می شود که مخالفت ها يا انتقادهايی بنيادين و ساختاری را نسبت به جمهوری اسلامی مطرح می کنند و بر اين باورند که انتخابات رياست جمهوری با هر نتيجه ای که در پی داشته باشد، نمی تواند تاثيری جدی بر رويکرد و عملکرد حاکميت برجای بگذارد. البته به دليل آنکه بخش قابل توجهی از تشکل ها و چهره های سرشناسی که ابتدا از تحريم سخن گفته بودند، در نهايت به صف دعوت کنندگان به انتخابات پيوستند، تحريم کنندگان که اغلب از طبقه متوسط و اقشار تحصيل کرده جامعه هستند، در مجموع بسيار پراکنده و فاقد ابزار لازم برای پيشبرد ديدگاه خود به نظر می رسند.
در اين ميان، مرور خاستگاه اجتماعی هر سه طيف حاميان دو نامزد رياست جمهوری و طرفداران تحريم انتخابات نشان می دهد که در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری، به موازات پر رنگ شدن علايق و منافع طبقاتی، نقش گروه های مرجع در هر دو سوی کشمکش ها، از روحانيون سنت گرا گرفته تا روشنفکران هوادار مدرنيته نيز به طور محسوسی کاهش يافته است. در شرايطی که افزايش شکاف های طبقاتی، رشد ناهمگون و حاد شدن مشکلات اقتصادی و معيشتی رای دهندگان، تاثيری تعيين کننده بر جهت گيری آنان گذاشته، بيمناکی از انسداد هرچه بيشتر و اعمال محدوديت های بيشتر در زمينه آزادی های سياسی، اجتماعی و فرهنگی، عامل موثر ديگری در جهت دادن به رای پاره دوم جامعه شده است. پاره سوم نيز، چه با رويکرد حل مشکلات اقتصادی و عدالت اجتماعی و چه با آرزوی دمکراسی و آزادی، تحقق آرمان های خود را در ساختار کنونی قدرت ممکن نمی بيند و از اين رو، چاره حل مشکلات را اساسا در شرکت در انتخابات جست و جو نمی کنند. به هر روی، نتيجه انتخابات روز جمعه و پيامدهای آن نه تنها نشان خواهد داد که کدام يک از اين سه رويکرد، در تفسير شرايط و ارايه راهکار موفق تر بوده اند، بلکه تاثيری غير قابل انکار بر فضای سياسی کشور و سمت و سوی تحولات آتی بر جای خواهد گذاشت. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||